تبلیغات
آفتاب پنهان - اداى اجر رسالت پیغمبر
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
اداى اجر رسالت پیغمبر
تا حدودى دعا براى تعجیل فرج اداى مزد رسالت است و دلیل بر این معنى فرموده خداوند متعال است كه در سوره حمعسق شورى آمده: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى؛ [1] اى پیامبربگو من از شما بر انجام آن رسالت چیزى درخواست نمى ‏كنم مگر مودّت و دوستى خاندانم.

و اثبات این مطلب به ذكر چند مقدّمه مربوط به بحث بستگى دارد:

اول: هرچه را پیغمب رصلى الله علیه و آله و سلم بطسلبد امر است، هرچند به لفظ درخواست باشد.

دوم: طلب و امر آن حضرت‏ علیه السلام به طور اطلاق بر وجوب دلالت مى ‏كند مگر این‏كه دلیلى بر خلاف آن باشد.

سوم: این‏كه پیغمبرصلى الله علیه و آله وسلم حقّ نبوّت بر این امّت دارد، پس بر آن‏ها واجب است آن‏قدر كه مى ‏توانند حقش آن جناب را ادا كنند.

چهارم: این‏كه خداوند متعال اجر و مزد نبوّت پیغمبرصلى الله علیه و آله وسلم را مودّت خاندان و قربى نزدیكان آن حضرت قرار داده است، به حكم آیات و روایات اهل بیت عصمت.

پنجم: بیان معنى قُربى و این‏كه جز ذرّیه پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلم نمى ‏باشد، و ردّ اقوال عامّه.

ششم: در بیان معنى مودّت و اقسام آن.

مقدّمه اول
بدان كه امر - به طورى كه اهل تحقیق اختیار كرده ‏اند - طلب ایجاد فعل است از عالى به دانى، خواه به لفظ أَمَرْتُ امر كردم یا صیغه اِفعل انجام ده یا لفظ مسألت و درخواست و امثال آن، و خواه بدون لفظ باشد مانند اشاره و نوشتن و امثال این‏ها.

دلیل بر آنچه ذكر گردید آن است كه: تبادر زود به ذهن رسیدن معنى امر از اقسام گذشته مى‏ باشد، نمى ‏بینید اگر طلب از ناحیه شخص بزرگى صادر گشت به هر لفظى كه باشد مى ‏گویند: فلانى به چنین چیزى امر كرد. و اگر شخص دانى بگوید: من به فلان كار امر مى‏ كنم، عقلا او را به سبك‏ مغزى نسبت مى‏ دهند، زیرا كه امر به عالى اختصاص دارد هم‏چنان كه دعا و مسألت و درخواست به دانى، و استدعا به مساوى اختصاص دارند، و بررسى موارد استعمال این حقیقت را روشن مى ‏سازد.

و امّا این‏كه خداوند متعال به حكایت از فرعون خطاب به قومش فرموده: فَماذا تَأْمُرُونَ؛ [2]  پس چه امر مى‏ كنید.

یا این‏كه از آن‏ها بالاتر است به آن‏ها نسبت امر داده است؟ تنها یكى از دو وجه را محتمل است:

یكى این‏كه: مفعول محذوف باشد، یعنى: لشكریان را چه امر مى ‏كنید؟ بنابراین امر در معناى حقیقى خود به كار رفته است، چون امرا نسبت به لشكریان بالاترند.

دوم این‏كه: فرض شده كه این‏ها بالا هستند و به طور مجاز - به خاطر جهاتى - اینطور به آن‏ها خطاب كرده است، واللَّه العالم. و با این مقدّمه ثابت شد كه طلب هرگاه از پیغمبرصلى الله علیه و آله صادر شود، به هر لفظى كه باشد - هرچند مسألت و درخواست چنان‏كه در آیه مورد بحث هست - امر است، چون گاهى براى تواضع تعبیر به سؤال مى‏كند كه برنامه آن حضرت و اساس كلماتش بوده، چنان‏كه در حدیث نبوى معروف آمده: بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الأَخْلاقِ؛ [3] من برانگیخته شده‏ام تا مكارم اخلاق را به آخر برسانم. و یا براى مدارا با مردم و ملاطفت با آنان، تا به فرمان او توجه نمایند، آن‏ها را به منزله عالى و مرتبه بالا فرض مى ‏كند. این در صورتى است كه قائل شویم: وجوب مودّت از جمله: از شما چیزى درخواست نمى‏ كنم مگر مودّت و دوستى خاندانم استفاده مى ‏شود، یعنى: مطلوب و خواسته من كه به من برمى ‏گردد منحصر در این است . و مى ‏توان وجوب مودّت را از بخش دیگر آیه استفاده كرد و آن، خطاب خداوند - عزّوجلّ - به پیغمبرصلى الله علیه وآله و سلم است كه: اى پیامبر بگو از شما چیزى درخواست نمى‏ كنم كه ظهور دارد در وجوب طلب كردن این حق از آن‏ها بر آن حضرت كه اگر اداء این حق بر آن‏ها واجب نبود لزومى نداشت كه از آن‏ها مطالبه كند چنان‏كه پوشیده نیست.

مقدّمه دوم

در اصول فقه تحقیق كرده ‏ایم كه امر با اطلاقى كه دارد ظاهر در طلب حتمى است. به عبارت دیگر: امر در طلب حقیقت است، یعنى: از امر جز طلب حتمى چیزى مفهوم نیست، و طلب خالى از قرائن حالى یا مقالى، داخلى یا خارجى در عرف به طلب حتمى برمى ‏گردد و در آن ظهور دارد. و نشانه این معنى آن است كه مى ‏بینیم اوامرى كه از سوى بزرگ‏ترها به پایین‏ترها صادر مى ‏شود، كسانى كه این اوامر به آن‏ها متوجه مى ‏گردد هیچ تأمّلى ندارند كه اطاعت این اوامر حتمى است بلكه در نهادشان هست كه برانگیخته شوند و آنچه مأمور گشته ‏اند ایجاد نمایند، و هیچ تردید نمى ‏كنند كه آیا این امر حتمى است یا نه؟ و نیز مى ‏بینیم كه اگر آن اوامر را انجام ندهند، در معرض ملامت و نكوهش و مذمّت قرار مى‏ گیرند، و این نیست مگر از آن جهت كه گفتیم: طلب مطلق - نزد اهل عرف - در طلب حتمى ظهور دارد، بدون این‏كه نیاز به قرائن یا قرار دادن نشانه داشته باشد، بلكه اگر خلاف آن منظور باشد احتیاج به قرینه حالیه یا مقالیه یا دلیل خارجى دارد. به همین جهت اوامرى كه در شرع آمده بر وجوب حمل مى ‏شود - در صورتى كه قرینه‏ اى بر استحباب نباشد .

. البته اگر امر به چیزى وارد شود بر ما لازم است كه بررسى و جستجو كنیم كه در سایر اخبارى كه از ائمه اطهار علیهم السلام به ما رسیده قرینه‏ اى بر خلاف وجوب هست یا نه. زیرا كه بسیار است كه قرائن و شواهدى نسبت به اخبار دیگر در آن‏ها آمده و بیان كننده یكدیگرند، امّا این نه از جهت تأمّل در ظهور طلب بر وجوب است، بلكه به جهت فراوانى قرائن و شواهد در سایر ابواب مى ‏باشد، چنان‏كه علماى اصول به وجوب كاوش از مخصّص پیش از عمل به عامّ، حكم كرده‏اند، به خاطر كثرت ورود مخصّص در هر باب، نه از جهت تأمّل داشتن در ظهور عام كه پوشیده نیست، پس اگر شاهدى بر این یافتیم كه امرى براى استحباب است بنابر آن شاهد، لفظ را از ظاهرش برمى ‏گردانیم، و گرنه چاره‏اى جز این نیست كه لفظ امر را بر وجوب حمل نماییم.

با این مقدمه معلوم شد كه طلبى كه از پیغمبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم در این باب صادر شده - به امر خداوند متعال - طلب حتمى است و بر وجوب دلالت دارد، و شاهد بر آن روایاتى است كه از ائمه معصومین‏ علیهم السلام آمده كه براى اثبات وجوب، این آیه را گواه آورده ‏اند، چنان‏كه در تفسیر البرهان و غایة المرام از حضرت امام حسن مجتبى ‏علیه السلام است كه در خطبه ‏اش فرمود: و ما خاندانى هستیم كه خداوند مودّتشان را بر هر مسلمان فرض و واجب كرده آن‏جا كه فرموده: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى. [4]

و در همان دو كتاب از امام صادق از پدران بزرگوارش‏ علیهم السلام آمده كه: وقتى این آیه بر رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم نازل گشت: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى پیغمبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم بپاخاست و فرمود: اى مردم! خداوند - تبارك و تعالى - بر شما امرى را فرض كرده آیا آن را ادا مى‏ كنید؟ پس هیچ یك از آنان جواب ندادند. و چون فرداى آن روز شد بپاخاست، و نظیر آن سخن را فرمود. ولى از هیچ كس جوابى برنخاست، سپس همان سخن را روز سوم گفت، و كسى پاسخ نداد. پس فرمود: اى مردم! این امر طلا و نقره و خوردنى و آشامیدنى نیست. گفتند: پس آن را به ما بگو. فرمود: خداى تبارك و تعالى بر من نازل كرده: بگو از شما بر انجام آن رسالت چیزى درخواست نمى‏ كنم مگر مودّت و دوستى خاندانم. گفتند: آرى، این را ادا مى‏ كنیم.

حضرت صادق‏ علیه السلام فرمود: به خدا قسم! به آن وفا نكردند مگر هفت نفر: سلمان و ابوذر و عمار و مقداد بن الاسود كندى و جابر بن عبد اللَّه انصارى و غلامى از رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم به نام بست یا كبیت و زید بن ارقم. [5]

و در مقدمات آینده نیز مطالبى كه بر مقصود دلالت كند خواهد آمد، ان شاء اللَّه تعالى.

مقدّمه سوم
پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم حقّ پیامبرى و نبوّت بر این امّت دارد، پس واجب است به مقدارى كه مى ‏توانند حقّ آن حضرت را ادا نمایند، و هركه این حق را ادا نكند ستم نموده است. و این مطلب نیازى به توضیح ندارد زیرا كه نزد عقلا روشن و بدیهى است كه اداى حقّ كسى كه صاحب حقّى باشد واجب است، و نیز تردیدى ندارند كه عظیم‏ترین حقوق از آن رسول اكرم‏ صلى الله علیه و آله وسلم است كه سبب آزادى‏شان از آتش دوزخ مى ‏باشد، پس باید كوشش آن‏ها در اداى حقّ آن حضرت بیشتر و مؤكّدتر از كسان دیگر باشد.

در این مورد تنها به ذكر خبر شریفى كه در غایة المرام از طریق عامّه نقل شده اكتفا مى‏ كنیم: پیغمبرصلى الله علیه وآله و سلم به على ‏علیه السلام فرمود: به سوى مردم بیرون رو، ندا كن: توجه كنید! هركه به مزد اجیرى ظلم كند لعنت خدا بر او باد. توجه كنید! هركه غیر از موالیان خود ولىّ برگیرد لعنت خدا بر او باد. توجه كنید! هركه ابوین خود را دشنام دهد لعنت خدا بر او باد. پس امیر مؤمنان ‏علیه السلام این جملات را ندا كرد و اعلام نمود.

عمر و جماعتى بر پیغمبرصلى الله علیه وآله وسلم وارد شدند و پرسیدند: آیا براى آنچه ندا كرد تفسیرى هست؟ فرمود: آرى، خداوند مى ‏فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى، [6] پس هركه به ما ظلم كند لعنت خدا بر او باد.

و مى‏ فرماید: اَلنَّبِیُّ أَوْلى بِالمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛ [7] پیغمبر نسبت به مؤمنین از خودشان شایسته ‏تر و ولایتش محكم‏تر است، و هركه من مولاى او هستم على مولاى اوست، پس هركه غیر او و ذرّیه ‏اش را براى خود ولىّ برگیرد لعنت خدا بر او باد.

و شما را گواه مى‏ گیرم كه من و على ابوین دو پدر مؤمنین هستیم، پس هركه یكى از ما را دشنام دهد لعنت خدا بر او باد .

! چون بیرون رفتند، عمر گفت: اى اصحاب محمدصلى الله علیه و آله وسلم! پیغمبرصلى الله علیه و آله وسلم نه در غدیر خم و نه در غیر آن از امروز شدیدتر براى على تأكید نكرد، حسان خَبّاب بن الارت گوید: این قضیه نوزده روز پیش از وفات رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم صورت گرفت. [8]

مقدّمه چهارم
خداوند متعال مزد نبوّت را - كه در حقیقت به خود بندگان برمى‏ گردد - مودّت قُربى قرار داده به مقتضاى آیه یاد شده و روایاتى از جمله:در مجلس 79 از امالى صدوق به سند صحیحى از حضرت رضا علیه السلام حدیثى طولانى ذكر گردیده كه در آن آیات اصطفاء برگزیدن كه دوازده آیه است بیان شده، در این حدیث آمده: ... ششم، فرموده خداى جلّ جلاله: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى، و این خصوصیتى براى پیغمبرصلى الله علیه و آله وسلم روز قیامت و خصوصیتى براى آل او است نه غیر آن‏ها، زیرا كه خداوند در جریان نوح ‏علیه السلام در كتاب خود فرموده: اى قوم! من بر این رسالت مالى از شما نمى‏ طلبم كه مزد من بر خدا است، آنان را كه ایمان آورده ‏اند، من از خود نمى ‏رانم، اینان به لقاى پروردگارشان خواهند رسید، ولى من شما را افرادى مى‏ بینم كه جهل مى‏ ورزید. [9] و از هود حكایت كرده كه گفت: بر این رسالت اُجرتى از شما نمى ‏طلبم، اُجرت من جز بر خداوندى كه مرا آفریده نیست، آیا تعقل نمى ‏كنید. [10]

و خداى - عزّوجلّ - به پیغمبرش ‏صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: بگو اى محمد از شما چیزى درخواست نمى ‏كنم بر رسالت، مگر مودّت خاندانم. و خداوند مودّت آن‏ها را فرض ننمود مگر آن‏كه مى ‏دانست كه آن‏ها هرگز از دین جدا نمى ‏شوند و هیچ‏گاه به گمراهى رجوع نمى‏ كنند.

و دیگر این‏كه: هرگاه مردى با دیگرى دوست باشد، امّا یكى از خاندانش با وى دشمن باشد، دل او نسبت به آن شخص باصفا و سالم نمى ‏ماند، خداوند - عزّوجلّ - دوست داشته كه در دل رسول خداصلى الله علیه و آله وسلم نسبت به مؤمنین چیزى نباشد، پس مودّت خاندانش را بر آن‏ها فرض فرمود.

بنابراین هركس این فریضه را بجاى آورد و رسول خدا را دوست بدارد و خاندانش را نیز دوست بدارد، رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم نمى ‏تواند او را مبغوض بدارد، و هركه آن را ترك كند و این فریضه را بجاى نیاورد، و خاندان پیغمبر را دشمن بدارد، پس بر رسول خداصلى الله علیه و آله وسلم است كه او را دشمن بدارد، زیرا كه او یكى از واجبات الهى را ترك كرده، و كدام شرافت و فضیلت مقدّم و یا نزدیك به این فضیلت است

. پس خداوند این آیه را بر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نازل فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى، آن‏گاه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در جمع اصحابش بپاخاست و حمد و ثناى الهى را بجاى آورد و فرمود: اى مردم! خداوند براى من بر شما چیزى فرض و واجب كرده است، آیا آن را ادا مى‏ كنید؟ هیچ كس جوابش را نداد، بار دیگر فرمود: اى مردم! این طلا و نقره نیست، خوردنى و آشامیدنى نیست. گفتند: پس آن را بیان كن. آن‏گاه این آیه را بر آن‏ها تلاوت كرد. گفتند: این را آرى، ادا مى ‏كنیم. ولى بیشترشان ادا نكردند و به قول خود وفادار نماندند. و خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث ننمود مگر این‏كه به او وحى كرد كه از قومش اجرتى نخواهد، زیرا كه خداوند - عزّوجلّ - اجر پیامبران را ادا مى ‏كند، ولى نسبت به حضرت محمد صلى الله علیه وآله وسلم خداى - عزّوجلّ - مودّت نزدیكانش را واجب گردانید، و به او دستور داد كه امر خویش را در آن‏ها قرار دهد تا با شناختن فضیلت و مقامى كه خداوند به ایشان عنایت فرموده مودّتشان را در دل گیرند، كه مودّت به مقدار معرفت و شناخت فضیلت است. و چون پروردگار، این را واجب ساخت بر بسیارى گران آمد زیرا كه وجوب اطاعت سنگین است. و عدّه ‏اى كه پیمان وفادارى با خداوند بسته بودند به آن تمسك جستند و اهل شقاق و نفاق عناد ورزیدند و به آن ملحد شدند، و از حدودى كه خداوند براى قربى تعیین كرده بود آن را تغییر دادند، پس گفتند: قرابت، همه عرب مى ‏باشند.

به هر دو حال یقین مى ‏دانیم كه مودّت نسبت به قرابت و نزدیكان پیغمبر است، پس هر كدام به پیغمبر نزدیك‏تر باشند به مودّت شایسته ‏ترند. به هر نسبت كه قرب بیشترى باشد، مودّت به همان مقدار باید بیشتر گردد. ولى در حقّ پیغمبر خدا صلى الله علیه وآله وسلم با آن همه مهربانى و عطوفتى كه نسبت به آن‏ها داشت، و آن همه نعمت و احسانى كه خداوند به امّت او نموده، كه زبان‏ها از شكرگزارى آن عاجز است - انصاف را رعایت نكردند و در مورد خویشاوندان و ذرّیه و خاندانش مودّت ننمودند، و آنان را همچون چشمى كه در سر است قرار ندادند، كه دوستى و حفظ حریم رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم را نسبت به فرزندانش منظور دارند، چگونه این حق را رعایت نكردند و حال آن‏كه قرآن بدان سخن گفته و به آن دعوت نموده! و اخبار ثابت كرده كه آن‏ها اهل مودّت هستند كه خداوند دوستى آنان را فرض نموده و بر آن وعده پاداش داده است و به درستى كه هیچ كس با ایمان و اخلاص این مودّت را وفا نكند مگر این‏كه بهشت برایش واجب مى ‏شود به جهت فرموده خداى - عزّوجلّ - در این آیه:

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَش‏آؤُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ هُوَ الفَضْلُ الكَبِیرُ .ذلِكَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى؛ [11]

و آنان كه ایمان آورده و كارهاى نیك انجام دادند در باغ‏ هاى بهشت منزل یافته و نزد خداوند هرچه بخواهند برایشان مهیّا است و این فضل و رحمت بزرگ الهى است. همان است كه خداوند بندگانش را بشارت مى‏ دهد آنان را كه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده ‏اند. بگو اى پیامبر! بر رسالت، اجرى نخواهم مگر مودّت خاندانم. را با تفسیر و بیانى كه شده... . [12]

و با این خبر درهایى از علم باز مى‏ شود، پس تأمّل كنید تا به راه درستى ارشاد گردید و با این مقدمه روشن شد كه مودّت خاندان رسول اجر رسالت است پس اداى آن بر همه امّت واجب است.

مقدّمه پنجم
در این‏جا بیانى مى‏ كنیم كه منظور از قربى كیانند كه این ویژگى بزرگ به آنان اختصاص یافته؟ و تنها به ذكر چند روایت كه در غایة المرام از طریق عامّه نقل شده اكتفا مى ‏كنیم تا در استدلال، قوى ‏تر و براى بستن راه عذر، رساتر و محكم‏تر باشد .

در مسند احمد بن حنبل به سند خود از ابن عباس آورده كه گفت: وقتى آیه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى نازل شد، گفتند: اى رسول خدا! نزدیكان تو كیانند كه مودّتشان بر ما واجب گردیده؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزند ایشان. [13]

در تفسیر ثعلبى مثل همین را روایت كرده. و در صحیح بخارى از سعید بن جبیر آمده كه: قربى، آل محمد مى ‏باشند.

مثل همین را در صحیح مسلم و الجمع بین الصحاح الستّة آورده ‏اند. و از حموینى به سند خود از ابن عباس آمده كه گفت: وقتى آیه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبى نازل گشت، گفتند: اى رسول خدا! ایشان كیستند كه خداوند مودّتشان را به ما امر مى ‏كند؟ فرمود: على و فاطمه و فرزند ایشان فرزندانشان. و مثل همین از ابونعیم روایت شده، الاّ این‏كه به جاى وَلَدُهُما - یا وُلْدُهُما -، أَوْلادُهُما <فرزند ایشان، فرزندانشان ذكر گردیده است. [14]

و از این مقدّمه به دست آمد كه قُربى ذرّیه پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلم مى‏ باشند. و در روایات ما نیز همین مضمون آمده و در بعضى از روایات ما چنین است مراد از قربى امامان‏ علیهم السلام مى‏ باشند. و مى‏ توان بین این روایات را به دو وجه جمع كرد:

یكى: این‏كه ذكر امامان از باب ذكر مصداق كامل است، چنان‏كه در بسیارى از تفاسیر نظیر این معنى هست.

دوم: این‏كه منظور از مودّت واجب نسبت به امامان‏ علیهم السلام، معرفت و ولایت آنان مى‏ باشد، یعنى فقط ایشان را اولیاى حق بدانند، چنان‏كه از حدیثى كه از حضرت رضا علیه السلام در مقدمه چهارم گذشت این معنى به دست مى‏ آید. به هر صورت تردیدى نیست كه نزدیك‏ترین ذى القربى در زمان ما جز حضرت صاحب الزمان‏ ارواحنا له الفداء كسى نیست. پس مودّت آن جناب بر همگان واجب است و باید كه مودّت آن جناب شدیدتر و بیشتر باشد از مودّت نسبت به دیگر نزدیكان پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلم چنان‏كه در بیان حضرت رضا علیه السلام گذشت.

مقدّمه ششم

در بیان معنى و اقسام مودّت
مى ‏گویم: منظور از مودّت همان محبّت قلبى است، با همه آثار ظاهرى كه دارد و نشانه محبّت قلبى مى‏ باشد. لذا در تفسیر قمى مودّت به همان آثارى كه لازمه محبّتند تفسیر شده است، وى گفته: اجر نبوّت آن است كه آنان را اذیت مكنید و با ایشان قطع رابطه ننمایید و حقّ ایشان را به ناحق مگیرید، و با آنان پیوند و ارتباط داشته باشید و پیمان الهى را در حقّ آن‏ها مشكنید... . [15]

البته واضح است كه از آثار مودّت قلبى، دوستى به زبان است و اقسامى دارد از جمله:

دعا كردن براى محبوب كه خوبى ‏ها را برایش بخواهد، و این از مهم‏ترین آثار و نتایج محبّت ظاهرى است. هم‏چنان كه در روش پدران نسبت به فرزندانشان مى ‏بینیم كه محبّت قلبى، آنان را وا مى ‏دارد كه براى فرزندانشان دعاى خیر كنند. نتیجه‏ اى كه از این مقدمات به دست مى ‏آید، این‏كه: مودّت خاندان رسول، اجر رسالت است و مهم‏ترین خاندان و نزدیك‏ترین ایشان در این زمان مولاى ما حضرت حجّة بن الحسن ارواحنا له الفداء مى‏ باشد، و دعا كردن براى آن حضرت از اقسام مودّت است و به وسیله آن اندكى از اجر رسالت ادا مى ‏گردد. و چون اداى اجر رسالت بر همه امّت واجب است، پس بر همه واجب است كه نسبت به حضرت حجّت ارواحنا له الفداء مودّت داشته باشند و به هر مقدار كه مى ‏توانند آثار آن را رعایت نمایند.

پی نوشت ها :
[1] سوره شورى، آیه32.

[2] سوره شعرا، آیه 35.
[3] مستدرك سفینة البحار: 345/3.
[4] سوره شورى، آیه 23. غایة المرام: 309.
[5] البرهان: 124/4؛ غایة المرام: 309.
[6] سوره شورى، آیه 23.
[7] سوره احزاب، آیه 6.
[8] غایة المرام: 306؛ در نسخه غایة المرام به همین نحو كه آوردیم: حسان بن الارت مى‏باشد، ولى شاید صحیح آن به جاى حسان، خبّاب باشد، واللَّه العالم. (مؤلف)
[9] سوره هود، آیه 29.
[10] سوره هود، آیه 51.
[11] سوره شورى، آیات 22 و 23.
[12] امالى صدوق: 424، مجلس 79، (چاپ بیروت).
[13] غایة المرام: 306، المقصد الثانی، باب 5، ح 1.
[14] غایة المرام: 307، المقصد الثانی، باب 5، ح 10.
[15] تفسیر القمى: 602.

درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :