تبلیغات
آفتاب پنهان - فرقه‌سازی و نحله‌پروری
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
فرقه‌سازی و نحله‌پروری
جریان فرقه‌سازی و نحله‌پروری به رغم همة سوابق و لواحق، در عصر حاضر و در تمامی جغرافیای جهان و از جمله، شرق اسلامی و در میان ما در زمرة مسئله‌سازترین موضوع چند وجهی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیّتی و حتّی اقتصادی است. به استناد «دایرة المعارف بزرگ فرقه‌های نوظهور» كه طیّ چند دهة اخیر، راه‌اندازی شده، اطّلاعات مربوط قریب به 2000 فرقة شناخته شده، قابل جست‌وجوست.

جریان فرقه‌سازی و نحله‌ پروری به رغم همة سوابق و لواحق، در عصر حاضر و در تمامی جغرافیای جهان و از جمله، شرق اسلامی و در میان ما در زمرة مسئله‌سازترین موضوع چند وجهی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیّتی و حتّی اقتصادی است.

به استناد «دایرة المعارف بزرگ فرقه‌های نوظهور» كه طیّ چند دهة اخیر، راه‌اندازی شده، اطّلاعات مربوط قریب به 2000 فرقة شناخته شده، قابل جست‌وجوست.اطّلاعات غیررسمی حاكی از وجود قریب به 4000 فرقه است.سرریز بسیاری از فرقه‌های رایج در غرب در «ایران» خودمان قابل شناسایی است.این مجموعه در دو گروه فرقه‌های تأسیس شده در گذشته، به ویژه طیّ قرون دوازده و سیزدهم هجری قمری و فرقه‌های نوظهور شبه مذهبی و شبه عرفانی قابل دسته‌بندی هستند.

ـ فرقه‌های دستة اوّل؛ با رویكرد بخشی به آموزه‌های اسلامی و متمایل به خاستگاه سیاسی ـ اجتماعی استعمارگران، با اصرار ورزیدن بر «شبهه‌افكنی و تفرقه‌افكنی» سعی در رخنه در كیان فرهنگی و جایگیر شدن در بستر مناسبات و زمینه‌های مذهبی و ملّی این سرزمین اسلامی می‌كنند. فرق وهّابیت و بهائیّت در این گروه قابل شناسایی‌اند.

ـ فرق دستة دوم؛ یعنی شبه مذهبی و شبه عرفانی‌ها، با التقاط و امتزاج ناشیانه و متفرّق آموزه‌های مذهبی و غیرمذهبی رسیده از ملل و نحل، چونان یك میكسر و مخلوط كننده، سعی در فراهم آوردن جماعتی از مردان و زنان جوان و سرگشته به گرد خویش نموده‌اند. این گروه، با متمركز شدن بر هواجس و اهواء، با نوعی شریعت‌گریزی و سكوت جهت‌دار در برابر عملكرد زنجیرة مستكبران و جهان‌خواران، دامن زننده به نوعی پلورالیسمند، باعث جلب موریانه‌‌هایند و بالأخره به عنوان ابزاری در اختیار نیروهای آشكار و نهان شیطانی، مجال كارگر افتادن تیرهای زهراگین ابلیس لعین را بر جان و جسم پیروان ادیان آسمانی، فراهم می‌سازند.

ـ اثرگذاری بر زنان و مردان جوان و گروه‌های اجتماعی آسیب دیده؛ همچون معتادان، معلولان، فقرا و... جلب و جذب آنان در زیر چتر شكستة فرقه‌ای، مهم‌ترین هدف این گروه‌هاست.

بی‌گمان، تساهل و تسامح در مناسبات و روابط، آلودگی به افیون و مخدّر، بی‌تفاوتی در برابر شرایع دینی و چشم بر بستن و ترك هر گونه قید و بندهای محدود كنندة روابط، جاذبه‌هایی هستند كه گروه‌های اجتماعی یاد شده را جلب و جذب می‌كنند.به همان سان كه فرقه‌های دستة اوّل از دامان استعمارگران اروپایی سر بر آوردند و به عنوان عملة ظلمه، موجب سست شدن بنای اعتقادی و سیاسی اجتماعی ساكنان سرزمین‌های اسلامی شدند، گروه دوم، از خانه‌های سیاه مجامع مخفی ماسونی و صهیونی و سازمان‌های اطّلاعاتی و امنیّتی MI6 و موساد سربر آوردند تا همة مجال را از نهضت‌های اصیل سلب كرده و مانع از قوّت گرفتن آنها در وجوه مختلف امنیّتی، سیاسی، اجتماعی و حتّی اقتصادی شوند.

چنان كه اشاره كردم، عملكرد این دو گروه، در وجوه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیّتی و حتّی اقتصادی قابل مطالعه است. این گروه‌ها بی‌آنكه جایگاهی اصیل در میان مناسبات و ساختار حیات اجتماعی كشورهای اسلامی؛ همچون ایران داشته باشند، به دلیل تعدّد، پراكندگی و البتّه استفاده از پتانسیل و ظرفیّت‌های حامیان غیرشرقی و غیرمسلمان و رسانه‌های مدرن، به سادگی ساختار بنای اجتماعی را در هم می‌ریزند و امكان انتظام، ثبات و هدایت آن را تحت استراتژی و طرحی بومی، ملّی و دینی از بین می‌برند.

ظهور بسیاری از الگوها، شیوه‌ها و روش‌های حشر و نشر و سیر و سلوك فردی و جمعی كه به سرعت از سوی بسیاری از خامان و بی‌خبران، نمونه‌برداری و تقلید می‌شود، سلامت نظام اجتماعی را با مخاطره روبه‌رو می‌كند. به ویژه، ولنگاری غیرقابل كنترل و قانون‌شكنی و عنادورزی دربارة سنّت‌های مقبول و مطرح بر گسترة این ناهنجاری‌ها می‌افزاید. تداوم این وضعیّت، نه تنها الگوها و ساختار فرهنگی را در هم می‌شكند، بلكه چنان به بسط خرده فرهنگ‌ها می‌انجامد كه در میان آنها، فرهنگ اصیل، مقبول، بومی و متمایل به هویّت‌های دینی، روی به ضعف می‌نهد و در انزوا می‌پوسد.

بر هیچ كس پوشیده نیست كه تغییر الگوهای رفتاری و عادت مردم، آن هم متأثّر از جریانات بیگانه و شیطانی، نه تنها امكان تصمیم‌گیری بزرگ را از بین می‌برد، بلكه موجب تغییر در مسیر و انحراف از مقاصد مطلوب نیز می‌شود.بی‌سبب نیست كه اقوام، بی‌آنكه بدانند، مواجه با شرایطی تحمیلی می‌شوند و برای حفظ سایه‌ای از نظام‌های مقبول شروع به امتیازدهی به جریانات نامقبول و نامشروع می‌كنند.

عقب‌نشینی از سنّت‌ها و میدان دادن به بدعت‌های عادّی و رایج شده، در زمرة بارزترین مصادیق تأثیر منفی جریانات فرقه‌ای بر حیات اجتماعی و فرهنگی ملل مسلمان است.تردیدی نیست كه این تأثیرگذاری، در سیر تكوینی، بر حیات سیاسی و نظام حكومتی نیز تأثیر می‌گذارد. این جریان، در كشورهایی كه نظام دمكراتیك و متّكی به آرای مردمی را پذیرفته‌اند، به سرعت بحران‌آفرینی می‌كنند و سوگیری بخش بزرگی از ساختمان سیاسی و حكومتی را تغییر می‌دهند.

این واقعه در كوتاه مدّت حاصل نمی‌شود و به همین دلیل در تمامی كشورها، نادیده گرفته می‌شوند؛ لیكن رشد صعودی و گستردگی ماجرا، در كمتر از ده سال، باعث شكل‌گیری قطب‌ها، جزایر و جریاناتی می‌شوند كه دیگر نه تنها قابل چشم‌پوشی و نادیده گرفتن نیستند؛ بلكه مدیریّت خود را نیز بر ساختار نظام سیاسی، اجتماعی و حتّی فرهنگی تحمیل می‌كنند.

حال اگر، حمایت بنیادهای خارجی مؤثّر و وابسته به قدرت‌های بزرگ غربی مانند «انگلستان» و «آمریكا» و نهادهای همسو با آنان، همچون سازمان‌های جهانی را به این مجموعه اضافه كنید، به زودی درمی‌یابید كه جریانات فرقه‌ای از مجرا و مسیر حمایتی دول استعماری و سازمان‌های جهانی در هیئت جریانات برانداز خاموش، چهره نشان می‌دهند.تغییر بافت جمعیّتی، تبدیل شدن به اهرم‌های فشار سیاسی و نقش‌آفرینی در معادلات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در موضوعات مختلف، به سادگی پرده از عواقب رشد و گسترش این جریانات برمی‌دارد. هیچ به كم و زیاد شدن برخی از اقلام مصرفی استراتژیك در كشور، آن هم در نقطه عطف‌های مهم توجّه كرده‌اید؟هیچ دربارة منشأ و مشرب‌های اصلی صادرات و واردات كالاهای استراتژیك اندیشه كرده‌اید؟ هیچ گاه به انعقاد قراردادهای خرید و فروش زمین‌‌ها، باغات و نقاط استراتژیك در جنوب، غرب و شمال كشور توجّه داشته‌اید؟ به جابه‌جایی جمعیّت‌ها، افزایش بی‌دلیل و خارج از عرف جمعیّت مناطق مختلف در شمال، شرق، غرب و جنوب چطور؟ به سر برآوردن برج‌های بزرگ تجاری در «هرمزگان»، «فارس» و سایر نقاط مهم.

شاید مطالعه‌ای جدّی ما را به سرمنشأ مهمّی برساند كه متأثّر از جریانات فرقه‌ای، دیر یا زود، نه تنها تناسب و تعادل مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در كشور به هم می‌ریزد؛ بلكه موجب بروز ناامنی‌های بزرگ و فراهم شدن زمینه‌های حضور و عمل نیروهای استعماری در منطقه نیز می‌شود.

این همه در حالی است كه بسیاری از ناامنی‌های خرد، مانند ایجاد جوّ بلوا، ترس حاصل از ترور شخصیّت‌ها و امثالهم نیز در زمرة مصادیق ناامنی حاصل از نضج جریانات فرقه‌ای به حساب می‌آیند. بد نیست در پایان، تنها اشاره‌ای مختصر به برخی اقدامات اخیر یكی از فرقه‌ها از گروه اوّل؛ یعنی بهائیان داشته باشم و برخی مصادیق آنچه را گفتم در این جریان به نمایش بگذارم. به امید آنكه موضوع به صورت جدّی، مورد مطالعة اشخاص حقیقی و حقوقی دست‌اندركار امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتّی فرهنگی واقع شود. ان‌شاءالله

با فراهم شدن زمینه‌های تولّد و توسعة فرقه‌های نوظهور و تسرّی آنها در جهان اسلام، عوامل مجامع مخفی و سیستم‌های امنیّتی استعماری، تقویّت فرقه‌های تأسیس شدة قرن دوازدهم و سیزدهم هجری قمری را كه در سایة انقلاب اسلامی ایران، منفعل و خاموش بودند، در دستور كار وارد ساختند.

تقویّت و حمایت از دو فرقة «وهّابیت» و «بهائیّت»، به منظور ترك انداختن بر دیوارة محافظ فرهنگی نهضت اسلامی ایران و تضعیف آن اتّفاق افتاد. فراز و نشیب‌های سیاسی ـ اجتماعی در نقطه عطف‌های مهم، همچون ورود جریان‌های سیاسی چپ و وقایع تأسّف‌بار 1388 ه‍ .ش. بسترهای مناسبی را برای جریانات فرقه‌ای و از جمله دو فرقة یاد شده فراهم آوردند.

به تازگی نشریه‌ای با عنوان «نوزده»، ویژة كودكان در یكی از شهرستان‌های استان «فارس» توزیع شده كه به نحوی خاص، تلاش خود را صرف تأثیرگذاری بر كودكان و ایجاد انحراف عقیدتی در آنها می‌كند. این نشریه در ادامة اجرای طرح آموزشی «روحی» توسط این فرقه منتشر می‌شود.در سال گذشته نیز، همین فرقه در بوستان‌های شهر «شیراز» زیر پوشش تعلیم نقّاشی و مربّی كودك، سعی در جذب كودكان و نونهالان این شهر مذهبی داشتند.

چندی پیش، كه سفری علمی به یكی از دانشگاه‌های «كاشان» داشتم، با خبر شدم كه مدیران فرهنگی این دانشگاه به دلیل درج خبری دربارة این فرقه، در یكی از نشریات داخلی دانشگاه، مورد نقد و اعتراض تند و حضور برخی از اعضای فرقة بهائیّت واقع شده‌اند. این حركت، پرده از جرئت یافتن سران این فرقه و گذر از مرزها و محدودیّت‌ها برمی‌دارد. برخی خبرگزاری‌ها نیز طیّ روزهای جاری، از شگرد این فرقه برای حركت تبلیغی هرمی و حضور در مجالس و مجامعی كه در ظاهر موضوعات اقتصادی و گلدكوئیستی را پیگیری می‌كنند، حضور یافته و به كمك مبلّغان خود، سعی در تخریب اعتقادی حاضران در مجلس می‌نمایند.

جای دارد، پرسیده شود، فرقه‌ای كه همة حیثیّت خود را وام‌دار استعمار پیر بریتانیای كبیر است و با آرام یافتن در آغوش صهیونیسم جهانی به عنوان آلت فعل، عمل می‌كند، چگونه جرئت می‌یابد خود را ایرانی و مسلمان معرفی كرده و ادّعای ارث از سرزمین اسلامی ایران داشته باشد.گویا فراموش كرده‌اند كه «جناب عبدالبهاء» یا همان «عبّاس افندی»، فرزند مؤسّس این فرقه و جانشین ایشان، به پاس خدمتگزاری به دولت انگلیس، نشان عالی «سِر» را از این دولت دریافت كرد و سپس دست به دعا برداشت و گفت:«بار الها! سراپردة عدالت در این سرزمین برپا شده است و من تو را شكر و سپاس می‌گویم...

پروردگارا! امپراتور بزرگ ژرژ پنجم، پادشاه انگلستان را به توفیقات رحمانیّت مؤیّد بدار و سایة بلند او را بر اقلیم جلیل فلسطین پایدار ساز.» به دلیل همین خدمات و دعاگویی به دولت فخیمة(؟!) انگلستان و صهیونیسم بین‌الملل بود كه پس از مرگ این ثناگو، یعنی عبّاس افندی، دولت انگلیس نمایندة ویژة خود، آقای هربرت ساموئیل را برای عرض تسلیت به جامعة بهائیان فرستاد تا اعلام كند:

«وزیر مستعمرات حكومت اعلیحضرت، پادشاه انگلستان، مستر وینستون چرچیل تقاضا نمود، مراتب هم‌دردی و تسلیت حكومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان را به جامعة بهایی ابلاغ نماید.»

ناگفته نماند كه این فرقه، با داشتن زیارتگاه، هتل، باغ نُه طبقه و سایر مراكز تفریحی در حیفا و عكا، از شهرهای مهمّ فلسطین اشغالی، همواره مورد حمایت، حفاظت و یاری رژیم اشغالگر قدس بوده است. در حالی كه صاحبان اصلی این سرزمین در محاصرة كامل، در غزّه و سایر نقاط، از آب و نان و قوت لایموت نیز بی‌بهره‌اند. جز این، فرقة بهائیّت در بسیاری از كشورهای تحت امر «بریتانیا»، «آمریكا» و سایرین مورد تفقّد واقع شده است. پرفسور نیوویچ، از شخصیّت‌های سیاسی رژیم صهیونیستی در زمان مسئولیّتش، امتیاز اسكان رایگان اعضای بهائیان را در «هند» به آنها اعطا كرد.

این اقدام، به منظور رخنه در این سرزمین و ایجاد شكاف در روابط سیاسی «هندوستان» و «جمهوری اسلامی ایران» صورت گرفته است. چنان كه در ایجاد خدشه در این روابط بی‌تأثیر نبوده‌اند. این همه تنها به منظور نشان دادن مصادیق عمل فرقه‌ها و خطرات آنها در شرق اسلامی بیان شد. باقی بقای شما. والسّلام


استاد اسماعیل شفیعی سروستانی

درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :