تبلیغات
آفتاب پنهان - تسلیم بودن و عجله نكردن
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
تسلیم بودن و عجله نكردن
در بیان قسمتی از روایات رسیده از امامان

1- در کافی به سند خود، از عبد الرحمن بن کثیر آورده که گفت: در محضر امام صادق‏ علیه السلام بودم که مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدایت شوم! خبر ده مرا از این امری که منتظرش هستیم، چه وقت خواهد بود؟ حضرت صادق‏ علیه السلام فرمود: ای مهزم! وقت‏گذاران دروغ گویند و عجله کنندگان هلاک گردند و تسلیم شدگان نجات یابند. [1] .

2 - و از ابراهیم بن مهزم، از پدرش آمده، که گفت: در محضر امام ابوعبد اللَّه‏ علیه السلام از پادشاهان آل فلان سخن به میان آوردیم، آن حضرت فرمود: همانا مردم به خاطر عجله کردنشان برای این امر هلاک گشتند، خداوند به جهت عجله بندگان، عجله نمی‏کند، به درستی که برای آن، امر آخری هست که به آن خواهد رسید، پس هرگاه به آن رسیدند، نه ساعتی پیش و نه پس می ‏افتند. [2] .

3 - و از منصور آمده که گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق ‏علیه السلام فرمود: ای منصور! این امر شما نخواهد رسید، مگر بعد از نومیدی. نه، به خدا سوگند! تا این‏که از هم جدا شوید. و نه، به خدا سوگند! تا این‏که آزمایش گردید. و نه، به خدا سوگند! تا این‏که شقاوتمند شود هرکه شقاوتمند شدنی است و سعادتمند گردد هر کس اهل سعادت است. [3] .

4 - و از محمد بن منصور صیقل، از پدرش آمده که گفت: من و حارث بن المغیره و جمعی از اصحابمان نشسته بودیم و حضرت امام صادق‏ علیه السلام سخنمان را می‏ شنید، پس به ما فرمود: شما در چه فکری هستید، هیهات! هیهات! به خدا سوگند! آنچه شما دیدگانتان را به سوی آن خیره کرده ‏اید، نخواهد شد تا این‏که غربال شوید. نه، واللَّه! نخواهد شد آنچه دیدگانتان را به سوی آن می‏ کشید، تا این‏که بررسی شوید. نه، واللَّه! آنچه چشم به سویش می‏ کشید، نخواهد شد تا این‏که [خوب از بد] جدا شود. نه، واللَّه! آنچه چشم به سویش می ‏کشید، نخواهد شد مگر پس از نومیدی. نه، واللَّه! نخواهد شد آنچه چشم به سویش می‏ کشید، تا آن‏گاه که به شقاوت رسد آن‏که شقاوتمند است و به سعادت رسد آن‏که سعادتمند می‏ باشد. [4] .

5 - و در حدیث دیگری، از حضرت امام ابوجعفر باقر علیه السلام آمده که فرمود: همانا این حدیث شما (شیعیان که اعتقاد به غیبت دارید) به گونه‏ ای است که دل‏های مردمان از آن می‏رمد، بنابراین هر که به آن اقرار کرد، بیشتر برایش بگویید و هر کس آن را انکار نمود، او را وا گذارید. همانا باید که فتنه ‏ای (آزمایشی) پیش بیاید که هر فرد آشنا و محرمی در آن سقوط نماید، تا جایی که آن کس موی را دو نیم می ‏سازد [مو را از ماست بیرون می‏کشد و بسیار دقیق است] هم در آن بیفتد، تا این‏که جز ما و شیعیانمان کسی باقی نماند. [5] .

6 - و در وافی به نقل از کافی، به سند خود از ابوالمرهف از حضرت امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: غبار آن (فتنه و آشوب) بر کسی خواهد رسید که آن را برانگیزاند، محاضیر هلاک شوند. راوی پرسید: فدایت گردم! محاضیر چیست؟ فرمود: عجله کنندگان. [6] در وافی گوید: محاضیر یا با حروف بی‏نقطه است (=محاصیر) از باب (حصر) به معنی تنگی سینه می‏ باشد. و یا با حرف نقطه‏ دار [ضاد] بین دو حروف بی‏ نقطه [حاء و راء] از باب (حضر) به معنی دویدن. و مجلسی‏ رحمه الله در بحار گوید: محاضیر جمع محضیر است و آن اسب بسیار دونده است.

7 - و درغیبت نعمانی به سند خود، از ابوالمرهف آورده که گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق ‏علیه السلام فرمود: محاضیر هلاک شوند. گوید: پرسیدم: محاضیر چیست؟ فرمود: شتابزدگان. و نزدیک شمارندگان نجات یافتند و قلعه بر روی پایه‏ های محکم خود ثابت ماند.... [7] .

8 - و به سند خود، از عبد الرحمن بن کثیر روایت کرده، که گفت: در خدمت حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق ‏علیه السلام شرفیاب بودم، مهزم اسدی نیز در خدمت آن جناب حضور داشت، پس عرض کرد: خداوند مرا فدای تو سازد! این امر چه موقع خواهد شد که بر ما طولانی گشت؟! فرمود: آرزومندان به آرزویشان نرسیدند و شتابزدگان هلاک گشتند و تسلیم شدگان نجات یافتند، و به سوی ما باز خواهید گشت.

9 - و به سند خود، از حضرت ابوجعفر امام باقرعلیه السلام روایت آورده که فرمود: صاحبان محاضیر هلاک گشتند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند و قلعه بر پایه ‏های محکم خود استوار شد، به درستی که بعد از غم و اندوه، پیروزی شگفت‏ انگیزی خواهد بود. [8] .

10 - و به سند خود، از ابراهیم بن هلیل آورده، که گفت: به حضرت ابوالحسن امام رضاعلیه السلام عرضه داشتم: فدایت گردم! پدر من در انتظار این امر جان سپرد، من نیز به سنّی رسیده ‏ام که می‏بینی، آیا بمیرم در حالی که [در این باره] به من اطلاع ندهی؟ فرمود: ای ابواسحاق! تو عجله می‏کنی؟ عرض کردم: آری. به خدا سوگند! عجله می‏کنم و چرا شتاب نداشته باشم، در صورتی که به این سِن که می‏بینی، رسیده‏ام. فرمود: همانا به خدا سوگند! ای ابواسحاق! این کار انجام نمی‏ یابد تا آن‏که [خوب یا بد] جدا شود و آزمایش گردید و تا آن‏جا که جز اندکی از شما بر جای نماند. سپس کف دست خود را برگرداند. [9] .

11 - و به سند خود، از عبد الرحمن بن کثیر، از حضرت امام صادق‏ علیه السلام آورده که درباره فرموده خدای - عزّوجلّ -: ««أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»؛ امر خداوند آمد، در آن شتاب مکنید. فرمود: آن امر ما است. خدای - عزّوجلّ - امر فرموده که در آن عجله نشود، تا این‏که سه لشکر آن را تأیید نمایند: فرشتگان و مؤمنان و رُعب. و خروج او [حضرت قائم‏ علیه السلام] همانند خروج رسول خدا صلی الله علیه وآله خواهد بود. و همین است فرموده خدای تعالی: «کَما أَخْرَجَکَ رَبُّکَ مِنْ بَیْتِکَ بِالحَقِّ»؛ [10] همچنان که خداوند تو را به حق [و برای اعلای کلمه توحید] از خانه‏ ات بیرون ساخت. و در تفسیر البرهان [11] و کتاب المحجّة به سند خود، از غیبت شیخ مفید، مثل همین را روایت آورده است.

12 - و در آن دو کتاب، نیز از مسند فاطمه ‏علیها السلام تألیف شیخ ابوجعفر محمد بن حریر طبری، به سند خود از ابان، از حضرت امام صادق ‏علیه السلام روایت آمده که فرمود: هرگاه خداوند که قائم ‏علیه السلام بپاخیزد، جبرئیل را به شکل پرنده سفیدی می‏فرستد، پس او یک پای بر خانه کعبه و پای دیگر بر بیت المقدس می‏گذارد، سپس با صدای بلند بانگ می‏زند: «أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»؛ امر خداوند آمد، در آن شتاب مکنید. امام صادق ‏علیه السلام فرمود: آن‏گاه حضرت قائم‏ علیه السلام حاضر می‏شود و در مقام ابراهیم دو رکعت نماز می‏گذارد، سپس درحالی که اصحابش که سیصد و سیزده نفر هستند، پیرامونش باشند حرکت می‏ کند، به درستی که در میان اصحاب او، کسانی هستند که شبانه از رختخواب خود هجرت می‏کنند، پس خروج می‏نماید و با او سنگ [مخصوصی] هست، که چون آن را افکند، از زمین گیاه می‏روید.

13 - و رئیس المحدّثین شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، به سند صحیحی از امام صادق‏ علیه السلام روایت آورده فرمود: اوّلین کسی که با حضرت قائم ‏علیه السلام بیعت می‏کند، جبرئیل‏ علیه السلام است، که به صورت پرنده سفیدی نازل می‏شود و با آن حضرت بیعت می‏نماید، سپس یک پای بر بیت اللَّه الحرام و پای دیگر را بر بیت المقدس می‏گذارد و با صدای رسایی که همه جهانیان آن را می‏شنوند بانگ می‏زند: «أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ». [12] . می‏گویم: این دو حدیث دلالت دارند بر این‏که منظور از امر اللَّه در آیه، ظهور حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - می‏باشد، و این‏که جبرئیل در آن هنگام این آیه را می‏خواند، به جهت دلالت نمودن بر همین مطلب و نکوهش منکران و شتاب کنندگان است واللَّه العالم.

14 - و در تفسیر البرهان، به نقل از عیّاشی، از هشام بن سالم، از بعضی اصحابمان، از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏ علیه السلام آمده که راوی گوید: از آن حضرت ‏علیه السلام درباره فرموده خدای تعالی: «أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» سؤال کردم. فرمود: هرگاه پیغمبر صلی الله علیه وآله وقوع چیزی را در وقت معیّنی خبر داد، آن فرموده خداوند است که: امر الهی آمد، پس در آن شتاب مکنید، تا آن وقت فرا رسد. حضرت صادق ‏علیه السلام فرمودند: اگر خداوند چیزی را خبر دهد که واقع شدنی است، گویی که آن واقع شده است. [13] .

15 - و در کتاب حسین بن حمدان، به سند خود از مفضّل، از امام صادق‏ علیه السلام روایت آورده درباره فرموده خدای تعالی در سوره حمعسق [شوری]: «وَما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّاعَةَ قَرِیبٌ یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِها وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِینَ یُمارُونَ فِی السّاعَةِ لَفِی ضَلالٍ بَعِیدٍ»؛ [14] و چه دانی، شاید که آن ساعت نزدیک باشد، آنان که به آن ایمان ندارند، درباره آن [از روی تمسخر] عجله می‏کنند، ولی آنان که ایمان آورده ‏اند، از آن بیمناکند و می‏دانند که آن برحقّ است. توجّه کنید! به درستی آنان که درباره ساعت جدال می‏کنند، همانا در گمراهی دوری هستند. [فرمودند] که: منظور از «ساعت»، هنگام ظهور حضرت قائم‏ علیه السلام است، [مفضل گوید:] عرضه داشتم: ای مولای من! معنی «جدال می‏کنند» چیست؟ فرمود: می‏گویند: کی متولد شد و چه کسی او را دید و او کجاست و در کجا خواهد بود و چه وقت ظهور می‏کند؟! تمام این سخنان به جهت شتابزدگی در امر خداوند است و تردید در قضا و قدرت او. آنان هستند که در دنیا و آخرت زیان برده‏اند و البته برای کافران، عاقبت بدی خواهد بود.

16 - و در حدیث اربع مائه، از امیر المؤمنین‏ علیه السلام آمده که فرمود: تلاش کردن برای از جای برکندن کوه‏ ها آسان‏تر است، از تلاش برای برانداختن حکومتی که وقت معیّنی دارد، از خداوند یاری بخواهید و صبر کنید که زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش بخواهد آن را به ارث می ‏سپارد و عاقبت [خوب و پیروزی نهایی] برای تقواپیشگان است. درباره امری پیش از رسیدن وقتش شتاب مکنید، که پشیمان خواهید شد و مدّت را طولانی مشمارید، که دل‏هایتان را قساوت می‏گیرد.

17 - و در کتاب کمال الدین، ابن بابویه به سند خود، از صقر بن ابی دلف آورده، که گفت: شنیدم حضرت ابوجعفر محمد بن علی الرضا علیهما السلام می‏فرمود: همانا امام بعد از من پسرم علی است، امر او امر من و گفته ‏اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است، امر او امر پدرش و گفته ‏اش گفته پدر و اطاعتش اطاعت از پدرش می‏ باشد. سپس ساکت شد. به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله! پس امام بعد از حسن کیست؟ آن حضرت‏ علیه السلام به شدّت گریه کرد، آن‏گاه فرمود: به درستی که امام بعد از حسن، پسرش قائم به حقّ، انتظار کشیده شده (منتظَر) است» عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله! چرا قائم نامیده شده؟ فرمود: چون که او قیام می‏کند، پس از خاموش شدن یادش و مرتدّ شدن بیشتر معتقدان به امامتش. عرض کردم: چرا او منتظَر (انتظار کشیده شده) نامیده شده است؟ فرمود: چون که او را غیبتی است، که روزهایش بسیار و مدّتش طولانی خواهد بود، پس [در آن غیبت] مخلصان منتظر خروجش باشند و تردید کنندگان او را انکار نمایند و نفی کنندگان یاد او را به مسخره می‏گیرند و وقت‏ گذاران در آن دروغگو می‏شوند و شتابزدگان درباره آن هلاک می‏گردند و تسلیم شدگان در مورد آن نجات می ‏یابند. [15] .

18 - و به سند خود، از حضرت سید العابدین‏ علیه السلام آورده، که فرمود: این آیه درباره ما نازل شد: «وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ»؛ [16] و خویشاوندان نسبی در کتاب خدا نسبت به یکدیگر اولی هستند. و این آیه [نیز] درباره ما نازل شد: «وَجَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ»؛ [17] و آن را کلمه باقی در نسل او قرار داد و امامت را در ذرّیه حسین‏ علیه السلام قرار داد، تا روز قیامت. و به درستی که قائم ما را دو غیبت هست که یکی از آن‏ها طولانی ‏تر از دیگری است، غیبت اوّلی شش روز یا شش ماه یا شش سال است، و امّا دیگری آن‏قدر طولانی خواهد شد، تا آن‏که بیشتر معتقدان به این امر از آن بازگردند، پس بر آن ثابت نمی‏ ماند، مگر کسی که یقینش قوی و معرفتش صحیح باشد و از آنچه ما حکم کنیم در دل هیچ‏گونه ناراحتی احساس نکند و به اهل بیت تسلیم باشد». [18] .

19 - و از آن حضرت ‏علیه السلام آمده که فرمود: همانا دین خدای - عزّوجلّ - با عقل‏های ناقص و آرای باطل و معیارهای فاسد درک نمی‏شود و جز با تسلیم به دست نمی‏آید، پس هر کسی به ما تسلیم گردد، [از هلاکت دین] سالم ماند و هر آن‏که به ما اقتدا نماید، هدایت یابد و هر کس به قیاس و رأی خود عمل کند، هلاک می‏گردد و هر کس از آنچه ما می‏گوییم یا حکم می‏کنیم در سینه خود تنگی احساس کند، به آن [خدایی] که سبع مثانی و قرآن عظیم را نازل فرموده کافر شده است، در حالی که خود متوجه نیست. [19] .

20 - و در کتاب کفایة الاثر شیخ اقدم علی بن محمد بن علی خزّاز رازی - و به قولی قمی - به سند خود، از مولایمان حضرت امام حسن مجبتی‏ علیه السلام روایت آمده که فرمود: روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله خطبه‏ ای خواند که پس از آن‏که حمد و ثنای الهی را به جای آورد، چنین فرمود: ای گروه ‏های مردم! گویا من [به جهان آخرت] دعوت می ‏شوم و [دعوت حق را] اجابت می‏کنم و همانا من در میان شما دو چیز گرانبها برجای می‏گذارم؛ کتاب خدا و عترتم خاندانم را، تا هر زمان که به این دو چنگ بزنید، هیچ‏گاه گمراه نخواهید شد، پس از آنان بیاموزید و به آنان یاد ندهید که آن‏ها داناتر از شمایند، زمین از آنان خالی نمی‏ ماند و اگر خالی بماند، در آن صورت اهل خود را فرو می‏برد. سپس پیغمبر صلی الله علیه وآله گفت: بار خدایا! من می‏دانم که علم پایان نمی ‏یابد و بریده نمی‏ شود و البته تو زمینت را از حجّت خود بر خلقت خالی نمی‏ گذاری، که آشکار باشد و اطاعت نشود، یا ترسان باشد و مخفی ماند، تا حجّت تو باطل نگردد و دوستان تو پس از آن‏که هدایتشان فرموده‏ای، گمراه نشوند، شماره آنان از همه کم‏تر و قدرشان نزد خداوند از همه بیشتر است. وقتی از منبر پایین آمد، عرض کردم: یا رسول اللَّه! آیا تو حجّت بر تمام خلق نیستی؟! فرمود: ای حسن! خداوند می‏فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛ [20] و همانا تو ترساننده‏ای و برای هر قومی راهنمایی هست. پس من ترساننده [از عذاب الهی] هستم و علی هدایت کننده است. گفتم: یا رسول اللَّه! فرمودی: زمین از حجّت خالی نمی‏ماند؟!

فرمود: آری. او امام و حجّت بعد از من است و تو حجّت و امام بعد از او هستی و حسین امام و حجّت بعد از تو و به تحقیق که خدای لطیف خیبر مرا آگاه فرموده که از صُلب حسین پسری متولد خواهد شد که او را علی گویند همنام جدّش علی، پس هرگاه حسین درگذشت، پسرش علی زمام امر را به دست می‏گیرد و او است حجّت خداوند و امام، و خداوند از پشت علی پسری متولد خواهد کرد همنام من و شبیه ‏ترین مردم به من است، علم او علم من است و فرمان او فرمان من. و او است امام و حجّت بعد از پدرش، و از او فرزندی متولد خواهد گشت که او را جعفر گویند، راستگویان مردم است و او است امام و حجّت بعد از پدرش، و خداوند از صُلب جعفر فرزندی متولد خواهد ساخت همنام موسی بن عمران، سخت‏ کوش‏ترین مردم در عبادت، پس او است امام و حجّت بعد از پدرش و خداوند از صُلب موسی پسری بیرون خواهد آورد، که او را علی گویند، کانون علم خداوند و جایگاه حکمت او، که وی است امام و حجّت بعد از پدرش، و خداوند از او پسری متولد خواهد کرد که او را محمد نامند، که او است امام و حجت بعد از پدرش و خداوند از صُلب محمد پسری متولد خواهد ساخت که او را علی گویند، که او است امام و حجت بعد از پدرش، و خدای تعالی از صُلبِ علی پسری خواهد آورد که او را حسن گویند، که او است امام و حجّت بعد از پدرش، و خداوند از حسن فرزندی برخواهد آورد حجّت، قائم، امام زمان خود بر مردم و نجات‏ بخش دوستانش می‏ باشد، غایب می‏گردد تا این‏که دیده نمی‏ شود، و عدّه ‏ای از اعتقاد به او برمی‏گردند و عدّه ‏ای دیگر ثابت می‏ مانند و [تردیدکنندگان] می‏گویند: این وعده کی انجام خواهد شد اگر راستگو هستید؟! چنانچه از دنیا جز یک روز باقی نماند، خداوند - عزّوجلّ - آن روز را آن‏قدر طولانی خواهد ساخت، تا این‏که قائم ما خروج کند و عالم را پر از قسط و عدل نماید، همچنان که از ظلم و ستم پر شده باشد، پس زمین از یکی از شما خالی نمی‏ماند، خداوند علم و فهم مرا به شما داده و من دعا کردم که خداوند علم و فقه را در ذرّیه من و ذریّه ‏ام قرار دهد. [21] .

پی نوشت:
[1] اصول کافی، 368:1 و 369.

[2] اصول کافی، 368:1 و 369.
[3] اصول کافی، 370:1.
[4] اصول کافی، 370:1.
[5] اصول کافی، 370:1.
[6] الوافی، 103:1 و روضه الکافی، 273.
[7] الغیبة نعمانی، 103؛ باب ما امر به الشیعه.
[8] الغیبة، 104؛ باب ما امر به الشیعه.
[9] الغیبة، 111؛ فی صفة القائم‏علیه السلام.
[10] الغیبة، 104؛ فیما امر به الشیعه.
[11] تفسیر البرهان، 359:2، ذیل سوره نحل، ح1.
[12] کمال‏الدین، 671، ح 18.
[13] تفسیرالبرهان، 360:2، ح 6.
[14] سوره شوری، آیه 17 و 18.
[15] کمال‏الدین، 360:2، ح 3.
[16] سوره انفال، آیه 75.
[17] سوره زخرف، آیه 28.
[18] کمال‏الدین، 323:2، باب 31، ح 8.
[19] کمال‏الدین، 324:2، باب 31، ح 9.
[20] سوره رعد، آیه 7.
[21] کفایةالاثر، 309.

درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :