تبلیغات
آفتاب پنهان - اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان
 
صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
دوستان
اهانت پیشوایان بهائیت به شیعیان
ممكن است گفته شود همسویی و همكاری امثال ارتشبد شفقت بهائی با رژیم پهلوی بر ضد اسلام و روحانیت، اقدامی شخصی و خودسرانه! بوده و ربطی به بهائیت و پیشوایان آن نداشته است. در این صورت باید گفت این تصور، توهمی بیش نیست و باید دانست كه به اصطلاح، «آب از سرچشمه گل آلود است»! نمونه ها و شواهد این امر بسیار است و در این باره در ذیل فقط به چند نمونه اشاره شده است:

1- حسینعلی بهاء (مؤسس بهائیت) در الواح و آثار خویش صراحتاً و به كرات به شیعیان توهین و حمله كرده و برای نمونه در كتاب اشراقات، از آنان با تعابیری چون «شیعه شنیعه» و «پستترین حزب و امت» یاد كرده و علمای تشیع را (به دلیل نپذیرفتن ادعای باب و بهاء) با تعبیر «فراعنه و جبابره» و پراكندگان «اوهام» در بین مردم مورد طعن و لعن قرار داده است. از زبان او در كتاب «مائده آسمانی» آمده است:

«بگو ای مردم، اگر به نور ایمان فائز نمی شوید، از ظلمت حزب شیعه خود را خارج نمایید لعمرالله اعمال [آنها] غیراعمال رسول و همچنین اقوال...». و نیز: به خدا قسم «حزب شیعه از مشركین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذكور» است! در مورد توهین به علمای اسلام و شیعه نیز سخن بهاء در كتاب «ایقان» درخور ذكر است كه با اشاره به محالفت ملت ایران با باب (به رغم وجود به اصطلاح حجج و دلایل باهرات! بر حقانیت وی) گفته است: «حال ملاحظه نمایید كه چقدر ناس نسناس اند و به غایت حق ناسپاس، كه چشم از جمیع اینها [یعنی دلایل حقانیت باب] پوشیده اند و به عقب مرداری چند كه از بطنشان انفال مال مسلمانان می آید [مقصودش ظاهراً علمای اسلام است] می دوند و با وجود این چه نسبت های غیرلائقه كه به مطالع قدسیه [یعنی باب و بهاء] می دهند...». «بگو ای گروه علما، آیا صدای قلم اعلای مرا نمی شنوید و این خورشید تابان از افق ابهی را نمی بینید؟ تا چه وقت بر بتهای هواهای خود معتكف می باشید؟ اوهام را رها كنید و رو به خدای مولای قدیم خود [مقصود خود اوست!] بیاورید.»

2- عباس افندی، فرزند بهاء، راجع به علمای ایران --- كه پیداست به علت تباهی نقشه ها و دسائس خویش، سخت از دستشان كلافه بوده است ---- نوشته است: «این قوم، خویشتن را علمای دین مبین و حامی شرع متین و جانشین سیدالمرسلین می شمرند و چون ثُعبان [افعی] بدكیش، بیگانه و خویش را نیش می زنند و چون مار و عقارب، اباعد و اقارب [دوران و نزدیكان] را می گزند... چون گرگان خونخوار اغنام الهی را بدرند و دعوای شبانی كنند و چون دزدان راه، قطع طریق و سد سبیل نمایند و قافله سالاری خواهند... چون... به فضائل [آنان]نگری، هریك اجهل از انعام و بهیم [جاهل تر از چهارپایان اند]... در مدارس چون بهائم [حیوانات] اسیر خوردن و خوراك اند و چون سباع ضاریه [درندگان خون آشام] بی مبالات و بی باك»!62 وی در جای دیگر به بهائیان بشارت داده است كه «من بعد، دستگاه اجتهاد و حكمرانی علما و مرافعه در نزد مجتهدین و تمسك عوام به ایشان و صف جماعت و ریاست روِسای دین، پیچیده خواهد شد.» نیز به فضل الله صبحی گفته است: علمای معاصر ایران «عالم نیستند، زندیق اند...»!

3- شوقی افندی (جانشین عباس افندی) در سال 1320 شمسی (1941ق) لوحی با عنوان «قد ظهر یوم المیعاد» نوشته است. در این كتاب، وی از وقوع انقلابی در جهان یاد كرده كه معتقد است در پرتو مسلك بهائی به وقوع پیوسته و به سبب آن انقلاب، شوكت و عظمت اسلام و علمای شیعه منهدم شده است. وی در این لوح كه عنوان زشت «عواقب نكبت بار شیعه اسلام» را بر پیشانی دارد، در هتاكی و بی حرمتی به روحانی و مجتهد، فقه و اصول، مسجد و جماعت، تكیه و روضه و روضه خوان، و وعظ و واعظ شیعه سنگ تمام گذارده است كه با پوزش از ملت شریف و مسلمان ایران، به ذكر گوشه هایی از آن می پردازیم:«انقلابی كه... از تسلط علمای مذهبی كه قرنها جوهر اسلام در آن كشور (یعنی ایران) به شمار می رفتند جلوگیری كرده و طبقه ای را (علما) كه دستگاه دولت و حیات ملت به طرح لایتجزی با آن آمیخته شده بود، باطناً واژگون ساخت. این انقلاب...

در حقیقت اساس دولتی را كه بر پایه شعائر دیانتی تشكیل یافته بود متلاشی ساخت؛ همان دولتی كه تا آخرین نفس منتظر و مترصد ظهور امام غایب بود؛ آن امامی كه... بایستی بر تمام كره ارض حكومت نماید.» وی در ادامه نوشته است: «حصین اسلام، كه ظاهراً تسخیرناپذیر به نظر می آمد، اكنون از اساس تكان خورده... درهم می ریزد.» همچنین افزود: «معممین مذهب اسلام، كه به فرموده حضرت بهاءالله سرهای خود را با سبز و سفید مزین نموده و مرتكب شده اند آنچه روح امین را به نوحه درآورده، با كمال بی رحمی نابود شدند...

عمامه های گنبدآسا و وزین علمای ایران كه حضرت عبدالبهاء از روی كنایه گنبدهای نیلگون و سفید فرموده اند، در حقیقت سرنگون گردید. آن پرمدعاهای متعصب و خائن و دنی كه سرهاشان حامل آن عمامه ها بود، به فرموده حضرت بهاءالله زمام ملت در قبضه اقتدار آنها بود و در «قول، فخر عالم اند در عمل، ننگ امم»... عربده های متعصبانه... و فتاوای آنها، كه با آن وقاحت صادر می شد و در بعضی موارد شامل اعتراض به سلاطین بود، حال نسیاًمنسیا گردیده... این جماعت ناپاك البته ذلتی را كه به آن دچار شده مستحق بوده اند.» جالب است بدانیم آنچه را شوقی افندی، در فوق بدان مباهات كرده است، اعمالی بود كه رضاخان (بركشیده آیرونساید) به دستور لندن، با زور و تزویر و خون و آتش در این مرز و بوم انجام داده بود.

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :