صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
دوستان
پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل كردن
بیان مطلب این‏كه، به دلالت اخبار قطعى بسیار كه امامان‏ علیه السلام روایت گردیده تردیدى در این نیست كه امام‏ ناظر و شاهد بر ما است، و بر حالات و حركات و سكنات ما اطلاع دارد، پس تو در هر حال و هر كجا كه هستى برابر دیدگانش قرار دارى كه او دیده بیناى خداوند و گوش شنواى او است، چون این را دانستى و یقین داشتى كه تو در پیش چشم و جلو رویش قرار دارى، حتماً آن جناب را در جلو چشمت قرار دهى، و با دیده دل به او نظر نمایى، بلكه هرگاه آن حضرت جلو چشمت باشد لازمه‏اش این است كه تو در پیش چشمش بوده باشى، و بستگى به این ندارد كه تو آن را قرار دهى. و این روشن، و بر كسى كه دیده دلش كور نباشد مخفى نیست: چشم سر كافران و مخالفان گرچه كور نیست لیكن چشم باطن و دیده دل‏ها كور است.

و چنانچه دانستى كه آن حضرت‏ پیش چشمت قرار دارد، البته همّتت در جهت رعایت آداب آن جناب، و مراسم ادب و انجام وظایفى كه نسبت به آن حضرت دارى به حسب مراتب معرفتت مصروف خواهد شد، هر چند كه با چشم سر آن بزرگوار را نبینى.

به مثال این‏كه، اگر شخص نابینایى در مجلس زمامدارى حضور یابد، و در پیشگاهش قرار گیرد، البته تمام آدابى كه شایسته است در محضر زمامدار رعایت گردد را انجام مى‏ دهد، همچنانكه بینایانى كه به او نظر مى‏كنند و در پیشگاهش ایستاده ‏اند انجام مى‏ دهند، با این‏كه آن نابینا او را مى ‏بیند و نمى ‏تواند بر او نظر كند، و این نیست مگر از جهت این‏كه مى ‏داند در پیش روى زمامدار قرار دارد، و زمامدار جلو چشم او است هر چند كه با چشم سر او را نمى ‏بیند، و حال مؤمن در زمان غیبت امام‏ زمان ارواحنا له الفداء چنین است، زیرا كه مؤمن از جهت ایمان و یقینش به طور قطع مى ‏داند كه در تمام احوال در پیش چشم امامش قرار دارد، پس امامش را جلو چشم خود قرار مى‏ دهد هر چند كه او را به چشم سر نمى‏بیند، پس هم خود را در رعایت آداب و مراقبت و مواظبت وظایف خود نسبت به آن جناب مصروف مى ‏دارد.

و تمام این امور در سخنان امیرمؤمنان على ‏علیه السلام آورده كه آن حضرت بر فراز منبر در شهر كوفه فرمود: بار خدایا همانا به ناچار زمین تو را حجتى از سوى تو بر خلقت باید، كه آنان را به دین تو هدایت كند، و علم تو را به ایشان بیاموزد، تا حجت تو باطل نشود، و پیروان ایشان گمراه نگردند پس از آن‏كه هدایتشان كرده ‏اى.

آن حجّت یا آشكار است كه اطاعت نشود، یا مخفى و در انتظار باشد، اگر شخص او از مردم در حال صلح و متاركه با مخالفین هدایت شدنشان غایب ماند، به درستى كه علم و آداب او در دل‏هاى مؤمنین ثبت است كه آنان به آن‏ها عمل مى ‏كنند. [1]

مى‏ گویم: این حدیث مشهور است و در كافى [2] و غیبت نعمانى با تفاوت اندكى از آن حضرت‏ روایت گردیده، و در این كلام مبارك گونه‏ هایى از علم و معرفت و توجه و تذكر هست، پس بر تو باد كه در آن كاملاً دقّت كنى تا مقصود برایت واضح شود ان شاء اللَّه تعالى بدان كه مؤمنین در یاد كردن مولایشان‏ به مقتضاى تفاوت درجات ایمان و مراتب معرفت و یقینشان، درجات متفاوت و مراتب مختلفى دارند، بعضى از آن‏ها حالشان در یاد كردن مولای‏شان چنان است كه شاعر گفته:

اللَّهُ یَعْلَمُ أنى لَسْتُ اذكركُمْ

فَكَیفَ أذكركُمْ اذا لَسْتُ أنساكُم

خدا داند كه من شما را با زبان یاد نكنم، زیرا كه چگونه شما را یاد كنم درحالى كه هیچ گاه فراموشتان نمى ‏نمایم. یا چنان است كه گفته شده:

أما و الذى لَوشاءَ لم یخلق النَّوى

لئنْ غِبتَ عنْ عینى غبتَ عن قبلى

سوگند به آن‏كه اگر مى ‏خواست هسته وجود را نمى‏ آفرید كه اگرچه از دیده‏ام غایب مانده‏ اى از دلم غایب نیستى. چنین كسى از مولایش غافل نیست و از آنچه سزاوار است از آداب آن حضرت‏ در همه اوقات و احوالش فراموش نمى‏ كند، پس گوارا باد بر این افراد، باز هم گوارا باد بر اینان آنچه از حكمت دریافت كرده ‏اند، و از علم و عمل و معرفت روزى یافته‏ اند، از خداى تعالى خواستارم بر من منت گذارد و به وجود و كرمش عنایت فرماید كه مرا از آنان قراد دهد، كه من چنانم كه شاعر گفته:

أُحِبُّالصَّالحینَ وَلَسْتُ منهُم

لَعَلَّ اللَّه یَرْزُقَنى صَلاحاً

نیكان را دوست مى‏ دارم با این‏كه از ایشان نیستم، باشد كه خداون صلاح و نیكى به من روزى فرماید. ولى گوشه ‏اى از آنچه شایسته تذكر است یاد مى ‏كنم، كه تذكرى براى خودم و براى مؤمنین دیگر بوده باشد، به حسب آنچه به بركت مولایم فهمیده ‏ام بدان كه مى ‏بایست یقین بدانى كه تو از چشم و گوش مولایت‏ دور نیستى، او جاى تو را مى ‏داند و از احوال تو آگاه است، پس اگر از كسانى باشى كه بر رعایت آدابى كه سزاوار رعایت شدن نسبت به آن جناب است مواظبت دارند، بدین وسیله كمال محبّت و عنایت آن بزرگوار را به سوى خود جلب كرده‏ اى.

و اگر از اهل غفلت و اعراض از آن سرور باشى، جاى تأسف است. خداى عز و جل فرموده: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى .قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِیراً.قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آیاتُنا فَنَسِیتَها وَ كَذلِكَ الْیَوْمَ تُنْسى؛ [3] و هر كس از ذكر من اعراض كند همانا براى او معیشت تنگى خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم ساخت، در آن حال گوید: پروردگارا چرا نابینایم محشور فرمودى در حالى كه من در دنیا بینا بودم، خداوند فرماید: این چنین آیات ما بر تو رسید پس تو آن‏ها را فراموش و غفلت كردى و همین طور امروز تو فراموش مى ‏شوى.

كدام سختى و تنگى از تاریكى غفلت و نادانى بدتر است، و كدام حسرت از كورى روز قیامت بزرگ‏تر! و كدامین بیم و وحشت از آن پشیمانى زشت‏تر و كوبنده ‏تر، چه مصیبت بزرگ و دردناكى!!. پس شتاب كن شتاب براى خلاصى خودت و آزاد سازى گردنت، و این حاصل نمى ‏گردد مگر با یاد مولایت تا در دنیا و آخرت دستت را بگیرد، كه خداى تبارك و تعالى شأنه مى‏ فرماید: یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُناسٍ بِاءمامِهِ‏مْ؛ روزى كه هر مردمى را با امامشان مى ‏خوانیم.

چون صبح كنى پس بدان كه این زندگى كه خداوند به تو داده و به بركت آن حضرت‏ است، پس او را سپاس بگزار و خداى تعالى را بر نعمتى كه به تو عنایت فرموده شكر كن، و مواظب خودت باش كه مبادا این نعمت را در غیر رضاى او صرف نمایى، كه مایه تیره روزى و بار سنگینى تو خواهد شد، پس چنانچه در معرض گناهى قرارگیرى به یادآور كه مولایت در این حالت زشت و گونه بد تو را مى ‏بیند، پس به پاس احترام او آن گناه را واگذار، و اگر كار خوبى پیش آید به انجام آن سبقت كن و بدانكه آن نعمتى است الهى، كه خداى تعالى آن را به بركت مولایت بر تو بخشیده است، و خداى را بر آن سپاس بگزار و آن را به مولى و صاحت زمانه هدیه كن، و با زبان حال و مقال عرضه بدار: یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّه یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ؛ [4] عزیزا بر ما و اهل ما سختى رسیده و با متاعى اندكه به درگهت پناه آورده ‏ایم پس پیمانه ما را پر كن و بر ما تصدُّق فرماى كه خداوند صدقه دهندگان را پاداش دهد.

و در تمام احوال خاضع و خاشع باش، همچون غلام سر به فرمان حقیرى كه در خدمت اربابش ایستاده باشد، و در هر بامداد و شامگاه بر آن جناب سلام كن، سلام غلامى كه مشتاق دیدار او است و از فراقش در سوز و گداز است؛ سلام مخلصى كه اشك‏هایش بر گونه‏هایش‏سرازیر باشد، و باور دارد كه در خدمت مولایش ایستاده است.

و چون هنگام نماز خواندنت فرا رسد، حال مولایت را در موقع ایستادنش در پیشگاه خداى - جل جلاله - متذكر شو، و با حضور قلب، و خشوع جسم، و چشم ‏پوشى از ما سوى اللَّه تعالى؛ به آن بزرگوار تأسّى بجوى و بدان كه توفیق یافتنت به این امر جز به بركت مولایت نیست، و این عبادت جز به موالات و پیروى و معرفت آن حضرت، از تو پذیرفته نمى ‏شود، و هر قدر كه پیروى و معرفت و سر به فرمان بودنت نسبت به او فزونى یابد؛ خداى تعالى منزلت و پاداش و كرامت و افتخار تو را خواهد افزود.

و چون از نماز فراغت یافتى آن حضرت‏ را به سوى خداى عز و جل وسیله و شفیع قرار ده كه آن را از تو قبول فرماید، و پیش از هر دعایى به دعا كردن براى او آغاز كن، به جهت بزرگى حقّ و بسیارى احسان او بر تو، و هرگاه حاجتى برایت پیش آید یا عارضه سختى به تو روى آرد آن را بر حضرتش معروض بدار و به درگاهش زارى كن تا به درگاه خداى تعالى در برطرف كردن آن از تو، شفاعت نماید، كه او است وسیله به سوى خداوند عز و جل و باب اللَّه‏ى كه از آن در آینده، و خداوند - عزَّ شأنه - فرموده: وَأتُوا البُیوتَ مِنَ أبْوَابِها؛ [5] و خانه‏ ها را از درهاى‏ شان وارد شوید... .

و اخبار بسیار گواه بر این معنى است. و در یكى از سال‏هاى گذشته امر مهمى برایم پیش آمد كه دلم را مشغول فكر و حواسم را به خود جلب كرده بود، پس در یكى از شب‏ها جدّ مادرم‏ كه از سادات نیكوكار بود را در خواب دیدم، او را در باغى از بهترین باغ‏ها كه در زمان حیاتش آرزوى آن را داشت مشاهده نمودم، در بهترین حال و زیباترین وضعیت، بر او سلام كردم به من جواب داد و سخنانى بین ما انجام شد، از جمله این‏كه: من به او گفتم: از خداى عز و جل بخواه كه فلان امر مهم را كفایت كند، و هم و ناراحتى آن را از من دور سازد.

به فارسى به من گفت: دعاى ما بالاتر از دعاى امام زمان‏ ارواحنا له الفداء نیست، پس هرگاه پیش آمدى كند آن را بر حضرتش عرضه مى ‏كنیم، اگر اجازه فرماید و امضاء كند براى اصلاح آن دعا مى ‏كنیم و گرنه؛ نه... .

بنابراین معلوم شد كه آن حضرت در تمام امور پناهگاه و مرجع است، پس وظیفه تو آن است كه به او رجوع كنى و به درگاه او دادرسى و شفاعت خواهى برى، او را نزد خداى عز و جل شفیع ببر تا برایت دعا كند، و تو را در نظر داشته باشد، زیرا كه از وظایف و مراحم امام‏ در هر زمان به مقتضاى اخبارى كه وارد شده؛ دعا كردن براى مؤمنین است، همچنان كه از جمله وظایف مؤمنین در هر زمان دعا كردن براى امامشان مى ‏باشد، چنان‏كه در این كتاب این مطلب را با دلایل عقلى و نقلى بیان داشتیم، و چنانچه غفلت یا فراموشى از یاد آن حضرت‏ در بعضى از اوقات برایت عارض گشت چنان‏كه غالب احوال بیشتر اهل این زمان است پس بدان كه این حالت از نزدیك شدن شیطان است، پس به درگاه خداوند روى آورده و زارى كن تا نیرنگ شیطان را از تو بازگرداند، و از خداى تعالى طلب مغفرت بنماى و به سوى او توبه نصوح كن تا این بدى را بر تو ببخشاید، و به یاد مولایت در هر حال توفیق دهد، كه او هر چه را بخواهد تحقق مى ‏بخشد.

و بر تو باد كه در آنچه برایت یاد آوردیم و پس از این نیز مى ‏آوریم از وظایف و آداب ارتباط با مولایت دقّت و مطالعه كنى. از خداى تعالى توفیق علم و عمل را براى شما و خودم خواستارم، و این‏كه ما را از خطا و لغزش محفوظ بدارد كه او به بندگان نزدیك و اجابت كننده دعا است.

پی نوشت ها :
[1] كمال الدین، 302/1، باب 26، ذیل 11.

[2] اصول كافى، 339/1.
[3] سوره طه، آیات 126 - 124.
[4] سوره یوسف، آیه 88.
[5] سوره بقره، آیه 189.

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :