صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
دوستان
تعظیم خدا و دین خدا و رسول خدا
اصل این‏كه دعا كردن براى آن حضرت تعظیم است در مكرمت دوم بیان گردید، و امّا این‏كه این عمل تعظیم خدا است نیازى به توضیح ندارد، زیرا كه تعظیم هر مؤمن تنها براى ایمان، جز تعظیم خدا چیز دیگرى نیست. و امّا حسن و خوبى تعظیم دین خدا، از امور بدیهى است كه عقل آن را درك مى ‏كند و نیازى به خبر منقولى در این باره نیست. اضافه بر این‏كه بسیارى از واجبات و سنّت‏ها براى این جهت تشریع و وضع شده است، مانند: غسل‏ هاى مستحبّى، نماز تحیت مسجد، استحباب طهارت براى دخول به مساجد، و قرائت قرآن، و غیر این‏ها. مناسب است در این‏جا حكایتى را بیاورم كه مایه عبرت و توجه است. در كتاب اعلام الناس بما جرى البرامكة مع بنى العباس آمده: محمد بن یزید مبرّد حكایت كند كه: یك یهودى نزد ابوعثمان مازنى آمد و از او درخواست كرد كه كتاب سیبویه را به او بیاموزد، وصد دینار به او پرداخت. ولى ابوعثمان از گرفتن پول و آموختن كتاب به آن یهودى خوددارى نمود.

مبرّد گوید: به او گفتم: سبحان اللَّه! صد دینار را رد مى‏ كنى و حال آن‏كه به یك درهم آن نیاز دارى؟ گفت: آرى، اى ابوالعباس! بدان كه كتاب سیبویه مشتمل بر سیصد آیه از كتاب خداست و نخواستم كه آن‏ها را در اختیار كافرى بگذارم.

مبرّد سكوت كرد و دیگر هیچ نگفت. مبرّد گوید: دیرى نگذشت كه روزى واثق به منظور شرابخوارى مجلس آراست، ندیمانش در كنار، و كنیزكى به آوازخوانى پرداخت و این بیت را خواند:

أَ ظَلُومُ إِنَّ مُصابَكُمْ رَجُلاً

أَهْدَى السَّلامُ تَحِیَّةً ظُلْمٌ

اى ظلوم! به تحقیق كه صدمه زدن شما به مردى كه به عنوان تحیّت سلام فرستاده ظلم است. كنیز كلمه رجلاً را به نصب خواند، یكى از ندیمان آن را نادرست دانست و گفت: صحیح آن است كه به رفع رجلٌ خوانده شود، چون خبر إنَّ است. كنیزك گفت: من از معلّم خود جز به این وجه نیاموخته ‏ام. آن‏گاه بین حاضرین نزاع افتاد بعضى گفتند: ندیم درست مى‏ گوید. و بعضى دیگر حق را به كنیزك مى ‏دادند.

واثق پرسید: در عراق چه كسى هست كه در عربیّت به او رجوع مى‏ شود؟ گفت: ابوعثمان مازنى در بصره است كه در این علم یگانه دوران است. واثق گفت: به والى ما در بصره بنویسید كه با احترام و تجلیل او را به سوى ما بفرستد. چند روزى نگذشته بود كه نامه به بصره رسید. والى امر كرد ابوعثمان حركت كند، و او را با قاطرهاى پُستى روانه ساخت. وقتى به مقصد رسید بر واثق داخل شد، واثق از او بسیار احترام كرد و آن بیت را بر او عرضه نمود. مازنى گفت: حق با كنیز است، و جز به نصب اصلاً خواندن جایز نیست.

چونكه مصاب مصدر به معنى اصابه است و رجلاً را نصب داده و معنى آن چنین است: آزار رساندن شما به مردى كه سلام به عنوان تحیّت هدیه كرده ظلم است، كه ظلم خبر إِنَّ است. واثق سخن ابوعثمان را فهمید و دانست كه كنیز درست گفته و از ابوعثمان خوشش آمد، و آن كسى كه به كنیزك اعتراض كرده بود محكوم شد.

سپس واثق دستور داد كه به اوعثمان مازنى هزار دینار بدهند و تحفه‏ ها و هدیه‏ هایى نیز به وى داد، كنیز هم به او هدیه‏ هایى عطا كرد، باز با كمال احترام او را به شهرش روانه ساخت.

وقتى به بصره رسید مبرّد به دیدنش آمد، مازنى به او گفت: اى ابوالعباس! چطور است! صد دینار براى خدا رد كردم، به جاى آن هزار دینار به من داد.

مى ‏گویم: صد دینار را براى تعظیم قرآن رها كرد، و تعظیم قرآن تعظیم خداوند است. پس توجه كن و كوشش نما كه آن را تعظیم كنى و نیز حضرت صاحب الزمان را تعظیم بنماى كه او همتا و شریك قرآن است به هر عنوانى كه تصور شود.

قرآن ریسمان محكم الهى است، حضرت قائم ارواحنا له الفداء نیز ریسمان محكم خدا است.

قرآن را خداوند به پیغمبر عطا كرد در مقابل تمام چیزهایى كه به اهل دنیا عطا فرموده است. حضرت قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز همین‏طور است.قرآن را خداوند درباره‏اش فرموده: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛ [1] ما به تحقیق ذكرقرآن را نازل نمودیم و ما حافظ و نگهدار آنیم. قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز در حفظ و مراقبت الهى است. در قرآن بیان همه چیز هست، قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز بیان كننده همه چیز است. خداوند قرآن را نازل كرد تا مردم را از تاریكى ‏ها به سوى نور بیرون برد، قائم‏ ارواحنا له الفداء را خداوند ظاهر خواهد ساخت تا مردم را از ظلمات برهاند و به نور ظاهرى و باطنى برساند. تمام قرآن از جهت معانى و حقایق از جهانیان غایب و در پرده است.

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد
كه دار الملك ایمان را مجرّد بیند از غوغا


صاحب الزمان ارواحنا له الفداء نیز از نظر اهل عالم غایب و در پشت پرده است.

با قرآن اصلى اسرار نهانى آشكار مى‏ گردد، به ظهور قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز اسرار نهانى ظاهر مى ‏شود. قرآن شفاى مؤمنین است، قائم‏ ارواحنا له الفداء هم شفاى مؤمنین است.

قرآن براى كافران جز زیان و كفر و طغیان چیزى نیفزاید، قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز همین‏طور است.

قرآن براى عدّه ‏اى هدایت و رحمت و براى عدّه‏اى دیگر نقمت و هلاكت است، قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز همین‏طور اس.

قرآن حجّت باقى و پایدار الهى است، قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز بقیّة اللَّه و حجّت پایدار حقّ است خداوند رسیدن دست‏ هاى نجس را به قرآن منع كرده، قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز همین‏طور رسیدن دست‏ هاى نجس را به او بازداشته است.

قرآن؛ هر آن‏كه معتقد به آن باشد به تمام كتاب‏هاى آسمانى اقرار كرده، و هر كه به آن اقرار ننماید اعتقادش به سایر كتاب‏هاى آسمانى سودى ندارد، قائم‏ ارواحنا له الفداء نیز هركه به او ایمان داشته باشد، همه امامان را قبول كرده، و هر آن‏كه به امامت آن حضرت اعتقاد نداشته باشد، تصدیق امامان دیگر برایش سودمند نیست.

قرآن براى خوانندگان، روز قیامت شفاعت مى ‏كند، قائم‏ ارواحنا له الفداء هم براى پیروان خود شفاعت مى‏ كند. در خاتمه كتاب با بیان واضحى این مطلب را خواهیم آورد، از خداوند یارى مى‏ جوییم و بر او تكیه و توكّل داریم .

پی نوشت :
[1] سوره حجر، آیه 9.


هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :