تبلیغات
آفتاب پنهان - مبارزه آیت الله العظمی بروجردی با بهائیت
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
مبارزه آیت الله العظمی بروجردی با بهائیت
مرحوم آیت الله بروجردی بارها به شاه دستور داده بودند كه جلسات بهائی ها را رسماً، تعطیل كند و آنها را از اداره ها و پستهای دولتی طرد نماید. شاه هم كه در آن موقع ضعیف بود، به مرحوم آیت ا... بروجردی وعده داده بود كه در وقت مناسب اقدام خواهم كرد. ما هم كم و بیش اطلاع پیدا می كردیم، تا اینكه سال 1333 فرا رسید، بخاطر اصرارهای آقای بروجردی، شاه دستور داد كه بهترین راه برای مبارزه با بهائیگری، این است كه آقای فلسفی در سخنرانیهای خود، این فرقه را به مردم بشناساند و به دنبال آن، دولت غیر قانونی بودن این گروه را اعلام كند، مرحوم آیت ا... بروجردی هم، قبل از ماه مبارك رمضان، آقای فلسفی را خواستند و ماجرا را گفتند، ایشان هم چند جلسه مفصلا درباره بهائیگری صحبت كردند.

در آن سال، آقای فلسفی در مسجد امام خمینی رحمه الله علیه (مسجد شاه سابق)، سخنرانی می كردند و بطور مستقیم از رادیو پخش می شد، بتدریج كار بالا گرفت و نخست وزیر وقت، حسین علاء می گفت كه خودش بابی ازلی است، وی در آن موقع به خارج رفته بود، بعدها شنیدیم كه از آنجا به شاه تلگراف كرده و یا تلفن زده بود كه بهائی ها در اینجا در تكاپو هستند. از یك طرف نرو، از طرف دیگر زن روز ولت و از طرفی چرچیل را واسطه قرار دادند، فشار می آوردند كه به شاه بگوئید، این كار بر خلاف آزادی و دموكراسی است ! شاه هم كه نوكر آنها بود و به جو دنیای خارج نگاه می كرد، به آقای فلسفی سفارش كرده بود كه فعلا كوتاه بیاید تا بعد از ماه رمضان، بعد از ماه رمضان آقای بروجردی آنها را خواستند كه چه شد. شاه گفته بود، چنین و چنان شده و ما در برابر مجامع جهانی نمی توانیم كاری بكنیم بماند برای وقت دیگری. آیت ا... بروجردی هم فرموده بودند كه باید كار یك طرفه بشود، چرا گفتید و حالا جلوگیری می كنید و از اینجا، دیگر رابطه آیت ا... بروجردی و شاه، بهم خورد یعنی شاه تا آن زمان، گاهگاهی از فرصت استفاده می كرد و پیش آقا می آمد، ولی بر سر قضیه بهائی ها، آقا فرمودند، به شاه بگوئید كه دیگر اینجا نیاید، من او را نمی پذیرم. واقعه رمضان تمام شد، و روز عید غدیر فرا رسیده بود، در آنروز عید كه معمولا مردم از سراسر ایران برای دست بوسی آقا به قم می آمدند، جمعیت زیادی آمده بود.

آقا هم به یكی از ستونهای منزل تكیه زده بودند و مردم دست آقا را می بوسیدند، كه سپهبد تیمور بختیار معاون نخست وزیر و فرماندار نظامی تهران، با لباس رسمی وارد شد. سرهنگ مولوی رئیس ژاندارمری قم نیز، همراه او بود. گمان می كردند كه سر و وضع آمدن آنها موجب ارعاب آیت ا... بروجردی می شوند. و آقا هم می دانستند كه اینها در رابطه با بهائیگری آمده اند. بختیار وارد شد، كلاهش را برداشت و دو زانو نشست و دست آقا را بوسید، یكی از اطرافیان آقا (میرزا ابوالحسن شیرازی) او را معرفی كرد كه ایشان تیمسار بختیارند و از طرف اعلیحضرت آمده اند. آقا سخت بر آشفتند و روی خود را برگرداندند به طرف مردم، بهر حال از آقا وقت خصوصی خواست، آقا فرمودند كه موضوع چیست گفته بود راجع به بهائیت است، آقا فرمودند: به شاه بگوئید من دیگر كاری ندارم، اگر درباره بهائی ها تصمیمی گرفته شود، فبها و الا دیگر شاه نیاید و كسی را هم نفرستد!

نقش بی بدیل امیر در سركوب بابیت
از نابختیاری ها و بدشانسی های بابیان و بهائیان، آن است كه تاریخ، اعدام باب و سركوب قیام پیروانش در دوران قاجار را عمدتا به پای شخصیتی می نویسد كه تحلیل گران تاریخ (اعم از ایرانی و خارجی) نوعا وی را شخصیتی وطن خواه، اصلاح طلب و ضد استعمار می شناسند: شادروان میرزا تقی خان امیر كبیر! مهدی بامداد، یكی از اقدامات امیركبیر در زمان صدارت را، در كنار «اصلاح امور مالیاتی - ارتش - تنظیم بودجه و تعدیل جمع و خرج مملكتی»، «قلع و قمع فتنه» تجزیه طلبانه «حسن خان سالار در خراسان»، «بر افراشتن بیرق ایران در ممالك خارجه»، «تأسیس دارالفنون» و «ایجاد روزنامه وقایع اتفاقیه»، «فرو نشاندن انقلاب بابیان» می داند [1] و با اشاره به «شورش ها و انقلابات خونین» پیروان باب در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه در كشور می نویسد: «اگر عرضه، كفایت، درایت، لیاقت و مدیریت... امیركبیر در امور نبود غائله و دامنه شورش ها به این زودی ها خاموش نمی شد و در این صورت حتمی بود كه وضع دولت و ملت ایران دگرگون می گردید». [2] دكتر عبدالحسین نوایی نیز نقش امیر در سركوبی بابیه را بسیار تعیین كننده می داند: «میرزا تقی خان... با قتل باب در تبریز و سركوب كردن فتنه زنجان و نی ریز، بساط باب را در ایران واژگون ساخت و نگذاشت كه ریشه فساد بیش از این در این سرزمین جای گیر گردد» [3] .

نقش بی مانند امیر در سركوب شورش بابیان، مورد تأیید و تصریح مورخان بابی و بهائی نیز هست. نورالدین چهاردهی، پژوهنده تاریخ باب و بهاء، «از بزرگان ازلی ها و بهائی ها شنیده است كه باب و افراد حروف حی [هجده تن یار اولیه و برجسته باب] همگی درصدد تغییر رژیم قاجاریه بوده و به جای آن، تمامی قوای خود را مصروف برپا شدن حكومت بیان [كرده] بودند و اگر... امیركبیر نبود مسلما به مقصود خود می رسیدند» [4] .

عبدالحمید اشراق خاوری (نویسنده و مبلغ مشهور بهائی) می نویسد: امیر «در مدت سه سال صدارت خود با تمام قوا كوشید تا... امر باب را از روی زمین محو و نابود سازد. برای نیل به این مقصود» فرمان «به قتل سید باب» داد «ولی عاقبت جز خسران، ثمری از رفتار ناهنجار خویش نگرفت» [5] وی سپس به اقدام قاطع امیر در سال های نخست صدارت به سركوب آشوب بابیان در نقاط مختلف كشور اشاره می كند كه به گفته او: «سبب شد كه مردم در هر شهر و بلد اقتدا به وزیر شریر نموده به اذیت و آزار اهل ایمان» بپردازند [6] سنخ این مطالب را در آثار دیگر مورخان شاخص بهائی (نظیر محمدعلی فیضی و فضل الله مازندرانی) و حتی عباس افندی (پیشوای بهائیت) نیز مشاهده می كنیم [7] به قول ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، مورخان بهائی معاصر: «میرزا تقی خان صدراعظم ایران... مقتدرترین دشمن امر بدیع [مساوی بهائیت] شمرده می شود» [8] . امیركبیر، حسینعلی بهاء را نیز در 1267 به كربلا تبعید كرد [9] و دایی و سرپرست باب (حاجی سید علی تاجر شیرازی) را نیز كه در توطئه ترور امیر با بابیان همدست بود دستگیر و، به علت عدم اظهار توبه، به مجازات رساند [10] . بابیان درصدد ترور امیر نیز برآمدند، كه البته با هشیاری و درایت وی، دستگیر و به جزای عمل خود رسیدند [11] .

جالب این است كه، حواریون و یاران با وفای امیر نیز نظیر آیت الله حاج شیخ عبدالحسین تهرانی (وصی امیر)، میرزا هاشم طباطبایی (منشی مخصوص امیر)، سردار مكری (داماد امیر)، مؤتمن الملك انصاری (كاتب سر امیر) سخت با بابیه و بهائیه مخالف بودند و در قلع و قمع ریشه های آن در ایران و عراق اهتمام شایان داشتند. (ایام: در این باره، در مقاله «پایداری یاران امیر» بحث شده است.) بی جهت نیست كه، با عزل و قتل امیركبیر، راه برای تاخت و تاز مجدد بابیان باز شد و میدان را تا آنجا برای پیشبرد اهداف خود فراهم دیدند كه تا مرز ترور (نافرجام) شاه نیز پیش رفتند.
عباس امانت (مورخ بهائی تبار معاصر) می نویسد: «بابیان، پس از شكست های فجیع در مبارزات قلعه طبرسی و در شهرهای نیریز و زنجان، و متعاقبا اعدام باب در شعبان 1266 در تبریز، سخت روحیه خود را باخته بودند، ولی پس از سقوط دولت امیركبیر مجال یافتند تجدید سازمان یابند و بخش هایی از شبكه خود را بازسازی كنند» [12] سلیمان خان تبریزی (از عناصر اولیه و مهم بابیه، كه در جریان ترور نافرجام ناصرالدین شاه دستگیر و به مجازات رسید) پس از عزل و تبعید امیر به كاشان در نامه ای به سید جواد كربلایی (از فحول بابیان) نوشت:

«امیر نظام بحمدالله تمام شد، معزول ابدی گردید. الان در باغ فین كاشان محبوس است. میرزا آقاخان اعتماد الدوله وزیر و صدراعظم گردید. ان شاءالله امورات، بهتر نظم خواهد گرت. البته جناب ایشان [حسینعلی نوری] باید خیلی زود تشریف فرما شوند كه وجود مبارك ایشان مثمر ثمر است» [13] باید گفت، نه تنها با اخراج امیر از صحنه، میدان برای تنفس مجدد بابیان باز شد، اصولا جانشین امیر، میرزا آقا خان نوری (كه «تحت الحمایه» انگلیسی ها بود) از دوستان صمیمی حسینعلی بهاء بود و از بهاء كه توسط امیركبیر به عراق تبعید شده بود رسما دعوت كرد كه به تهران برگردد و پس از بازگشت نیز او را توسط برادرش مورد پذیرایی گرم قرار داد و حتی پس از ترور نافرجام شاه، و بگیر بگیر افراد، در مقام مخفی كردن بهاء (كه متهم به همدستی با تروریست ها بود) برآمد، كه البته بهاء با احساس خطر شدید، پیشنهاد میرزا آقاخان را نپذیرفته و خود را به خانه شوهر خواهرش میرزا مجید آهی (منشی سفارت روسیه) رساند و سفیر روسیه (پرنس دالگوروكی) نیز بهاء را تحت حمایت آشكار و پیگیر خویش قرار داد. (ایام: شرح مطلب در مقاله «بحثی در مناسبات حسینعلی بهاء و روسیه؛ پیوند دیرپا با استعمار تزاری آمده است).


پاورقی:
[1] شرح حال رجال ایران، كتابفروشی زوار، تهران 1347، 1 / 213.

[2] همان، 2 / 481 - 482.
[3] فتنه باب، اعتضاد السلطنه، ص 200.
[4] باب كیست و سخن او چیست؟، نورالدین چهاردهی، صص 85 -84.
[5] مطالع الانوار (THE DAWN BREAKERS)، تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ترجمه و تلخیص عبدالحمید اشراق خاوری، مؤسسه ملی مطبوعات امری، 134 بدیع، ص 589.
[6] همان، ص 590، نیز ر.ك، صص 512 -513 -493 -497.
[7] ر.ك، حضرت نقطه اولی 1235 - 1266 هجری 2 / 1819 - 1850 میلادی، آذر 1352، مؤسسه ملی مطبوعات امری، 132 بدیع، صص 315 -316 و بعد؛ ظهور الحق، بخش سوم، بی نا، بی تا، چاپ سربی، قطع وزیری، در 532 صفحه، به اضافه فهرست و غلطنامه، صص 210 -212؛ مقاله شخصی سیاح، [عباس افندی]، مؤسسه ملی مطبوعات امری، سال 119 بدیع، صص 34 -37 و 44 -48 فاضل مازندرانی در مأخذ پیش گفته می نویسد:«میرزا تقی خان و ناصرالدین شاه و سعید العلماء بارفروشی نزد طائفه بابیه در درجه اولی از نفرت و لعن قرار داشته، رجعت اعدأ و قاتلین ائمه هدی [!] به شمار آمدند.».
[8] دیانت بهائی آیین فراگیر جهانی، ترجمه پریوش سمندی (خوشبین) و...، از انتشارات موسسه معارف بهائی به لسان فارسی، كانادا، 136 بدیع / 1989م، بخش پی نوشت های آخر كتاب، ص 24.
[9] مطالع الانوار، همان، صص 585 -584.
[10] ظهور الحق، 3 / 222؛ عهد اعلی...، ص 381.
[11] شرح ماجرا در كتاب فتنه باب، نوشته اعتضاد السلطنه ص 95 به بعد آمده است.
[12] قبله عالم، ص 287.
[13] عهد اعلی...، ابوالقاسم افنان، ص 493.


عبدالحسین تهرانی
آیت الله حاج شیخ عبدالحسین تهرانی «شیخ العراقین» (متوفی 1286ق) از فقیهان نامدار قرن 13ق است كه به دقت نظر، اندیشه صائب و همت بلند شهره بود و زمان اقامتش در كربلا جمعی كثیر از مردم آنجا از وی تقلید می كردند. [1] وی شاگرد برجسته آیت الله «صاحب جواهر» بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. [2] صاحب جواهر، به اجتهاد 4 تن از شاگردانش تصریح داشت كه یكی از آنها شیخ عبدالحسین بود. [3] سخن چنین شخصیت سترگی درباره شیخ العراقین، گواه رتبه بلند وی در دانش و درایت دینی است. چنان كه آیت الله میرزا حسین نوری (محدث نامدار شیعه) او را زبده اعاظم محققین و نخبه افاخم مدققین می خواند. [4] .

به نوشته اعتمادالسلطنه (وزیر انطباعات عصر ناصری: تهرانی «مجتهدی بسیار فاضل و به قبول عامه نایل بود. در دولت عثمانی نیز اعتباری» قابل توجه داشت و «حكام عراق عرب او را حرمتی عظیم می نهادند.» [5] ناصرالدین شاه نظارت بر كار تعمیرات و تأسیسات ایران در عتبات عالیات، از جمله، توسعه صحن مطهر سالار شهیدان علیه السلام، و تعمیر بنای آن را، به شیخ العراقین سپرده بود [6] و «از مراقبت و مواظبت» وی «در تعمیر گنبد منور... و نصب خشتهای طلایی شهر» رضایت تام داشت. [7] شاه او را در 1274ق برای تعمیر صحن مطهر ائمه اطهار در كربلا و كاظمین و سامرا (علیهم السلام) مأمور كرد و او از 1274 تا 1286 (كه در 22 رمضان آن فوت كرد) به این كار اشتغال داشت. كتابخانه شخصی او در كربلا به علت داشتن نسخه های نفیس، شهرت داشت. [8] . شیخ العراقین، مورد اعتماد و عنایت خاص امیركبیر قرار داشت [9] و امیر، كه از گوهرشناسان روزگار بود، علاوه بر ارجاع محاكمات شرعی دیوان به محضرش [10] ، «در مطالب مشكله و امور معضله با او مشورت» می كرد [11] و حتی برای تعیین نام فرزندان شاه، از استخاره هایش مدد می گرفت. [12] عباس اقبال، با اشاره به «ارجاع محاكمات» از سوی امیر «به محضر جناب... شیخ العراقین»، می گوید: روز بروز «عقیده او نسبت به جناب شیخ افزون می گردید». [13] سپس با نقل داستانی درباره نحوه آشنایی امیر با شیخ می افزاید: پس از آن آشنایی، امیر «همواره در ترویج شیخ اقدامات كافی نمود و روز به روز در عقاید او نسبت به شیخ می افزود تا آن كه محل وثوق امیر شد و طرف مشاوره در بعضی از امور مشكله گردید». [14] به نوشته فریدون آدمیت: در دوران صدارت امیر «همه دعاوی كه جنبه شرعی داشت و به دیوانخانه رجوع شده بود، به محضر شیخ عبدالحسین احاله می گردید. داوری او قطعی بود. كنت دوگوبینو نیز از شیخ عبدالحسین به احترام یاد می كند؛ او را فقیهی بلند پایه و پاكدامن، و خونسرد و با فراست می شناسد». [15] .

امیر حتی وصی خود را شیخ عبدالحسین قرار داد [16] و شیخ نیز، مدرسه و مسجد حاج شیخ عبدالحسین (واقع در بازار تهران) را از ثلث میراث امیر بنیان نهاد. مهدی بامداد می گوید: «شیخ العراقین از مجتهدین معروف، و به زهد و تقوی و مدیریت در كار شهرت زیادی داشت. شادروان... امیركبیر با آن نظر دقیقی كه در شناسایی مردم و به ویژه ملا ها داشت در بین تمام روحانیون زمان خود، او را وصی خویش قرار داد و شیخ العراقین هم از مال الوصایه امیر شهید، مسجد و مدرسه ای عالی در تهران بنا نهاد كه امروزه به مسجد و مدرسه شیخ عبدالحسین یا مسجد آذربایجانی ها معروف می باشد». [17] شواهد همچنین حاكی است كه پس از قتل امیر، شیخ مباشرت امور خانواده وی را بر عهده داشت. [18] .

شیخ عبدالحسین، به كمال و كارآمدی احكام و قوانین اسلامی در جامعه بشری ایمان راسخ داشت و معتقد بود كه «هرگاه مدار دولت و مملكت داری از روی شریعت مطهره باشد... هیچ فتنه و فساد بر نیاید». [19] بر همین اساس، زمانی كه دید «بدعت» باب و بهاء، كیان دین را به خطر افكند، با جدیت تام به مبارزه برخاست. قدیم ترین اقدام او در این راه ممانعت از ملاقات باب و مریدانش با محمدشاه قاجار (پدر ناصرالدین شاه) بود كه فرصتی تاریخی برای «اظهار وجود» و «تبلیغ» را از آنان گرفت. كنت دوگوبینو، وزیر مختار فرانسه در ایران، «حاجی شیخ عبدالحسین كه مردی فقیه و مجتهد و متدین و متقی است، فراست و قضاوتهای بی طرفانه اش موجب اعتماد همه كس شده و طرف احترام عموم است، به شاه و وزیر و بزرگان مملكت گفته بود: آیا در نظر دارید كه به جای مذهب كنونی، مذهب جدیدی كه هنوز نمی شناسید برقرار نمایید؟...» [20] .

روشن است كه برای فقیه تیزبینی چون شیخ العراقین، «بطلان دعاوی باب» ـ با توجه به شواهد و دلایل گوناگون، از آن جمله: «توبه صریح» خود باب بر فراز منبر شیراز، و وجود اغلاط پیش افتاده ادبی در الواح صادره از وی ـ كاملاً واضح بود و آمدن باب و جمعی از مریدانش به پایتخت به عنوان ملاقات با سلطان، بیشتر فرصتی برای «ابراز وجود» و «تبلیغات مسلكی» بود. خاصه آنكه، احساس می شد كه دستهای مشكوكی از درون حكومت (نظیر منوچهر خان معتمدالدوله حاكم اصفهان) با اغراض سیاسی در پی تقویت فتنه، و ماهی گرفتن از آب گل آلودند... لذا «هوشمندانه» مانع اجرای این سناریوی خطرناك گردید.

تهرانی در زمان تبعید بهاء به عراق، و تجمع بابیان در آن سامان، در عراق می زیست و شاهد فعالیتهای سوء آنان بود. منابع بهائی تصریح دارند كه بابیان مهاجر، شبها به دزدیدن كفش و كلاه و پول و پوشاك زوار شیعه در اماكن مقدسه می پرداختند [21] و به اعتراف خود حسینعلی بهاء: «در اموال ناس مِن غیر اذنٍ تصرف می نمودند و نهب و غارت و سفك دماء را از اعمال حسنه می شمردند». [22] . علاوه، بین خود بابیها نیز بازار آشوبگری و آدمكشی رونق داشت و به قول خواهر بهاء (عزیه خانم) بهاء نیز در این فجایع بی دخالت نبود. [23] . اقدامات شیخ العراقین كینه شدید سران مسلك باب و بهاء، را بر ضد وی بر انگیخته است. حسینعلی بهاء در لوحی كه به نام شیخ صادر كرده سخت به وی تاخته و او را «غافل مرتاب» و عنصری «مكار» می خواند! [24] و شوقی افندی (نتیجه دختری بهاء، و جانشین عباس افندی) نیز در فحشنامه ای كه با عنوان «لوح قرن» از خود به جا نهاده، كراراً شیخ را با الفاظی چون «شیخ خبیث» [25] و «مردود دارین و مبغوض ثقلین» [26] مورد هتك و شتم قرار داده است.


پاورقی:
[1] برای نمونه ر.ك، اظهارات ابوالقاسم افنان، مورخ بهائی، در عهد اعلی...، ص 388 و 390؛ مجله «پیام بهائی»، ش 296، ژوئیه 2004، «یادداشت ماه».

[2] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، 2 / 34.
[3] الكرام البرره ، شیخ آقا بزرگ تهرانی،2 / 713؛ معارف الرجال، 2 / 35.
[4] معارف الرجال، 2 / 112.
[5] مكتوبات، اعلامیه های... شهید شیخ فضل الله نوری، محمد تركمان، ص 449.
[6] چهل سال تاریخ ایران... (المآثر و الاَّثار)، به كوشش ایرج افشار، 1 / 189. درباره شیخ عبدالحسین، همچنین، ر.ك، ریحانه الادب، علامه خیابانی، 3 / 329.
[7] ریحانه الادب، 3 / 329 و نیز: معارف الرجال، 2 / 35.
[8] روزنامه ناصرالدین شاه به خراسان، علینقی حكیم الممالك، ص 470.
[9] نامه های امیر كبیر به انضمام رساله نوادر الامیر، تدوین سید علی آل داود، ص 316.
[10] بامداد به «ارادت» میرزا تقی خان امیركبیر نسبت به شیخ تصریح دارد (شرح حال رجال ایران، 6 / 94).
[11] امیركبیر و ایران، آدمیت، ص 308 و 343.
[12] نوادرالامیر، شیخ المشایخ امیر معز ی، صص 316-315.
[13] ر.ك، اسناد و نامه های امیركبیر، همان، ص 82.
[14] میرزا تقی خان امیركبیر، ص 168.
[15] همان، صص 171-168.
[16] امیر كبیر و ایران، ص 308. نیز ر.ك، ص 343 و 103.
[17] همان، ص 308؛ میرزا تقی خان امیركبیر، ص 168 و 368.
[18] شرح حال رجال ایران...، 2 / 244 -243. نیز ر.ك، همان: 6 / 94 و 1 / 221 -220؛ چهل سال تاریخ ایران...، 1 / 189؛ مجموعه اسناد و مدارك فرخ خان، به كوشش كریم اصفهانیان، 2 / 367 -366.
[19] میرزا تقی خان امیر كبیر، صص 374-373، نامه مادر امیر. همچنین برای مشاهده وقفنامه ای از مادر امیر كه در آن از شیخ العراقین یاد شده ر.ك، گنجینه اسناد، سال 3، دفتر 2 و 3، صص 111-107.
[20] اندیشه ترقی...، فریدون آدمیت، ص 103.
[21] سیاستگران دوره قاجار، خان ملك ساسانی، چاپ آل داود، صص 344- 345.
[22] قرن بدیع، شوقی افندی، 2 / 107 -106.
[23] مائده آسمانی، اشراق خاوری، تهران 1327ش، 7 / 130.
[24] داستانهایی از حیات عنصری جمال اقدس الهی، علی اكبر فروتن، موسسه ملی مطبوعات امری، 134 بدیع، ص 17؛ عهد اعلی...، ص 514.
[25] برای نوشته بهاء ر.ك، همان، ص 568 و نیز ص 515.
[26] توقیعات مباركه حضرت ولی امر، لوح قرن احباء شرق، مؤ سسه ملی مطبوعات امری، 123 بدیع، ص 67.


هشدارهای امام خمینی
تشكیلات بهائیت به منظور زمینه سازی فرهنگی برای گسترش افكار ضد اسلامی و حذف تدریجی احكام و عقاید اسلامی در جامعه به طور موذیانه ای مبادرت به نفوذ در اركان فرهنگی جامعه و تسلط بر رسانه های گروهی نموده بود. بدین منظور در آستانه گسترش شبكه تلویزیونی ایران در اواخر دهه 30 شمسی و اوائل دهه 40 كه همزمان با گسترش نفوذ امریكائیان و اسرائیلیها در جامعه ایران بود با كمك یكی از سران سرسپرده به صهیونیزم و بهائیت بنام «حبیب ثابت پاسال» كه یك یهودی به ظاهر بهائی شده بود؛ یكی از شبكه های مهم تلویزیون ملی ایران به نام شبكه 3 را در اختیار گرفته بود.

امام خمینی (ره) با درایت و تیزهوشی متوجه این توطئه شده و به كرات در خلال بیانات و حتی نامه نگاریهای حود به این مطالب اشاره نموده و به جامعه ایران و علمای بزرگوار هشدار می دادند. نمونه هائی از این هشدارها در ذیل آورده شده است:

1- سخنرانی مورخ 20 آذر 1341 خطاب به رئیس شهربانی و رئیس ساواك قم:
«…… دستگاه تبلیغاتی تلویزیون متعلق به یك دسته اقلیت منفور (بهائیت) است كه گویا قرار است در تمام كشور توسعه پیدا نماید. صاحب آن (حبیب ثابت پاسال)؛ علاوه بر اینكه اقتصاد مملكت ما را در دست گرفته؛ كارخانه پپسی كولا یك كانون جاسوسی است. در تلویزیون قصد دارند نمایش زنان سابق و امروزی را در 17 دیماه (سالروز كشف حجاب رضاخانی در سال 1341شمسی) بدهند…… خوب است آقایان به ادارات مركزی خود گزارش دهند كه مراسم 17 دی را بیش از آنچه كه هست جلوه ندهند و مردمی كه اعصابشان تحریك شده؛ به وسیله دستگاه تلویزیون بهائی ها تهییج ننماید. دستگاه بهائیت و كارخانه پپسی كولا؛ دستگاه جاسوسی یهود فلسطین (اسرائیل) است……»
2- سخنرانی در جمع روحانیون و طلاب تهران مورخ 8 تیر 1343 در شهر قم:
«……. من در آخرین جلسه ملاقات دكتر صدر وزیر كشور گفتم: ما كاری به شما نداریم؛ مشروط برآنكه شما هم كاری به دین ما نداشته باشید. ولی نه؛ اینها كار دارند. منتها كم كم؛ امروز بهائیت را در ادارات راه می دهند؛ و با یهودیها ارتباط برقرار می كنند و فردا می گویند اصلا دین باید از قانون الغا شود…»
3- سخنرانی مورخ 18 شهریور 1343 بمناسبت آغاز درس حوزه:
«…… خدا می داند خیر شما را ما می خواهیم. خوب به ما هم یك دستگاه فرستنده بدهید؛ اجازه بدهید مسلمین؛ خودشان یك دستگاه فرستنده درست كنند. من ضامن می شوم كه بر خلاف صلاح شما خیلی نباشد. بله؛ برخلاف ارباب بزرگها هست و نمی گذارند. نخواهند گذاشت. اینجا باید بدتر از یهودی (ثابت پاسال) تلویزیون داشته باشد و هر طور دلش می خواهد تبلیغات كند لكن تبلیغات ما آزاد نیست. (میگویند) نمی شود؛ این مرتجعین نباید حرف بزنند. آقا؛ كجایش ارتجاع است؟…»
4- بیانات خطاب به علمای یزد مورخ اردیبهشت 1342:
«…… آقایان باید توجه فرمایند كه بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه (بهائیت) است كه حقیقتا عمال اسرائیل هستند……» انتشار اخبار حضور بهائیان ایران در كنگره جهانی لندن با همكاری رژیم پهلوی در مطبوعات سال 1342 مجله اخبار امری (ارگان رسمی محفل ملی بهائیان ایران) مورخ اردیبهشت و خرداد 1342 ویژه نامه ای بمناسبت گردهمائی بهائیان در لندن منتشر نمود و در قسمتی از آن به انعكاس اجلاس لندن در مطبوعات آنروز ایران پرداخت. مطالعه این بریده روزنامه ها نشان می دهد كه چگونه امام خمینی (ره) با درایت سیاسی و هوشمندی نسبت به اوضاع جاری مملكت متوجه توطئه مشترك بهائیت و رژیم پهلوی و اسرائیل برای تشكیل اولین هیات رهبری بهائیان شدند.
اخبار امری در بخش پایانی این مجله از قول مطبوعات ایران چنین می نویسند:
1- روزنامه هفتگی «دنیا» در شماره 741 مورخ 7 اردیبهشت ماه 42 چنین می نویسد:
«تا دیروز دو هزار نفر از زن و مرد ایرانی با هواپیماهای كامت شركت هواپیمائی لبنان موسوم به میدل ایست رهسپار لندن شدند. دو هزار زن و مرد ایرانی وابسته بیكی از فرقه های مذهبی كه از پانزده روز قبل راه لندن را در پیش گرفتند. هر روز سه تا چهار هواپیما از فرودگاه مهرآباد تهران بر می خاست و از طریق بیروت راهی لندن می گردید. هر هواپیما گنجایش یكصد تا یكصد و بیست مسافر داشت و شركت میدل ایست مبلغ قابل توجهی تخفیف منظور داشت و بهای بلیط دوسره (تهران - لندن - تهران) را كه مبلغ چهل هزار ریال می باشد فقط دو هزار و نهصد و هشتاد تومان دریافت نمود. فرقه مذهبی مزبور روز هشتم اردیبهشت ماه در سالن رویال آلبرت هال اجتماع 15 هزار نفری خود را برپا می كند و این اجتماع بمنظور پایان برنامه ده ساله و تعیین راه و رویه آینده می باشد. بقیه شركت كنندگان از اتباع كشورهای مختلف بوده و البته تعداد ایرانیها بیش از سایر ممالك می باشد. ایرانی های مزبور از هشت ماه قبل تقاضای گذرنامه از اداره گذرنامه شهربانی كل نموده بودند و در طی این مدت گذرنامه همه درخواست كنندگان صادر و تسلیم شد.

مدت كنگره شش روزه بوده و دو هزار شركت كننده ایرانی تا پایان اردیبهشت ماه به ایران مراجعت خواهند كرد ولی بلیط هواپیما برای مدت یكسال اعتبار خواهد داشت. تا دیروز در سالن فرودگاه مهرآباد موج می زد و هركس وارد فرودگاه می شد متوجه اجتماع عظیم زن و مرد با قیافه های گوناگون میگردید كه هر یك دارای چند مشایعت كننده می باشند.

در فرودگاه لندن برای مسافرین ایرانی راهنمایان كه به زبان انگلیسی آشنائی كامل دارند در نظر گرفته شده تا بین هتل های مختلف لندن تقسیم شوند. البته بانك مركزی به هر مسافر ایرانی پانصد دلار بنرخ ارز دولتی فروخت. هر ایرانی در این سفر چند روزه به لندن با بهای بلیط در حدود هشتاد هزار ریال خرج خواهد داشت.

«««...... با مسافرت دو هزار ایرانی به انگلستان ركورد مسافرت اتباع ایرانی به آن كشور كه مجموعا در سال به هشتصد نفر نمی رسید شكسته شد. قرار است در این كنگره 9 نفر از كسانیكه از این به بعد باید فرقه مزبور را در تمام جهان اداره كند به پانزده هزار نفر شركت كننده معرفی شوند. از 9 نفر مزبور سه نفر ایرانی و بقیه امریكائی و افریقائی می باشند. ایرانیهای مزبور كه هفته گذشته انتخاب شدند عبارتند از: نخجوانی - دكتر حكیمی و هوشمند اعظم..........»»»

2- روزنامه «صبح امروز» در شماره 62 خود چنین می نویسد:
«««در چند روز اخیر عده ای از ایرانی ها وسیله هواپیما و اتومبیل و حتی اتوبوس عازم لندن شدند...... یك مقام مطلع می گفت اینها از پیروان مذهب (بها) هستند كه برای شركت در كنگره مذهبی به لندن می روند...... مطلعی میگفت بیش از دو هزار از بهائیان ایران در كنفرانس اخیر (بهائی ها) در لندن شركت كرده و تصمیماتی برای توسعه تبلیغاتی خود گرفته اند. یك ایرانی كه اخیرا به تهران آمده میگفت امسال بهائی ها كنگره خود را در لندن بطور مفصل تشكیل داده بودند. كاخ مجللی را برای 7 شبانه روز اجاره كرده و مبلغ هنگفتی اجاره داده و از ایران دو هزار نفر شركت داشتند كه ریاست آنها با یك مقام بازنشسته بود.»»»

3- مجله هفتگی «خوشه» در شماره 10 خود مورخ 23 اردیبهشت 42 چنین می نویسد:
«««نكته دیگر: بسیاری از خوانندگان گرامی اطلاع دارند كه امسال جمع كثیری از بهائیان مقیم ایران برای شركت در كنگره ای كه در لندن تشكیل شده بود به لندن عزیمت كرده اند. ظاهرا بهائیان مقیم دنیا برای اشاعه كار خود برنامه ای بنام «فتح دهات» دارند و به این منظور هر دو سال و نیم یك بار چنین كنفرانسی را تشكیل میدهند. در كنفرانس اخیر كه 12000 بهائی از سراسر دنیا شركت كرده بودند 2200 نفر هم از ایران رفته اند كه 1600 نفر آنها را شركت هواپیمائی «میدل ایست» با تخفیف قابل ملاحظه ای حركت داده و بقیه از راه زمین رفته اند.»»»

4- مجله هفتگی «روشنفكر» در شماره 504 خود مورخ اول خرداد 42 چنین می نویسد:
«««می گویند از طرف یكی از روحانیون نامه ای برای مك میلن نخست وزیر انگلستان ارسال شده و در آن به انعقاد كنگره یكی از فرقه های مذهبی در لندن اعتراض شده است.»»» همكاری حكومت پهلوی برای تشكیل نخستین بیت العدل و تشكیلات جهانی بهائیان در شهر لندن با كمك اسرائیل.

5- سخنرانی در شهر قم خطاب به علمای یزد در مورخ اردیبهشت 1342:
«…….. از چیزهائی كه سوءنیت دولت حاضر (اسدالله علم) را اثبات می كند؛ تسهیلاتی است كه برای مسافرت دو هزار یا بیشتر از فرقه ضاله قائل شده است؛ و به هریك پانصد دلار ارز داده اند و قریب هزار و دویست تومان تخفیف در بلیط هواپیما داده اند؛ به مقصد آنكه آن عده در محفلی كه در لندن از آنها تشكیل می شود و صد در صد ضد اسلامی است شركت كنند. در مقابل برای زیارت حجاج بیت الله الحرام چه مشكلاتی كه ایجاد نمی كنند و چه اجحافات و خرج تراشی ها كه نمی شود. آقایان باید توجه فرمایند كه بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه است كه حقیقتا عمال اسرائیل هستند…»
6- سخنرانی در مسجد اعظم قم - مورخ 12 اردیبهشت 1342:
«….. سكوت؛ امروز سكوت همراهی با دستگاه جبار است. نكنید سكوت. دو هزار بهائی را با پانصد دلار ارز به هریك؛ و هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما؟! اینها در روزنامه دنیاست. یك شخصی به من گفت كه معامله ای كرده است شركت نفت با ثابت پاسال (از سرمایه داران بهائی) و در این معامله تخفیفی داده است كه بیست و پنج میلیون تومان در این تخفیف نفع برده است؛ برای نفع این جمعیتی كه فرستادند به لندن بر ضد اسلام. این وضع نفت ما؛ این وضع ارز مملكت ما؛ این وضع هواپیمائی ما؛ این وضع وزیر ما؛ این وضع همه ما؛ سكوت كنیم باز؟ هیچ حرف نزنیم؟ حرف هم نزنیم؟ ناله هم نكنیم؟ خانه هایمان را خراب می كنند آخ هم نگوئیم؟…....»

7- سخنرانی در جمع علمای همدان در شهر قم - مورخ 16 اردیبهشت 1342:
«...... سختگیری كردن و اجحاف نمودن به حجاج بیت الله الحرام؛ و در مقابل وسائل فراهم نمودن و تسهیل نمودن برای مسافرت چند هزار نفر عمال اسرائیل به لندن برای توطئه بر ضد اسلام؛ و به آنها اسم مذهب گذاشتن (چنانچه (در) بعضی روزنامه ها (ست)؛ كه حتما تحت نظر سازمانهای دولتی و به دیكته آنهاست) یكی دیگر از نمونه های انحراف دستگاه جبار است. تخفیف در كرایه طیاره و به هر مسافری از فرقه ضاله پانصد دلار ارز دادن نمونه دیگری است......»

8- نامه خطاب به سید كاظم شاهنگیان - مورخ 20 اردیبهشت 1342:
«.... لازم است جنابعالی متوجه باشید كه اعمال ضد اسلامی دولت حاضر؛ خطر را نزدیك نموده است: اخیرا به دوهزار بهائی تذكره داده اند و به لندن رفتند و برای شركت و به هریك پانصد دلار ارز و هزار و دویست تومان تخفیف در بلیط دادند. خدا می داند این مجلس ملعون چه مفاسدی برای اسلام و مذهب در بردارد. مردم را آگاه فرمائید. به علمای اعلام تذكر دهید و برای این امور فكری كنند.......»
9- سخنرانی در جمع روحانیون و مردم همدان در شهر قم - مورخ 23 اردیبهشت 1342:
«...... من از محبت شما متشكرم. سلام مرا به مردم و روحانیون همدان برسانید و بگوئید: دین شما در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است. دولت شما به دوهزار بهائی؛ هریك پانصد دلار كرایه طیاره داده كه به لندن بروند؛ جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند. دولت شما در یك معامله فروش روغن و مواد نفتی از شركت نفت به ثابت پاسال (سرمایه دار بهائی)؛ پنج میلیون تومان استفاده رسانیده است كه با این پول؛ مخارج اعزام بهائیان به لندن و تبلیغات بهائی تامین بشود. به مردم بگوئید از مالیاتی كه دولت شما از شما مسلمانها می گیرد؛ این مخارج را میكند..»
10- نامه خطاب به آیت الله سید هادی میلانی - مورخ 31 اردیبهشت 1342:
«..... به عرض عالی می رساند..... همان نقشه شیطانی است برای تشكیل محفل ضد اسلامی در لندن به دست دولت خائن و دستگاه جبار و با دسترنج ملت فقیر مسلمان دو هزار نفر یا به قولی پنج هزار نفر از فرقه ضاله دست نشانده اسرائیل را با تشریفات و تسهیلات و تخفیف در بلیط و به هر یك پانصد دلار ارز به محفل ضد اسلامی لندن اعزام می كند تا شركت كنند در افكار ضد اسلامی و وطنی........»

درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :