تبلیغات
آفتاب پنهان - نواب اربعه
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
نواب اربعه
تناثر نجوم به معناى فرو ریختن ستاره و كنایه از كثرت در گذشت علما و محدثان است.

سال 329هـ. ق را سال تناثر نجوم نامگذارى كرده اند [1] همان سالى كه على بن محمد سمرى نائب چهارم امام زمان ارواحنا له الفداء رحلت كرد.مرحوم كلینى صاحب كافى، و على بن بابویه قمى نیز از جمله كسانى هستند كه در این سال وفات یافتند. [2]

چهارمین نائب خاص
چهارمین و آخرین نائب خاص حضرت مهدى ارواحنا له الفداء، على بن محمد سَمرى بود.

موثق بودن وجلالت وقدر این شخص، مشهورتر از آن است كه ذكر شود ... ونیابت او از طرف امام زمان ارواحنا له الفداء، به وصیت حسین بن روح صورت گرفت. [3]

وى از خاندانى متدین و شیعه بوده كه در خدمتگزارى به سازمان امامیه از شهرت بسیارى برخوردار بودند. [4]

حاجز بن یزید
یكى از وكلاى حضرت در بغداد و معاون اول عثمان بن سعید بود.

حسن بن عبدالمجید می گوید: درباره حاجزبن یزید به شك افتادم، سپس مالى جمع كردم و به سامرا رفتم نامه اى به من رسید كه درباره ما و كسى كه به امر ما جانشین ما مى شود شك روا نیست؛ هر چه همراه دارى به حاجزبن یزید تحویل بده . [5]

وى ملقب به حاجز وشاءِ بود و روایات تصریح دارد كه حاجز، از وكلاى مورد اعتماد امام زمان ارواحنا له الفداء بوده و تا آخر هم در این سمت باقى مانده است. [6]

حسین بن روح
سومین نائب خاص از نواب اربعه ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى است. وى در میان شیعیان بغداد، از اشتهار خاصى برخوردار بود و یكى از افراد مورد اطمینان و اعتماد محمد بن عثمان عمرى به شمار مى رفت.بعد از ابوسهل اسماعیل بن على مشهورترین افراد خاندان نوبختى، ابوالقاسم حسین بن روح بن ابى بحر است و عمده اشتهار او به واسطه مقام دینى بزرگى است كه در میان شیعه امامیه دارد و از نواب اربعه حضرت قائم ارواحنا له الفداء محسوب مى شود. [7]

تاریخ تولد وى در كتب تاریخ و رجال مشخص نشده است و همین مقدار روشن است كه در زمان حیات محمد بن عثمان یكى از كارگزاران وى بوده است و در بین سال هاى 305- 326هـ. ق به عنوان نایب امام زمان ارواحنا له الفداء، واسطه میان امام و شیعیان بوده است.برخى گفته اند حسین بن روح قمى بوده است. روایت كشى او را ملقب به قمى ذكر مى كند. [8] در تاریخ الاسلام ذهبی اشاره به قمی بودن او شده است. [9] وى به زبان آیه از نواحى قم تكلم مى كرده است . [10]

با وجود این، بین نوبختى بودن و قمى بودن نایب سوم، به یكى از دو صورت مى شود، ارتباط برقرار كرد و آن ها را جمع كرد:

1- وى در اصل، قمى بوده و از طرف مادر، نوبختى نامیده شده است. [11]

2- وى از شاخه بنو نوبخت قم بوده و در زمان نخستین سفیر، به بغداد مهاجرت كرده است.

محمدبن عثمان از دویا سه سال قبل از وفات خود، با ارجاع بعضى از شیعیان به حسین بن روح كه اموالى از سهم امام و غیر آن پیش او مى بردند، زمینه را براى نیابت وى از طرف امام زمان ارواحنا له الفداء همواره مى نمود. نخستین توقیعى كه راجع به حسین بن روح از ناحیه مقدسه صدور یافت، در سال 305هـ ق بود. در آن توقیع آمده است:او كاملاً مورد وثوق و اطمینان ماست و در نزد ما مقام و جایگاهى دارد كه او را مسرور مى گرداند.

با این كه محمدبن عثمان غیر از حسین بن روح نه وكیل دیگر در بغداد داشت و همگى زیر نظر وى فعالیت مى كردند، اماحسین بن روح به نیابت امام زمان ارواحنا له الفداء انتخاب شد. عفت آن علاوه بر متكلم و فقیه بودن، بردبارى، هوشیارى و اخلاص او در آن موقعیت خاص سیاسى بود .حسین بن روح با همكارى ده وكیل در بغداد و با وكلاى سایر بلاد اسلامى، كار خویش را در سمت نیابت امام زمان ارواحنا له الفداء شروع كرد و توانست با روش معقولانه و منطقى، در میان دوست و دشمن، از مقبولیت بالایى برخوردار باشد. بنابر شهادت مورخین قرون اولیه و محدثین متقدم،او اعقل الناس زمان خود بوده است و از داناترین افراد به شمار مى رفت.

حسین بن روح بیست و یك سال نیابت حضرت را به عهده داشت و در ماه شعبان سال ،326هـ ق وفات یافت. [12] قبر او در نوبختیه در جانب غربى بغداد است. [13]

خاندان نوبختى
از خاندان هاى معروف بغداد و ایرانى نژاد بودند. آنان با پذیرش اسلام، به دربار عباسیان راه یافتند و از راه نشر علوم و حكمت، خدمات شایانى كردند . بسیارى از افراد این خاندان در دستگاه خلافت، مناصب ادارى و دیوانى داشتند و چند تن به وزارت رسیدند. حسین بن روح (نائب خاص حضرت) خود از این خاندان بود.حسن بن موسى نوبختى (متوفى 310 ق)متكلم و فیلسوف برجسته شیعه، ابوسهل اسماعیل بن على نوبختى (متوفى 311 ق) متكلم مبرز بغداد، و ابو اسحاق ابراهیم بن نوبخت از این خاندان بودند. [14]

دعوى حسین بن منصور حلاج در خصوص بابیت و اظهار رأى مخصوص او در باب شمار ائمه، در حكم اعلان خصومت صریح با خاندان نوبختى بود، زیرا یك تن از آنان، یعنى ابوالقاسم حسین بن روح از سال 305 مقام وكالت و بابیت امام غائب ارواحنا له الفداء را داشت و یك تن دیگر از آن خانواده هم كه ابو سهل اسماعیل بن على باشد، در تاریخ شورش حلاج، رئیس امامیه در بغداد شمرده مى شد. [15]

نیز خاندان نوبختى عنوان كتابى است كه اقبال آشتیانى نوشته و به تفصیل به شخصیت هاى برجسته و موقعیت این خاندان پرداخته است.

عثمان بن سعید
ابوعمرو عثمان بن سعید عمرى، نخستین سفیر حضرت مهدى ارواحنا له الفداء بود و در سامرا اقامت داشت.وى از سوى امام هادى و امام عسكرى علیه السلام وكیل و نماینده بود. وى مورد اعتماد امام هادى علیه السلام بود و آن حضرت به یاران خود مى فرمود: ابوعمرو مردى ثقه و امین است و هرچه به شما بگوید از جانب من است، و آن چه به شما مى رساند از جانب من مى رساند . عثمان بن سعید امام حسن عسكرى علیه السلام را غسل داد و كفن و حنوط كرد و به خاك سپرد. [16]

او توانست سرشناسان امامیه را قانع سازد بر این كه امام دوازدهم براى محفوظ ماندن از دست دشمنان در پرده غیبت به سر مى برد و آن ها را متقاعد ساخت كه خود نماینده راستین آن حضرت باشد . موقعیت ممتاز او در زمان امام دهم و یازدهم علیه السلام سبب شد كه وكلا دعوى وى را بپذیرند، بدون این كه او را مورد سؤال قرار داده و معجزه یا حجتى از وى بخواهند. [17]

عثمان بن سعید از زمان امام حسن عسكرى علیه السلام، رئیس وكلاى امام بود و تمام وجوهاتى كه شیعیان توسط وكلا مى فرستادند، همه به وى تحویل داده مى شد و او نیز آن را خدمت امام تقدیم مى كرد.پس از وفات امام عسكرى علیه السلام نیز به طور مخفیانه سازمان وكالت را اداره مى كرد. [18]

پس از وفات عثمان بن سعید، حضرت مهدى ارواحنا له الفداء طى نامه اى به فرزندش تسلیت فرمود. عثمان بن سعید چون درگذشت او را در جانب غربى بغداد در شارع المیدان، در اول محل، كه معروف به درب الجبله است، در داخل مسجد، درب راست كه داخل مى شوند و قبر در خود قبله مسجد قرار دارد.در منابع امامیه به تاریخ وفات او اشاره نشده است و مورخان متأخر كوشیده اند تاریخ تقریبى نشان دهند و نوشته اند رحلت وى باید پس از سال 260 هـ تاریخ وفات امام عسكرى علیه السلام - و قبل از سال 267 اتفاق افتاده باشد. [19]

براى عثمان بن سعید دو فرزند به نام هاى (محمد بن عثمان )- كه بعدها دومین نایب امام زمان شد- و (احمد بن عثمان ) ذكر شده است. [20] وى از یازده سالگى در محضر امام هادى علیه السلام به خدمتگزارى و كسب فقه و حدیث و تعالیم اسلامى اشتغال داشته است، و به القابى در میان شیعیان مشهور شده است:

1- سمان یا زیات روغن فروش : او را سمَان یا زیات مى گفتند زیرا براى پوشش نهادن به مقام والاى وكالت و نیابت به تجارت زیتون اشتغال داشت، تا به این وسیله در آن روزگار كه خفقان و اختناق عجیبى بر جهان پهناور اسلامى و به خصوص شیعیان و دوستداران اهل بیت حاكم بود، خود را از شر دستگاه خلافت، حفظ نماید. روش وى چنین بود كه شیعیان، اموالى را كه براى امام حسن عسكرى علیه السلام مى آورند به وى تسلیم مى كردند و او از ترس دستگاه عباسى، آن اموال را میان ظرف روغن پنهان نموده و بدین گونه به خانه امام مى رسانید. [21] او براى پوشش نهادن به موقعیت حساس خود، در بازار روغن فروشان براى ارتش روغن و اجناس دیگر حمل مى كرد. [22]

2- اسدی : چون از قبیله بنی اسد بود لذا به او اسدی می گفتنند. [23]

3- عسکری : عثمان بن سعید را عسكرى نیز مى گفتند، زیرا او از محله عسكر سامرا بوده است. [24]

4- عمری : به این لقب شهرت بیشترى دارد. دو علت انتساب وى به عَمرى بین علماى رجال اختلاف است. شیخ طوسى در الغیبة، مى نویسد: گروهى از شیعیان گفته اند: حضرت امام عسكرى علیه السلام فرمود: اسم عثمان و كنیه او ابو عَمرو در یك شخص جمع نمى شود و دستور دادند كه كنیه او را بر هم زنند و از آن وقت عمرى خوانده شد. [25]

عثمان بن سعید، وكیل خاص و نماینده سه امام معصوم، امام هادى، امام حسن عسكرى و امام زمان ارواحنا له الفداء بود.

وى محرم اسرار امام حسن عسكرى علیه السلام بود . وقتى امام مهدى ارواحنا له الفداء متولد شد، امام حسن عسكرى علیه السلام گفت: پیكى دنبال عثمان بن سعید بفرستید. یك نفر فرستاده شد و و عثمان بن سعید آمد. امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بخر و آن را تقسیم كن و به خاطر آن مولود، چندین گوسفند عقیقه كن. [26]

امام مهدى ارواحنا له الفداء به وكالت و نیابت عثمان بن سعید در مقابل جمعیت و هیأت اهالى قم اشاره كرد و آنها را به عثمان بن سعید ارجاع داد. [27]

عثمان بن سعید حدود پنج سال نیابت حضرت را به عهده داشت و وقتى از دنیا رفت، خاطر شریف امام زمان ارواحنا له الفداء نیز محزون گردید و طى نامه شریفى به فرزند بزرگوارش محمد بن عثمان تسلیت گفت و او را به جاى پدرش منصوب كرد. [28]

مرحوم علامه مجلسى در بحار زیارتنامه اى را براى عثمان بن سعید نقل كرده است كه اینگونه شروع مى شود: السلام علیك ایها العبد الصالح، الناصح له و لرَسوله ولاو لیائه. [29]

على بن محمد سمرى
چهارمین و آخرین نایب از نوَاب خاص امام زمان ارواحنا له الفداء، ابو الحسن على بن محمد سمرى است كه پس از حسین بن روح عهده دار مقام نیابت گردید. موثق بودن و جلالت او مشهورتر از آن است كه ذكر شود. نیابت او از طرف امام زمان ارواحنا له الفداء به سفارش حسین بن روح صورت گرفت. [30]

وى از خاندانى متدین و شیعه بوده است كه در خدمتگزارى به سازمان امامیه از شهرت بسیارى برخوردار بودند و همین اصالت خانوادگى او، باعث شد كه در سفارت، با مخالفت چندانى مواجه نگردد. [31]

بسیارى از اعضاى این خاندان همچون حسن و محمد، فرزندان اسماعیل بن صالح و على بن زیاد، در بصره املاکى بسیارى داشتند. آنان نیمى از درآمد این املاک را وقف امام یازدهم علیه السلام كرده بودند كه امام، هر ساله درآمد آن را دریافت و با ایشان مكاتبه مى كرد [32] شیخ طوسى او را جزء اصحاب امام حسن عسكرى علیه السلام به شمار آورده [33] و حضرت با وى مكاتباتى داشته است.

شش روز قبل از رحلت سمرى، توقیعى از سوى امام دوازدهم ارواحنا له الفداء صادر شد كه در آن، صاحب الامر، مرگ نایب چهارم را پیشگویى و زمان مرگ او را نیز تعیین كرده بود . متن توقیع، نمایان گر پایان غیبت صغرى و انقطاع نیابت خاصه و آغاز غیبت كبرى و نیابت عامه است . متن توقیع چنین است:اى على بن محمد سمرى خداوند پاداش برادران دینى تو را در مصیبت مرگ تو بزرگ دارد. تو از اكنون تا شش روز دیگر خواهى مرد پس امر حساب و كتاب خود را جمع و جوركن، و درباره نیابت و وكالت، به هیچ كس وصیت مكن تا به جاى تو بنشیند، زیرا غیبت كامل فرا رسیده است . دیگر تا آن روزى كه خداى تبارك و تعالى بخواهد، ظهورى نخواهد بود و آن، پس از مدت درازى خواهد بود كه دل ها را سختى و قساوت فراگیرد و زمین از ستم و بیداد پرگردد.

به زودى از شیعیان من ادعاى مشاهده خواهندكرد . بدان هركس كه پیش از خروج سفیانى و برآمدن صیحه و بانگى از آسمان، ادعاى دیدن من را نماید، دروغگو و تهمت زننده است. قدرت و توانایى از آنِ خداوند بلند پایه بزرگ است و بس. [34]

حضار از توقیع شریف، نسخه برداشته و از نزد او بیرون رفتند و چون روز ششم شد، به سوى او بازگشتند و دیدند نزدیك است جان به جان آفرین تسلیم كند. به وى گفتند: جانشین شما كیست؟ فرمود: خدا را مشیتى است كه خود انجام خواهد داد . این مطلب را گفت و درگذشت.على بن محمد سمرى در سال 329 هـ. ق وفات یافت و قبر او در بغداد، در خیابان معروف به خلنجى، جنب ربع المحول، نزدیك نهر ابوعتاب مى باشد. [35] او سه سال امر نیابت حضرت را به عهده داشت.

كرخ
نام محله اى در بغداد است که محل سكونت شیعیان بوده.

عثمان بن سعید پس از مهاجرت از سامرا به بغداد، این منطقه را مركز رهبرى سازمان امامیه قرار داده است. [36]

احمد بن زكریا مى گوید: حضرت رضا علیه السلام به من فرمود: خانه تو در كدام محله از بغداد است؟ گفتم: در كرخ. فرمود: كرخ، سالم ترین محله است. [37]

محمد بن عثمان
دومین نائب از نواب اربعه امام زمان ارواحنا له الفداء و فرزند نائب اول- عثمان بن سعید- است.

در زمان حیات پدرش از طرف امام حسن عسكرى علیه السلام به نیابت امام غائب معرفى شده بود و عثمان بن سعید به هنگام مرگ خود، امر نیابت را به دستور امام زمان ارواحنا له الفداء به فرزند خود محمد سپرد شیعیان به عدالت، وثاقت و امانت دارى او اتفاق نظر داشتند.توقیعات حضرت در امور مهم دینى، در طول زندگانى او با همان خطَى كه در زمان پدرش عثمان بن سعید صادر مى شد، به دست او صادر مى گشت و به شیعیان مى رسید . شیعیان جز او كسى را به نیابت نمى شناختند و علائم وكراماتى هم از او نقل شده است.[38]

او بیشترین مدت نیابت را در میان نواب اربعه به خود اختصاص داد و حدود چهل سال به عنوان نایب و رابط بین امام و شیعیان بود. لذا توفیق یافت مشكلات و مسائل فقهى، كلامى، اجتماعى و بیشترى را از محضر مبارك امام زمان ارواحنا له الفداء استفسار نماید و در اختیار عموم مردم قرار دهد. كنیه او ابو جعفر است و چندین لقب براى او ذكر شده است: عَمرى، اسَدى و كوفى.

امام حسن عسكرى علیه السلام فرمودند: عَمرى- عثمان بن سعید - و پسرش- محمد بن عثمان - هر دو موثق و مورد اطمینان هستند، هر چه آن ها به تو برسانند از طرف ما مى رسانند [39] پس از وفات نایب اول نخستین كسى كه مورد خطاب ولى عصر ارواحنا له الفداء قرار مى گیرد، محمد بن عثمان، پسر اوست .

امام زمان ارواحنا له الفداء مرگ پدر را بر او تسلیت مى گوید و در آن نامه اشارتى به شخصیت محمد بن عثمان و تصریح به نیابت او شده است. [40] در زمان نایب دوم حدود 265 -305 كسانى پیدا شدند كه از فرصت غیبت امام زمان ارواحنا له الفداء سوء استفاده كرده و خود را به عنوان نایب امام معرفى كنند تا بدین وسیله شهرت و منصبى اجتماعى كسب نموده و اموال سرازیر شده از سوى شیعیان به سوى امام را بدون مجوز شرعى تصرف نمایند .

لذا یكى از وظایف محمد بن عثمان، تكذیب مدعیان دروغین و رسوا کردن آنان و اثبات نیابت خود و فراهم آوردن اطمینان و اعتماد شیعیان به سوى خویش بود . یكى از دلیل هاى مشهود و راه هاى عملى بر صحَت نیابت و وساطت خویش از طرف امام غائب، خبر دادن از امور غیبى و پنهانى با عنایت امام زمان ارواحنا له الفداء به وسیله توقیعات و طرق دیگر بود. محمد بن عثمان به جهت طولانى بودن دوره نیابتش فرصت بیان بعضى از حقایق راجع به امام زمان ارواحنا له الفداء از تولد تا غیبت را داشته است . لذا در زمینه هاى مختلف درباره امام زمان ارواحنا له الفداء و درباره موضوعات دیگر، از ایشان روایت نقل شده است. احادیثى كه از ایشان نقل شده نشان مى دهد كه وى مكرراً امام زمان ارواحنا له الفداء را حتى از دوران كودكى آن حضرت دیده و در دوران امامتش با او ملاقات هایى داشته است . راوى مى گوید:محمد بن عثمان، قبرى را براى خود حفر كرد و آن را با چند قطعه تخته آماده ساخت وقتى علت آن را پرسیدم، گفت : براى مردن اسبابى هست بعد از آن نیز از وى پرسیدم، گفت : مأمور شده ام كه خود را جمع و جور كنم. سپس دو ماه بعد وفات یافت. [41]

ابو جعفر محمد بن عثمان در سال305.هـ ق در آخر ماه جمادى الاولى وفات كرده است. قبر او دركنار قبر مادرش، بر سر راه كوفه و در محلى كه خانه اش آن جا بود واقع است. [42] این محل در سمت غربى بغداد مى باشد. [43]

محمدبن نفیس
وكیل حسین بن روح- نائب سوم- در اهواز بود.

اولین توقیع امام زمان ارواحنا له الفداء در دوره حسین بن روح به دست ایشان منتشر شد. حسین بن روح نخستین بخشنامه را به محمد بن نفیس، وكیل اهواز در پنجم شوال 305 صادر كرد و در آن او را به سِمَت خود ابقاء نمود. [44]

نواب اربعه
سفیران چهارگانه امام زمان ارواحنا له الفداء در غیبت صغرى بودند.

در تمام مدت غیبت صغرى، این چهار نفر میان امام زمان ارواحنا له الفداء و مردم واسطه بودند و آنان نامه ها و عرایض شیعیان را به امام غایب مى رساندند و به دستور حضرت، به آنان پاسخ مى دادند . این پاسخ ها به صورت توقیع از ناحیه مقدسه صادر مى گردید.
مرحوم مجلسى همه این توقیعات را در بحارالانوار آورده است . آن چهار نفر عبارتند از:

1- ابو عمرو عثمان بن سعید عمرى


2- ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى

3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى

4- ابوالحسن على بن محمد سمرى


پی نوشت :
1- زندگانى نواب خاص امام زمان ارواحنا له الفداء، على غفارزاد ص 277.
2- سوره صف 8 .
3- سوره زمر69.


نوبختیه
نام محله و مقبره اى در بغداد است .

ابونصر هبة اله گفت: محله نوبختیه، در دروازه اى است كه از آن جا به درب آجر مى روند و درب آجر، محله اى از محله هاى نهرطابق در بغداد است و نهر طابق، در سمت غربى بغداد مى باشد. اما مقبره نوبختیه در مقابر قریش است كه امام موسى كاظم علیه السلام در آن جا دفن شده و در سمت غربى بغداد است.قبر حسین بن روح در نوبختیه است و نوبختیه، در قسمت غربى بغداد قرار دارد، اما دكتر جاسم حسین در پاورقى كتابش- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم ارواحنا له الفداء و سید محسن امین در اعیان الشیعه، قبر وى را در سمت شرقى بغداد مى دانند. [45]

نیابت خاصه
آن است كه امام، اشخاص معین و مشخصى را نایب خود قرار دهد و به اسم و رسم او را معرفى كند، همان طورى كه امام حسن عسكرى ارواحنا له الفداء این كار را انجام داد و فرمود: عَمرى و پسرش مورد اعتماد هستند، هر چه آن ها به تو برسانند از من مى رسانند و آن چه به تو بگویند از جانب من مى گویند . [46]

و در جاى دیگر فرمود: شاهد باشید كه عثمان بن سعید عمرى وكیل من است و فرزندش محمد بن عثمان وكیل فرزند من، مهدى شماست. [47]

حضرت مهدى ارواحنا له الفداء نایبان پس از نائب اول عثمان بن سعید را به وسیله نایب قبلش تعیین مى كرد و به مردم معرفى مى نمود . بنابراین كسانى كه در دوره غیبت صغرى، نیابت داشتند و با اسم و مشخصات معرفى شده بودند، نایب خاص نامیده شده و نایبان خاص آن حضرت را نواب خاص و نواب اربعه مى گویند.

كتاب هایى كه در قرون اولیه غیبت نگاشته شده است، به جاى نواب بیشتر سفراء و ابواب تعبیر شده و گاهى وكلا نیز به كار رفته است. در دوران غیبت صغرى، نیابت خاصه از آن چهار نفر بود: عثمان بن سعید عمرى، محمد بن عثمان بن سعید عمرى، حسین بن روح نوبختى و على بن محمد بن سمرى.

بالاخره چند روز به مرگ على بن محمد سمرى مانده بود كه از ناحیه مقدسه توقیعى صادر شد كه در آن به على بن محمد سمرى ابلاغ شده بود كه تا شش روز دیگر بدرود زندگى خواهد گفت و پس از آن باب نیابت خاصه بسته و غیبت كبرى واقع خواهد شد.
و اما اثبات نیابت خاصه با یكى از این سه طریق ممكن است :

1- .نض صریح و تصریح خود امام زمان ارواحنا له الفداء

2- نصَ صریح و تصریح نایب خاص امام

3- آشكار شدن و وقوع كرامات و امور خارق عادت، از طرف مدعى نیابت خاصه، كه نشانه ربط و ارتباط خاص او با خداوند متعال و آن حضرت، و تأیید اوست. هریك از نواب خاص امام در عصر غیبت صغرى، یا با نص خود امام و یا تصریح نایب خاص پیشین او منصوب شده اند . در عصر غیبت كبرى، حصول این سه طریق بعید است.

وظایف نواب خاص
نایبان خاص حضرت، تلاش ها و كوشش هاى صادقانه و دلسوزانه اى در جنبه هاى مختلف اجتماعى، سیاسى، فرهنگى، علمى و... داشتند، اما عمده وظایف و فعالیت هاى اساسى كه مشترك بین همه آن هاست، عبارت است از:

1- پنهان نگه داشتن نام، مكان و رفع شك و تردید درباره آن حضرت. از یك طرف نام و محل زندگى امام را نه تنها از دشمنان، بلكه از شیعیان مخفى نگه مى داشتند و به وكلاى خود آموزش مى دادند كه مبادا اسمى از حضرت به میان آید، و لذا توانستند شیعیان را از خطر عباسیان مصون دارند، از سوى دیگر بر آن ها لازم بود كه وجود مبارك امام را براى هواداران مورد اعتماد به اثبات برسانند، تا خط انحراف نتواند شك و تردید در میان آن ها ایجاد كند.

2- جلوگیرى از فرقه گرایى و انشعابات شیعیان.

3- پاسخ گویى به سؤالات فقهى و مشكلات علمى و عقیدتى نواب خاص، سؤالات فقهى و شرعى شیعیان را به خدمت امام مى رساندند و پاسخ آن ها را مى گرفتند و به مردم ابلاغ مى كردند.

4- مبارزه با مدعیان دروغین نیابت.

5- اخذ و توزیع اموال متعلق به امام.

6- سازماندهى وكلاء بنا به ضرورت در هر منطقه اى وكیلى تعیین شده و گاه چند وكیل در مناطق كوچك تر تحت سرپرستى وكیلى قرار داشتند كه امام و بعد نواب براى آن ها تعیین مى كردند.

این وكلاء اموالى راكه بابت وجوهات مى گرفتند به شیوه هاى گوناگونى به بغداد، نزد نواب مى فرستادند و آن ها نیز طبق دستور امام در مواردى كه لازم بود، به كار مى گرفتند. [48]

پی نوشت ها :
[1] تتمة المنتهى ص3 30 , سفینة ا لبحا ر، ج6، ص 432.
[2] بحا رالانوار ج 58 ص233.
[3] تنقیح المقال ج 2. ص 503.
[4] آخرین امید داود الهامى109.
[5] اصول كافى ج 2 ص461.
[6] آخرین امید داود الهامى ص 87 و 511.
[7] خاندان نوبختى اقبال آشتیانى، ص212 .
[8] ا ختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 831.
[9] تاریخ الاسلام ذهبی ، ص 190- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم عج، ص 212.
[10] كمال الدین ج 2 ص 503.
[11] غیبة طوسى ص 1 37؟ خاندان نوبختى، ص 214.
[12] خاندا ن نوبختى ص 221.
[13] زندگانى نوا ب خاص امام زمان ارواحنا له الفداء على غفارزاده ص 278.
[14] نشریه موعود،ش 33، ص 64.
[15] آخرین امید، داود الهامى ص145.
[16] بحارالانوار ج 51 ص346.
[17] اصول کافی ج 1ص329.
[18] اختیار معرفه الرجال ص532.
[19] تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم ص156.
[20] زندگانى نواب خاص امام زمان ارواحنا له الفداء غفارزاده، ص 105.
[21] غیبة طوسی ص354 .
[22] روزگار رهایی ، ج1 ص 1 29.
[23] غببة طوسى ص 354.
[24] همان.
[25] همان.
[26] كمال الدین، ج 2، ص 430.
[27] كمال الد ین، ج 2 ص 476.
[28] بحار ا لانوار، ج 51 ص 347 كمال ا لدین، ج 2، باب توقیعات، ص 510.
[29] بحار ا لانوار ج 02 1، ص 293.
[30] تنقیح المقال ج 2ص 305.
[31] آ خرین امید داود الهامى ص 109.
[32] همان ص108.
[33] رجال طوسى ص 432.
[34] كمال الدین ج 2، ص516, بحا رالانوار ج 51، ص 360 اعلام الورى ص 417.
[35] غیبة طوسى، ص 396.
[36] تاریخ سیاسى غیبت امام،دوازدهم عج، ص 149.
[37] بحارالانوارج 51 ص 155.
[38] غیبة طوسی، ص 362.
[39] غیبة طوسی، ص 360.
[40] غیبة طوسی، ص361 كمال الدین ج 2،ص15
[41] بحا رالانوار، ج 51، ص 351 كمال الدین ج2 ص 502
[42] غیبة طوسى ص 366 سفینة البحار، ج 7 ص 211.
[43] تار یخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عج ص 183.
[44] آخرین امید داود الهامی ص 125.
[45] زندگانى نوا ب خاص امام زمان ارواحنا له الفداء، على غفارزاد ص277 .
[46] اصول كافى ج2.
[47] غیبة طوسی، ص 6035.
[48] زندگانى نواب خاص امام زمان على غفارزاد ه ص 85.


درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :