تبلیغات
آفتاب پنهان - روز شمار جریان بهائیت و بابیت
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
روز شمار جریان بهائیت و بابیت
در بحث از فرقه ی بابیت و بهائیت، و بررسی مسائل گوناگونی راجع به آن ها، جای جای با حوادث و رویدادهایی روبه رو می شویم كه شناخت جایگاه و جغرافیای تاریخی آن ها به آشنایی كلی و جامع با پیشینه ی این فرقه در طی تاریخ نیاز دارد. با این آشنایی كلی، خواننده می تواند بفهمد هر رویداد یا تحول خاص در چه مرحله ای از تاریخ فرقه روی داده است و زمینه و بستر تاریخی آن چیست؟ نوشتار پیش رو، با مروری بر پیشینه ی فرقه ی بابیت و بهائیت (از آغاز تا عصر حاضر)، تصویری كلی از این امر به دست می دهد.

- 1259. ق: مرگ سید كاظم رشتی (رهبر شیخیه و استاد میرزا علی محمد باب).

- جمادی الاول 1260. ق: ادعای بابیت توسط علی محمد شیرازی «باب» در شیراز برای نخستین بار نزد ملا حسین بشرویه ای (از اركان بابیه).

- 1261. ق: اقدام ملا صادق خراسانی (از اتباع باب) به ذكر عبارت «اشهد ان علیا قبل نبیل باب بقیه الله» در اذان نماز جمعه در شیراز به دستور باب، [1] و عكس العمل تند مردم نسبت به این امر، و اقدام حاكم فارس (حسین خان نظام الدوله) به احضار، توقیف و تنبیه باب، و نهایتا اقدام باب در تكذیب ادعاهایش بر سر منبر در مسجد وكیل شیراز نزد علما و مردم، و حصر شدید وی در منزل.

- 1262. ق: فرار باب به اصفهان و پذیرایی حاكم گرجی نژاد و ارمنی مذهب شهر (منوچهر خان معتمدالدوله) از او، و عجز باب از پاسخگویی به سؤالات علمی علمای اصفهان (میرزا حسن نوری حكیم و محمد مهدی كلباسی و...)، و ادامه ی پذیرایی حاكم از او به طور مخفیانه.

- 1263. ق: حبس باب به دستور محمد شاه قاجار و صدراعظم وی (حاج میرزا آقاسی) به مدت نه ماه در زندان ماكو، و نگارش «بیان» (كتاب مقدس بابیان) توسط باب در آنجا.

- جمادی الاول 1264 - شعبان 1266. ق: انتقال باب به قلعه ی چهریق (در حوالی ارومیه) و حبس وی به مدت 27 ماه در آنجا. وی چندی بعد برای مناظره ی علما با او در حضور ولیعهد (ناصرالدین میرزا) به تبریز احضار شد و پس از شكست در مناظره با علما، چوبكاری شد و به خط خویش توبه نامه نوشت و جمیع ادعاهایش را تكذیب كرد.

- 1264. ق: تجمع بهائیان به رهبری ملا محمد علی قدوس و قره العین و حسینعلی بهاء در بدشت (حوالی شاهرود) و ظاهر شدن قره العین به نحو غیرمنتظره و شگفت انگیز به صورت بی حجاب و بزك كرده در جمع بابیان، و اعلام نسخ دیانت اسلام و لغو احكام آن (با پشتیبانی حسینعلی بهاء)، و ایجاد بحث و جنجال در بین حضار و خروج جمع بسیاری از آنان از مسلك بابیت، و حمله ی مردم مسلمان منطقه به بابیان بر اثر پخش خبر روابط نامشروع قره العین با قدوس و بهاء.

- 1265. ق: تعیین میرزا یحیی صبح ازل (برادر بهاء) در سن نوزده سالگی از سوی باب به عنوان وصی و جانشین وی، و قبول این امر توسط بابیان و از جمله: برادر بزرگ ترش، حسینعلی بهاء.

- 1266 - 1265. ق: آشوب های خونین بابیان به طور پیاپی در نقاط مختلف ایران (مازندران، نیریز و زنجان) و سركوبی قاطع همه ی آن ها توسط مرحوم امیركبیر.

- 27 شعبان 1266. ق: اعدام باب در تبریز به حكم مراجع دینی بزرگ شهر و فرمان قاطع امیر، به مباشرت برادرش (وزیر نظام).

- شعبان 1267. ق: كشف توطئه بابیان برای قتل امیر، و تبعید حسینعلی بهاء به فرمان امیر به عراق.

- ربیع الاول 1268. ق: قتل امیر در حمام فین كاشان (با توطئه ی مشترك عمال استبداد و استعمار) و باز شدن راه برای صدارت رقیب و عامل عزل و قتل وی، میرزا آقاخان نوری؛ «تحت الحمایه انگلیس» و دوست دیرین بهاء.

- رجب 1268. ق: بازگشت بهاء از عراق به دعوت میرزا آقاخان نوری، و پذیرایی از وی توسط برادر میرزا آقاخان.

- 28 شوال 1268. ق: اقدام نافرجام تروریست های بابی به ترور ناصرالدین شاه، و اتهام جمعی از بابیان به دست داشتن در توطئه ی قتل شاه، و پناهندگی سریع حسینعلی بهاء به خانه ی منشی سفیر روس در زرگنده (منطقه ی ییلاقی سفارت روسیه) و نهایتا دستگیری و حبس حسینعلی بهاء (در كنار دیگر سران و فعالان بابیه)، و قتل سران بابیه و آزادی بهاء از زندان و اعدام پس از چهار ماه (با فشار شدید سفیر روسیه در ایران؛ پرنس دالگوروكی) و تبعید وی در ربیع الاول 1269 - تحت الحفظ مأمور سفارت - به عراق.

- 1 ذی قعده 1268. ق: قتل قره العین در تهران توسط داماد امیركبیر (عزیزخان سردار مكری).

- 1270. ق (1854. م): ورود مانكجی هاتریا (زردشتی هندی تبار، تبعه ی دولت هند بریتانیا، و عضو مشهور سرویس اطلاعاتی انگلستان) از طریق بغداد به ایران، همراه چندین سفارش نامه از دولت انگلیسی هند خطاب به مقامات و سفرای انگلیسی در بغداد، اسلامبول، بوشهر و تهران، با مأموریت پیشبرد اهداف سیاسی و اطلاعاتی استعمار بریتانیا در منطقه نظیر تقویت شبكه های ماسونی، دامن زدن به تقابل میان ایران و اسلام، تقویت اقلیت های رسمی و غیر رسمی این كشور از جمله: زردشتیان، صوفیه و بهائیان، و بهره گیری از آن ها در جهت ستیز با فرهنگ ملی - دینی این كشور، و احكام و مقررات اسلامی (با كمك سفارت انگلیس در تهران و ماسون های ایرانی و غیر ایرانی نظیر جلال الدین میرزا قاجار، نایب فراموشخانه ی فراماسونری، میرزا ملكم خان و فتحعلی آخوندوف، سرهنگ ضد اسلام در دستگاه نایب السلطنه روسیه در قفقاز اشغالی)، و این همه تحت پوشش فعالیت فرهنگی و اجتماعی به نفع زردشتیان ایران و...

مانكجی پیش از ورود به ایران، در همان سال 1270. ق، در بغداد با حسینعلی بهاء دیدار و گفت و گو كرد و با او پیوند دوستی برقرار نمود كه تا پایان عمر به وسیله نامه نگاری ادامه داشت. همچنین میرزا ابوالفضل گلپایگانی (مبلغ مشهور بهائی) را منشی مخصوص تجارت خانه ی خویش ساخت و در مدرسه ای كه بنیاد نهاده بود به معلمی برگماشت و علاوه بر این، میرزا حسین همدانی بهائی را به تصحیح و بازنویسی كتاب میرزا جانی كاشانی بابی در مورد تاریخ بابیه، واداشت؛ چنان كه همو میرزا عبدالرحیم ضرابی، بابی كاشانی، را به نوشتن تاریخ كاشان تشویق نمود.

- رجب 1270. ق: عزیمت بهاء از بغداد به سلیمانیه عراق (بر اثر مخالفت جمعی از بابیان، و نیز سرسنگینی برادرش، صبح ازل، با وی به علت شیوع شایعاتی مبنی بر ادعای رهبری بابیان از سوی بهاء و تلاش وی برای قبضه كردن ریاست بر آن گروه) و اقامت دو ساله اش در آنجا به عنوان درویش محمد.

- رجب 1272. ق: برگشت بهاء به بغداد (با كسب اجازه از برادرش صبح ازل).

- 1278. ق: نگارش كتاب «ایقان» به دست بهاء (در اثبات دعاوی باب و اظهار انقیاد خود نسبت به رهبری صبح ازل).

- ذی قعده 1279. ق: تبعید بهاء از بغداد به اسلامبول (توسط دولت عثمانی و با فشار دولت ایران و علمای عراق).

- رجب 1280. ق: تبعید بهاء و برادرش صبح ازل از اسلامبول به شهر ادرنه.

- 1283. ق: ادعای من یظهره اللهی توسط حسینعلی بهاء در ادرنه. این ادعا، مبنی بر این كه او همان موعود باب در «بیان» (من یظهره الله) است، به منزله ی دكان سازی در برابر صبح ازل بود، لذا نزاع و كشمكش بین بهاء و صبح ازل بر سر ریاست بابیان را، كه از مدت ها پیش آغاز شده و با عقب نشینی بهاء موقتا التیام یافته بود، به اوج خود رساند و به راهی بی بازگشت افكند و جماعت بابیان را به دو فرقه ی معارض «ازلی» و «بهائی» تقسیم كرد، و در پی این حادثه دو طرف نسبت به یكدیگر از هیچ گونه فحاشی و توهین و ترور خودداری نكردند و حتی به دربار عثمانی بر ضد هم نامه نوشتند و اسرار یكدیگر را نزد دولتمردان عثمانی افشا كردند، به گونه ای كه حكومت عثمانی نهایتا ناگزیر شد آن ها را از یكدیگر جدا سازد و هر گروه را به نقطه ای خاص و دور از دیگر تبعید كند.
- ربیع الثانی 1285. ق: تبعید بهاء و صبح ازل به ترتیب: از ادرنه به عكا در فلسطین و قبرس.

- 1286. ق: نگارش «اقدس» (كتاب مقدس بهائیان) به دست بهاء در زندان عكا.

- 1298. ق: آغاز تجمع بهائیان به اشاره حسینعلی نوری و تأیید و حمایت روس تزاری در عشق آباد روسیه.

- محرم 1307: قتل محمدرضا اصفهانی (یكی از بهائیان ایرانی مقیم عشق آباد كه به مقدسات مسلمانان توهین می كرد)، و اقدام دولت تزاری به دستگیری، محاكمه و مجازات سنگین جمعی از مسلمانان منطقه به اتهام شركت در قتل وی در حمایت از بهائیان. اواخر 1307. ق: اعتراض شدید ناصرالدین شاه و حكومت ایران به دولت تزاری بابت تجمع و فعالیت بهائیان (تحت حمایت دولت روسیه) در عشق آباد.

- 2 ذی قعده 1309. ق: مرگ بهاء به مرض وبا در عكا، و آغاز درگیری و نزاع شدید بین دو پسر بزرگ بهاء (محمد علی و عباس افندی) بر سر ریاست بر بهائیان، و ایجاد دسته بندی و كشمكش شدید و دیرپای زبانی و قلمی و یدی میان آن دو و پیروانشان با عناوینی چون «ناقضین» و «مشكرین»...، و نهایتا غلبه ی عباس افندی بر رقیب.

- 1318. ق: دیدار و گفت و گوی دوستانه ی سر رونالد استورز (صهیونیست انگلیسی مشهور) با عباس افندی در عكا، و معرفی وی به لرد كیچنر در مصر. استورز در دوران جنگ جهانی اول یكی از اركان سیاست استعماری بریتانیا و عضو فعال سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی بریتانیا در خاور عربی بود و پس از سیطره و قیمومت تحمیلی انگلیس بر فلسطین نیز به حكومت حیفا (مقر عباس افندی) منصوب شد. كلنل لورنس مشهور، تحت فرمان او كار می كرد. وی در زمان حكومت بر حیفا كرارا با عباس افندی دیدار كرد و در تشییع جنازه ی وی نیز شركت نمود.

- رمضان 1320. ق: نصب سنگ بنای اولین معبد رسمی بهائیان (با عنوان مشرق الاذكار) در عشق آباد (قلمرو وقت روسیه ی تزاری) توسط محمد تقی افنان (پسر دایی باب، نماینده ی عباس افندی، و وكیل الدوله ی روسیه) با حضور و حمایت ژنرال سوبوتیچ (حاكم عشق آباد از سوی دولت تزاری)، و ثنای بهائیان حاضر در مراسم از دولت روسیه و دعای آن ها برای این دولت.

- حدود محرم 1325. ق / فوریه 1907: انتقال عباس افندی از عكا به حیفا (هر دو در فلسطین).

- 11 جمادی الاول 1325. ق: نامه ی عباس افندی به میرزا علی اكبر ایادی در تهران مبنی بر نوید استحكام سلطنت محمد علی شاه به رغم فعالیت مشروطه خواهان و توصیه به «جمیع» بهائیان مبنی بر «اطاعت و انقیاد» از محمد علی شاه و حمایت نكردن از مشروطه.

- 1327. ق: سرنگونی عبدالحمید ثانی (سلطان ضد صهیونیست عثمانی به دست ژون ترك ها) و آزادی فعالیت عباس افندی.

- 1332 - 1329. ق (1913 - 1911): سفر عباس افندی به اروپا و امریكا، و نشان دادن چراغ سبز به سرمایه داری غرب.

- 1330. ق: مرگ یحیی صبح ازل (برادر بهاء و پیشوای ازلیان) به سن 82 سالگی در ماغوسای قبرس، و توصیه ی جانشین رسمی وی (میرزا یحیی دولت آبادی) به ازلیان مبنی بر تبعیت از مذهب تشیع، و آغاز افول فرقه ی ازلیت.

- محرم 1332. ق: مراجعت عباس افندی از غرب به فلسطین، و ایجاد تضییق از سوی دولت عثمانی برای وی و خانواده اش به علت روابطی كه (در طی سفر به غرب) با عوامل نظام سلطه ی جهانی به هم زده بود. 1328. ق (1910. م): اقدام ادوارد براون، نویسنده و سیاستمدار مشهور انگلیسی، به چاپ و انتشار كتاب موسوم به «نقطه الكاف» (از تواریخ كهن بابیه، و حاوی مندرجاتی بر ضد مصالح بهائیان و به سود ازلیان) در مطبعه ی لیدن هلند.

- 1336 - 1332. ق (1918 - 1914): وقوع جنگ جهانی اول بین متفقین (روس، انگلیس، فرانسه، ایتالیا و نهایتا امریكا) و متحدین (آلمان، عثمانی و اتریش) در اروپا و آسیا، و كمك عباس افندی و منسوبان نزدیك وی - در طی این جنگ - به ارتش بریتانیا در جنگ با عثمانی در عراق و شامات و فلسطین، و تشدید فزاینده ی حساسیت دولت عثمانی نسبت به وی.

- 1334. ق: تألیف كتاب «كشف الغطاء» به دست چند تن از مبلغان بهائی نظیر میرزا ابوالفضل گلپایگانی و سید مهدی گلپایگانی، و چاپ آن در تاشكند روسیه. این كتاب كه در مخالفت با اقدام ادوارد براون مبنی بر چاپ «نقطه الكاف»، نگارش و طبع یافته و حاوی تعریض به انگلیسی ها بود، به زودی به علت تغییر سیاست خارجی بهائیان از وابستگی به روسیه ی تزاری به پیوند با لندن، جمع آوری و به دستور عباس افندی، نسخه های آن (جز اندكی) نابود گردید.

- 1335. ق: تأسیس و انتشار مجله ی بهائی و فارسی زبان «خورشید خاور» به مدیریت سید مهدی گلپایگانی (مبلغ مشهور فرقه) در عشق آباد روسیه.

- محرم 1336. ق (اكتبر 1917. م / آبان 1296. ش): پیروزی انقلاب كمونیستی در روسیه و انقراض حكومت سلسله ی رومانوف (پشتیبان اصلی بهائیت از آغاز پیدایش این فرقه تا آن روز).

- 1336. ق: تهدید شدید جمال پاشا (فرمانده ی ارتش عثمانی در جنگ با انگلیس) به اعدام عباس افندی و تخریب مقابر پیشوایان بهائیت در فلسطین پس از پیروزی بر ارتش بریتانیا، و متقابلا اقدام فوری و جدی دولت انگلیس (پس از اطلاع از این تهدید) به حفاظت از جان عباس افندی و منسوبان وی در حیفا.

- ذی قعده 1336. ق: فتح حیفا به دست قشون انگلیس به فرماندهی ژنرال النبی، و كمك لژیون یهود، و رفتن النبی (طبق فرمان مخصوص امپراتور انگلیس) به دیدار عباس افندی و اعطای نشانی از عضویت امپراتوری برای وی، و سفارش همو به امرای لشكر بریتانیا مبنی بر محافظت از اماكن مقدس بهائی، و نهایتا آزادی فعالیت بهائیان پس از 65 سال حصر و محدودیت آن ها توسط عثمانی ها.

- محرم 1337. ق: نامه ی عباس افندی به نصرالله باقروف (سرمایه دار مشهور بهائی) در تهران با مضمون اظهار خوشحالی از تصرف فلسطین به دست ارتش بریتانیا، و ستایش از «عدالت و سیاست» دولت انگلیس. عباس افندی، همچنین، در همان ایام، طی لوحی، سلطه ی غاصبانه ی انگلیس بر قبله ی اول مسلمانان را «برپا شدن خیمه های عدالت» شمرد، خداوند را بر این نعمت بزرگ! سپاس گفت و تأییدات جرج پنجم، پادشاه انگلیس، را مسئلت كرد و خواستار جاودانگی سایه ی گسترده ی این امپراتور دادگستر! بر آن سرزمین گردید.

- شوال 1337. ق: درخواست مقامات دولتی انگلیس در فلسطین از حكومت لندن مبنی بر اعطای نشان و لقب امپراتوری بریتانیا به عباس افندی، به پاس «خدمات مستمر و صادقانه ی وی به آرمان بریتانیا»، پس از اشغال فلسطین به دست قشون انگلیس.

- شعبان 1338. ق: اعطای لقب «سر» (Sir) و نشان «شوالیه گری» (Knight hood) طی مراسمی در حیفا توسط ژنرال النبی (حاكم نظامی حیفا و فرمانده ی كل قوای بریتانیا) به عباس افندی به پاس خدمت به امپراتوری انگلیس.

- شوال 1338. ق: نصب سر هربرت ساموئل (صهیونیست انگلیسی مشهور) به عنوان نخستین كمیسر عالی انگلیس در فلسطین، و ایجاد روابط صمیمانه میان او عباس افندی. به گفته ی شاهدان عینی، بهائیان در زمان قیمومت انگلیس بر فلسطین «مورد توجه و اطمینان كامل مقام های انگلیسی حكومت فلسطین بودند و اكثر آن ها در مقام های حساس دولتی مانند فرمانداری، ریاست ثبت اسناد و مأموریت های خیلی بالایی در این سرزمین دیده می شوند.» [2] .

- اسفند 1299. ش (جمادی الثانی 1339. ق): وقوع كودتای انگلیسی 1299 به رهبری (سیاسی) سید ضیاء الدین طباطبایی و رهبری (نظامی) رضاخان در ایران (با حمایت وزارت جنگ و وزارت مستعمرات انگلستان)، و تشكیل دولت نود روزه ی سید ضیاء با عضویت میرزا علی محمد خان موقرالدوله، بهائی سرشناس [3] .

- فروردین 1300. ش (رجب 1339. ق): مصاحبه ی حبیب الله خان عین الملك (كاتب و منشی عباس افندی در جوانی، ژنرال قنسول وقت ایران در شامات، و پدر عباس هویدا، نخست وزیر مشهور عصر پهلوی) با روزنامه ی لسان العرب (شامات)، دائر بر ستایش از كودتای سوم اسفند، و تعریف از سید ضیاء به عنوان یكی از «رجال بزرگ و كاری» ایران، كه «برای احیای روح تاریخی ایران و ترقی دادن ایرانیان... نهایت كفایت را دارا می باشد»، و تأكید بر سابقه ی رفاقت دوازده ساله ی خویش با وی. گفتنی است: عین الملك چندی قبل از كودتای 1299 نیز، به دستور محفل بهائیت ایران، رضاخان را برای اجرای كودتا به سر اردشیر ریپورتر (سر جاسوس انگلیس در ایران) معرفی كرده و او نیز رضاخان را تحویل انگلیسی ها داده بود.

- آذر 1300. ش (ربیع الاول 1340. ق): مرگ عباس افندی در حیفا و تسلیت دولت بریتانیا و وزیر مستعمرات آن كشور (وینستون چرچیل) به بازماندگان وی و جامعه ی بهائیت، و شركت مقامات عالی حكومت انگلیس در فلسطین (نظیر سرهربرت ساموئل و ژنرال استورز) در تشییع جنازه ی او.

- بهمن 1300. ش (ژانویه 1922): تعریف و تمجید مجله ی جمعیت آسیایی پادشاهی بریتانیای كبیر و ایرلند از عباس افندی به عنوان «برازنده ترین» فرد ایرانی و شخصیت ممتاز و فوق العاده شرق. (این انجمن، لژی ماسونی است كه تحت ریاست پادشاه انگلیس قرار دارد).

- آذر 1301. ش: آمدن شوقی از اروپا به فلسطین برای پیشوایی بهائیان، و به وجود آمدن نزاعی شدید بین او و رقبا و مخالفانش به رهبری كسانی چون میرزا محمد علی (برادر و رقیب سرسخت عباس افندی) و میرزا احمد سهراب (از ایادی مهم عباس افندی در امریكا و بنیادگذار فرقه ی انشعابی «سهرابی» در بهائیت) بر سر ریاست بر فرقه و تصرف اماكن و مراقد آن در فلسطین، و نهایتا غلبه ی نهایی و كامل شوقی (به مدد هربرت ساموئل و دیگر دولتمردان انگلو - صهیون در فلسطین) بر رقبای خود و قطع ید و اخراج آن ها از اماكن یاد شده.

- اردیبهشت 1304. ش (16 شوال 1343. ق): صدور حكم محكمه ی شرعیه ی مصر دائر بر جدایی مسلك بهائیت از دیانت اسلام.

- 1307. ش / 1928. م به بعد: شروع ایجاد تضییقات برای بهائیان مقیم روسیه از سوی اتحاد جماهیر شوروی.

- 1314 و 1317. ش (1935 و 1938. م): تشدید اقدامات دولت شوروی بر ضد فرقه ی بهائیت در آن كشور، شامل تصرف مشرق الاذكار بهائیان در عشق آباد و تبدیل آن به موزه، و نیز دستگیری بهائیان (در سطحی وسیع) و تبعید آن ها به نقاط مختلف روسیه (نظیر سیبری) و بعضا ایران، و مصادره ی اموال و كتب آن ها و تعطیل نمودن محافل و مدارسشان و ممنوع ساختن فعالیت های اجتماعی و تبلیغاتی آن ها در عشق آباد و دیگر نقاط روسیه (از تركستان تا قفقاز) به جرم ارتباط فعالان بهائی با انگلیسی ها و جاسوسی برای آن ها بر ضد دولت شوروی.

- اردیبهشت 1327. ش (14 می 1948. م): پایان دوران قیمومت انگلستان بر فلسطین و اعلام تأسیس دولت اسرائیل از سوی شورای ملی یهود در تل آویو، و آغاز حمایت مستمر شوقی افندی از آن رژیم.

- مرداد 1329. ش: رایزنی محفل بهائیان انگلیس با مراكزی چون انجمن پادشاهی افریقایی (انگلیس)، مدرسه السنه ی شرقی لندن و شعبه ای از دانشگاه آكسفورد و دوائر دیگر در اداره ی افریقای شرقی آن كشور و مددگیری فكری و اطلاعاتی از آن ها در امر پیشبرد تبلیغات بهائیت.

- 19 دی 1329. ش: (9 ژانویه 1951. م): اعلان تأسیس اولین شورای بین المللی بهائی (جنین بیت العدل) در فلسطین اشغالی از سوی شوقی افندی.

- نوروز 1330. ش: پیام شوقی افندی مبنی بر اظهار خوشوقتی از استقرار دولت اسرائیل به عنوان «مصداق وعده ی الهی به» فرزندان حضرت ابراهیم و وارثان حضرت موسی (ع)، یعنی صهیونیست ها! و اعلام اقرار دولت اسرائیل «به استقلال و اصالت آیین» بهائی و «ثبت عقدنامه» بهائیان و «معافیت كافه موقوفات» بهائی و نیز لوازم ضروریه بنای مرقد باب در فلسطین اشغالی از عوارض و مالیات های دولتی و اقرار آن دولت «به رسمیت ایام» تعطیلی بهائیان.

- 1332. ش: شروع اولین برنامه ی بلند مدت و ده ساله ی بهائیان در ایران، با هدف ازدیاد وابستگان به فرقه ی بهائی و حداكثر امكان نفوذ در تمام قسمت ها و نقاط كشور، به خصوص در بین مردم دهات و ایلات و عشایر، به وسیله ی راه اندازی محافل بهائی در نواحی فاقد محفل، دایر كردن كلاس های رفع اشكال، و نیز گردآوری «هر گونه كتب خطی یا مطبوع كه دارای مطالبی درباره ی افكار و عقاید، روحیات و خصوصیات مرسوم و عادات یا هر نوع اطلاعات دیگری راجع به عشایر و ایلات می باشد» و ارسال آن به مركز.

- اردیبهشت 1334. ش (مقارن با ماه رمضان): سخنرانی های روشنگر و پرشور واعظ شهیر، مرحوم حجت الاسلام فلسفی، در تهران به اشاره و دستور آیت الله العظمی بروجردی علیه بهائیت، و پخش آن از رادیو (به رغم مخالفت شدید عده ای از مسئولان عالی رتبه ی رژیم نظیر اسدالله علم).

- آبان 1336. ش / نوامبر 1957. م: مرگ و دفن شوقی در لندن، و آغاز دسته بندی های جدید و شدید در بین بهائیان، و تقسیم آن ها به دو جناح روحیه ماكسول (بیوه ی كانادایی شوقی) و میسن ریمی امریكایی (رهبر بهائیان ارتدوكس).

24 دی 1339. ش: افتتاح ام المعابد (مشرق الاذكار مركزی) بهائیان در كامپالا (پایتخت اوگاندا) توسط روحیه ماكسول، بیوه ی شرقی، با حضور نماینده ی حكومت انگلستان و برادر پادشاه اوگاندا و جمعی از مأموران عالی رتبه ی كشوری و لشكری دولت دیكتاتوری اوگاندا.

- 1431. ش: اوج گیری نهضت اسلامی ملت ایران به رهبری مراجع معظم تقلید و در رأس آن ها امام خمینی (ره) بر ضد استبداد و استعمار، هم زمان با پایان یافتن برنامه ی ده ساله ی اول بهائیان در این كشور.

- 1342. ش: تشكیل اولین بیت العدل اعظم بهائیت در فلسطین اشغالی.

- اردیبهشت 1342. ش: سفر دو هزار نفر زن و مرد بهائی با تسهیلات مالی دولت ایران (كابینه ی اسدالله علم، سركوبگر قیام خونین 15 خرداد به دستور شاه و امریكا) از طریق فرودگاه مهرآباد به انگلیس به منظور شركت در اجتماع پانزده هزار نفره ی بهائیان در روز 8 اردیبهشت در لندن برای معارفه ی گروه نه نفری بیت العدل اعظم بهائیت؛ اقدامی كه خروش اعتراض امام خمینی را برآورد، به گونه ای كه ایشان فرمود: «از چیزهایی كه سوء نیت دولت حاضر را اثبات می كند، تسهیلاتی است كه برای مسافرت دو هزار نفر یا بیشتر از فرق ضاله قائل شده است و به هر یك پانصد دلار ارز داده اند و قریب 1200 تومان تخفیف در بلیط هواپیما داده اند، به مقصد آن كه این عده در محفلی كه در لندن از آن ها تشكیل می شود و درصد ضد اسلامی است شركت كنند. در مقابل برای زیارت حجاج بیت الله الحرام چه مشكلات كه ایجاد نمی كنند و چه اجحافات و خرج تراشی ها كه نمی شود.»

- بهار 1342. ش: اقدام بنگاه سخن پراكنی بی.بی.سی به پخش یك سلسله مصاحبه ی رادیو تلویزیونی تحت عنوان «دیانت امروزی شما» با چند تن از بهائیان (خانم مهرانگیز منصف و آقای تدكار دل) در تبلیغ بهائیت.

- 15 خرداد 1342. ش: سركوب خونین قیام ملت مسلمان ایران در حمایت از رهبر تبعیدی خویش (امام خمینی) توسط دولت اسدالله علم به دستور شاه و امریكا.

- 20 خرداد 1342. ش: نامه ی تشویق آمیز محفل ملی بهائیان به تیمسار سرتیپ پرویز خسروانی (فرمانده ی ژاندارمری ناحیه مركز در قضیه ی كشتار 15 خرداد، و بعدها آجودان فرح، معاون نخست وزیر و رئیس سازمان تربیت بدنی، و نیز مدیر عامل باشگاه تاج بعد از بازنشستگی) با اطلاق عبارت «تجاوز اراذل و اوباش و رجاله» و «سوء عمل جهلای معروف به علم»! بر قیام حق طلبانه ی ملت مسلمان به رهبری مراجع معظم تقلید و در رأس آنان امام خمینی (ره)، و «تقدیر» از «زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار» و این كه: «تاریخ امر بهائی آن جناب را در ردیف همان چهره های درخشان و نگهبان مدنیت عالم انسانی ثبت و ضبط خواهد نمود»!

- 13 آبان 1343. ش: دستگیری و تبعید امام خمینی به تركیه توسط رژیم پهلوی، به دستور امریكا و به جرم! مخالفت با لایحه ی كاپیتولاسیون (مصونیت قضائی مستشاران امریكایی در ایران) مصوب مجلسین فرمایشی شورا و سنا.

- اواخر 1343. ش: شروع اجرای دومین برنامه ی بلند مدت و نه ساله ی بهائیت در ایران (در پی تبعید امام به خارج از كشور).

- اردیبهشت 1346. ش (آوریل 1967): تبریك «صادقانه و مسرت آمیز» محفل ملی بهائیان انگلیس به ملكه ی بریتانیا به مناسبت روز تولد وی، و پاسخ گرم منشی مخصوص ملكه به آن ها.

- مهر 1346. ش (16 اكتبر 1967): برگزاری جشن یكصدمین سالگرد تأسیس بهائیت، توسط محفل بهائیان امریكا در آن كشور، و ارسال پیام تبریك صمیمانه ی لیندن جانسون (رئیس جمهور صهیونیست امریكا) به اعضای محفل بهائیت و اظهار این مطلب خطاب به محفل یاد شده، كه «هدف شما با هدف آمریكا یكی است.»

- فروردین 1350 (مارس 1971): سفر روحیه ماكسول (بیوه شوقی افندی، و از رهبران بهائیت پس از او) در مارس 1971. م به منطقه لیبریای افریقا، و حضور وی همراه سفیر امریكا در برنامه ی مصاحبه ی تلویزیونی.

- خرداد 1350. ش (21 می 1971. م): افتتاح كنفرانس جهانی بهائیان در بزرگ ترین هتل جزیره ی جامائیكا در اقیانوس اطلس، با حضور جمعی از سران بهائیت و قرائت پیام بیت العدل، و حضور حاكم كل این جزیره و نماینده ی رسمی ملكه ی انگلیس در نخستین لحظات تشكیل كنفرانس و ایراد نطق نیم ساعته در آنجا در تأیید بهائیت.

- 1351. ش: انتشار كتابی درباره ی بهائیت از سوی ارتش امریكا.

- مهر 1351 (اكتبر 1972. م): برگزاری فستیوال ملی در سی شیلز، و حضور شاهزاده مارگرت و لرد استودن به عنوان نمایندگان خاندان سلطنتی انگلیس در آن و دیدارشان از غرفه ی آثار و كتب بهائیان در آنجا.

- 22 اردیبهشت 1352. ش: دستور پرویز ثابتی (مقام امنیتی مشهور و بهائی ساواك شاه) به جلوگیری از انتشار فتوای آیت الله شریعتمداری مبنی بر تحریم خرید و فروش نوشابه های شركت بهائی زمزم در بین مردم، و دستگیری و تعقیب پخش كنندگان این فتوا.

- مرداد 1353. ش (اوت 1974. م): برگزاری جلسه ی جوانان بهائی امریكا هم زمان با برگزاری كنفرانس جهانی بهائیان در امریكا در سنت لوئیز - میسوری، و تلگراف تبریك فرماندار ایالت كانزاس به آن و اظهار امیدواری وی مبنی بر تشكیل كنفرانس آینده ی بهائیان امریكا در آن ایالت.

- بهمن 1357. ش: پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی ایران و روبه رو شدن بهائیت با «بدترین بحران» در طی تاریخ خویش، و نگرانی شدید سران بهائیت از وضعیت پیش آمده برای فرقه و آینده ی تاریك آن در ایران، و دیدار مستمر قدیمی (نماینده ی محفل بهائیان ایران) با نماینده ی شورای جهانی كلیساها (كشیش رابرت پرایور) و مسئولان سفارت امریكا در تهران، و چاره اندیشی آن ها مبنی بر لزوم پرهیز مطبوعات امریكا (نظیر نیوزویك و تامیز) به حمایت از بهائیان و اعتراض به نظام جمهوری اسلامی ایران (به منظور جلوگیری از تحریك بیشتر احساسات ایران انقلابی بر ضد امریكا)، و واگذاری پیگیری این امر به كشوری ظاهرا «بی طرف»، و نیز مركزی نظیر شورای جهانی مسیحیت و كمیته ی حقوق بشر سازمان ملل. این سیاست، البته، بر اثر افزایش تنش های سیاسی میان ایران و امپریالیسم امریكا، به زودی تغییر كرد و جای خود را به جانبداری رسمی كاخ سفید از تشكیلات بهائیت داد.

- بهار 1385: اقدام دو تن از نمایندگان كنگره ی امریكا مبنی بر تهیه ی طرح پیش نویس قطعنامه ای در محكوم كردن نظام اسلامی ایران بابت به اصطلاح «سركوب بهائیان در ایران» و تحویل آن به كمیته ی روابط بین المللی مجلس آن كشور به منظور صدور قطعنامه بر ضد ایران و به حمایت از بهائیان.

- 17 دی 1385. ش: اظهارات اولمرت - نخست وزیر رژیم اشغالگر فلسطین، و فاتح! جنگ با حزب الله لبنان - در حضور جمعی از بهائیان سرشناس و یك ایرانی بهائی، كه به دعوت وزارت خارجه ی اسرائیل در مجلس حاضر شده بودند، مبنی بر این كه دولت اسرائیل به احترام مقدسات بهائیان در ایران، به این كشور حمله نمی كند!؛ سخنی كه با توجه به موفقیت شگرف! نظامی اولمرت در جنوب لبنان، توسط صاحب نظران رشته ی تاریخ و سیاست، بر ضرب المثل مشهور ایرانی: «لوطی نباخته!» منطبق شد و بیش از یك شوخی بی مزه قلمداد نگردید!

- 1362. ش: صدور اعلامیه از سوی دادستان كل انقلاب اسلامی ایران (و نیز مصاحبه ی وی با مطبوعات) مبنی بر اعلام خبر بازداشت چند تن از بهائیان به اتهام جاسوسی برای بیگانگان، و ممنوع شدن هر نوع فعالیت تشكیلاتی فرقه ی ضاله در كشور و جرم بودن عضویت افراد در آن تشكیلات، و عكس العمل فوری محفل بهائیان ایران نسبت به اعلامیه ی دادستانی و اقدام این محفل به انتشار اعلامیه در سطحی وسیع در انتقاد از اظهارات دادستان و دفاع از متهمان بهائی همراه اعلام تعطیل شدن تشكیلات بهائیت در ایران.

- 1362. ش: حمایت صریح رونالد ریگان (رئیس جمهور «كابویی» امریكا) از بهائیان دستگیر شده به دست نظام جمهوری اسلامی و محكوم شمردن دادگاه های انقلاب اسلامی به علت صدور حكم مبنی بر حبس و اعدام جمعی از سران فرقه ی ضاله به جرم جاسوسی، و متقابلا عكس العمل فوری امام خمینی و اقدام ایشان به ایراد نطقی كوبنده بر ضد سخنان ریگان، و یاد كردن از این عمل به مثابه دلیلی آشكار بر وابستگی سیاسی بهائیان به امپریالیسم امریكا، و شبیه دانستن آن به حمایت سوسیال امپریالیسم روسیه ی شوروی از سران بازداشت شده ی حزب توده كه در واقع، جنبه ی حمایت ارباب از خادمان خود را دارد: «اگر دلیل ما نداشتیم به این كه [این ها] جاسوس امریكا هستند جز طرفداری ریگان از آن ها، و دلیلی نداشتیم كه حزب توده جاسوس هستند جز طرفداری شوروی از آن ها، [برای اثبات مدعای ما] كافی بود... بهائی ها، یك مذهب نیستند، یك حزب هستند؛ یك حزبی كه در سابق، انگلستان پشتیبانی آن ها را می كرد و حالا هم امریكا دارد پشتیبانی می كند. این ها هم جاسوس اند مثل آن ها....»

درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :