تبلیغات
آفتاب پنهان - حج رفتن و فرستادن نایب به نیابت از آن حضرت
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
حج رفتن و فرستادن نایب به نیابت از آن حضرت
و این كار بین شیعیان در روزگار قدیم متداول و مرسوم بوده، و بر خوبى و رجحان این عمل - اضافه بر این‏كه خود صله و نیكى و مودّت از طرف مؤمن به امام زمانش‏ علیه السلام مى ‏باشد - چندین روایت دلالت دارد كه در كتب علماى ما ذكر گردیده، از جمله: اخبارى است كه در استحباب حج به نیابت از مؤمنین به طور مطلق آمده و فضیلت آن بیان شده است، مانند:

1- روایت ابن مسكان كه در كافى از حضرت امام صادق‏ علیه السلام آمده كه راوى گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: كسى از سوى شخص دیگرى حج به جاى مى ‏آورد چقدر اجر و ثواب براى او خواهد بود؟ فرمود: براى كسى كه از سوى شخص دیگرى حج مى‏ كند اجر و ثواب ده حج خواهد بود. (1)

2- شیخ صدوق در كتاب من لایحضره الفقیه از امام صادق‏ علیه السلام روایت آورده كه از آن حضرت سؤال شد درباره شخصى كه از سوى شخص دیگرى حج به جاى آورد آیا چیزى از اجر و ثواب براى او هست؟ فرمود: براى كسى كه از سوى شخص دیگرى حج به جاى مى ‏آورد اجر و ثواب ده حج هست، و او و پدر و مادر و پسر و دختر و برادر و خواهر و عمه و عمو و دایى و خاله ‏اش آمرزیده مى ‏شوند، خداى تعالى رحمتش وسیع و او كریم است. (2)

3- و در كافى به سند خود از ابوبصیر روایت آورده كه حضرت امام صادق‏ علیه السلام فرمود: هر كس حجّى به جاى آورد و حج خود را از سوى خویشاوندان منظور كند كه به وسیله آن او را صله نماید، حج او كامل خواهد بود، و براى كسى كه از سویش حج شده مثل اجر او خواهد بود، خداى - عزّوجلّ - وسعت دهنده آن اجر است. (3)

مى‏ گویم: این دو حدیث و احادیث دیگرى كه به خاطر رعایت اختصار نیاوردیم، بر استحباب نیابت در حج از سوى مؤمنین و مؤمنات - چه زنده یا مرده باشند - دلالت دارند، به ویژه اگر از خویشاوندان باشند، پس نیابت در حج از سوى مولایمان حضرت صاحب الزمان‏ علیه السلام قدرش بالاتر و ثوابش برتر است، زیرا كه آن حضرت مقامش از همه اهل ایمان بالاتر و شأن و اجرش از تمامى آنان برتر است، به خصوص با ملاحظه روایاتى كه پیش‏تر آوردیم كه تصریح دارند بر این‏كه رعایت خویشاوندان رسول اكرم‏ صلى الله علیه وآله مهم‏تر و برتر و عظیم‏تر است.

و از جمله: روایاتى است كه دلالت دارند بر فضیلت شریك ساختن مؤمنین - به طور مطلق - در حج مستحب، كه فحواى آن روایات دلالت مى‏ كند بر استحباب حج تمام از طرف هر فرد مؤمنى به طریق اولى، پس از روایات ظاهر مى‏ شود كه حج به جاى آوردن از سوى امام مؤمنین از همه سزاوارتر و بهتر است، مانند:

1- روایت محمد بن الحسن كه در كافى و غیر آن آمده از حضرت ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام كه فرمود: حضرت امام صادق ‏علیه السلام فرمود: اگر هزار تن را در حج خود شریك گردانى براى هر كدام از آنان حجّى خواهد بود بى ‏آن‏كه از حجّ تو چیزى كاسته شود. (4)

2- و در همان كتاب به سند خود از محمد بن اسماعیل آورده كه گفت: از حضرت ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام پرسیدم: چند تن را در حجّ خود شریك سازم؟ فرمود: »هر قدر كه بخواهى. (5)

3- و از معاویة بن عمار از حضرت امام صادق‏ علیه السلام آورده كه گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: پدر و مادرم را در حجّ خود شریك سازم؟ فرمود: آرى، به درستى كه خداى عز و جل براى تو حجّى و براى آنان حجّى قرار خواهد داد، و به خاطر صله ات نسبت به آنان براى تو اجرى خواهد بود گفتم: آیا از طرف مرد و زنى كه در كوفه هستند طواف كنم؟ فرمود: آرى، هنگامى كه طواف را آغاز مى‏ كنى چنین مى ‏گویى: بار خدایا از فلانى قبول فرماى - كه از طرف او طواف مى ‏كنى - . (6)

مى‏گویم: آخر حدیث تصریح دارد به این‏كه منظور شریك ساختن شخص در فعل از اوّل كار است نه شریك ساختن او در ثواب پس از آن‏كه آن عمل را براى خودش انجام مى‏دهد، دقّت كنید.

و از جمله: روایاتى است كه دلالت دارد بر نایب فرستادن امامان‏ علیهم السلام به مكه تا از سوى ایشان حج به جاى آورد، و اجرت دادنشان براى این كار، كه از روایات خوبى نیابت در آن از سوى امام زنده سلام اللَّه علیه ظاهر مى ‏شود، چون یقین داریم كه در این حكم خصوصیّتى براى بعضى از امامان‏ علیهم السلام نبوده، و نیز خصوصیّت ندارد كه نیابت فقط با اجرت انجام گیرد، بلكه كسى كه در این عمل داوطلب شود فضیلش برتر و اجرش عظیم‏تر است، چنان‏كه پوشیده نیست.

در وسائل به نقل از تهذیب شیخ طوسى به سند خود از محمد بن عیسى یقطینى آمده كه گفت: حضرت ابوالحسن الرضا علیه السلام جامه دان‏ه ا و غلامان و یك هزینه حج براى یونس بن عبدالرحمن، نزد من فرستاد، و ما را امر فرمود كه از سوى حضرتش به حج رویم، پس در بین ما صد دینار بر سه بخش تقسیم شد... . (7)

و از جمله: در كافى به سند خود از موسى بن القاسم بجلى آورده كه گفت: به حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام عرضه داشتم: سرورم، امیدم آن است كه ماه رمضان را در مدینه روزه بدارم، فرمود: ان شاء اللَّه در آن روزه خواهى گرفت، گفتم: و امیدم آن است كه روز دهم ماه شوال از آن به قصد حج بیرون رویم، و خداوند زیارت رسول خدا صلى الله علیه وآله و خاندان آن حضرت و دیدار شما را بار دیگر روزى گرداند، بسا مى ‏شود كه از سوى پدر شما حجّ به جاى آورم، و بسا كه از طرف پدرم، جج را انجام مى ‏دهم، و بسا كه از طرف كسى از برادرانم، و احیاناً از براى خودم حج به جاى مى ‏آورم، پس چگونه آن را انجام دهم؟ فرمود: حجّ تمتّع به جاى آور. عرض كردم: من ده سال است كه مقیم مكه هستم! فرمود: حجّ تمتُّع به جاى آور. (8)

مى ‏گویم: گواهى آوردن این حدیث از دو جهت است: یكى: گفته راوى كه: بسا مى‏ شود كه از سوى پدر شما حج به جاى مى‏ آورم. و امضاى امام‏ علیه السلام عمل او را، به ضمیمه إطلاقاتى كه دلالت مى‏كند بر فرق نداشتن نیابت از زنده یا مرده، پس هرگاه رجحان نیابت در حج از سوى امامى كه وفات یافته تحقق یابد، رجحان نیابت از امام زنده - صلوات اللَّه علیه - نیز ثابت مى‏ گردد.

دوم: امضاى امام ‏علیه السلام گفته راوى را كه: بسا كه از طرف كسى از برادرانم حج به جاى مى ‏آورم كه بر خوبى این عمل دلالت دارد. اگر از امام زمانش حج را انجام دهد به طور كامل‏تر و به طریق اولى پسندیده مى ‏باشد.

و از جمله: قطب راوندى ‏رحمه الله در كتاب الخرائج و الجرائح ذكر كرده كه: ابومحمد دعلجى كه از همكى‏شان خوب ما، از محدثان بود، وى دو پسر داشت، یكى بنام ابوالحسن بر شیوه مستقیم، و شغلش غسل دادن اموات بود، و پسر دیگرش در كارهاى حرام، روش سبكسران را داشت، به ابومحمد وجهى پرداخت شده بود تا با آن وجه از سوى حضرت صاحب الزمان‏ علیه السلام حجّى انجام شود، و این رسم در آن زمان بین شیعیان رایج بوده است، پس ابومحمد به پسرى كه مفاسد اخلاقى داشت مبلغى از آن پول را داد سپس به حج رفت، و چون مراجعت نمود حكایت كرد: در موقف عرفات ایستاده بودم كه جوان زیباروى گندم گونى را كنار خود مشاهده كردم كه مشغول دعا و نیایش و تضرع و عمل نیك است.

چون بیرون رفتن مردم از عرفات نزدیك شد روى به سوى من كرد و فرمود: اى شیخ! آیا خجالت نمى‏ كشى؟! عرض كردم: سرور من! از چه خجالت بكشم؟ فرمود: وجه حجّى از طرف كسى كه مى‏ دانى به تو داده مى‏شود، و تو از آن به فاسقى مى‏ دهى كه شراب مى ‏خورد؟ زود است كه چشمت از بین برود - و به چشمم اشاره كرد - و من از آن روز بیمناكم. این مطلب را ابوعبد اللَّه محمد بن محمد بن النعمان - شیخ مفید - نیز شنید. راوى گفت: چهل روز از آمدنش نگذشت كه از همان چشمى كه به آن اشاره شده بود جراحتى بیرون آمد و آن چشم از بین رفت. (9)

مى ‏گویم: شایسته است از اول تا آخر این حدیث تدبر شود كه در آن فواید بسیار و مطالب مهمى هست، از جمله :

1- خبر دادن آن حضرت‏ علیه السلام از غیب .

2- اهتمام ورزیدن و مهم شمردن وجوهاتى كه مربوط به امام‏ علیه السلام است، كه آن‏ها را جز به افراد صالح از مردم ندهند، زیرا كه از ابتدا تا انتهاى حدیث مزبور ظاهر است كه ابومحمد از وجهى كه مربوط به آن حج بود چیزى به پسر گناهكارش پرداخته بود، نه این‏كه تمام وجه آن حج را به او داده باشد، چنان‏كه بعضى از بزرگان پنداشته ‏اند، پس در آن دقّت كن تا مقصود برایت روشن گردد.

3- زود رسیدن عقوبت به مؤمن بر انجام دادن آنچه سزاوار نیست انجام دهد، و این از سوى خداى متعال لطفى در حق او است.

4- امضا كردن امام‏ علیه السلام نیابت از طرف خودش را و همچنین نایب فرستادن به جهت انجام حج از سوى آن جنان چنان‏كه پوشیده نیست.

و از امورى كه كم و بیش استحباب نیابت در حج، و نایب فرستادن براى حج از سوى امام عجل اللَّه فرجه از آن‏ها استفاده مى ‏شود: روایاتى است كه دلالت دارد بر استحباب طواف كردن از سوى امامان‏ علیهم السلام، پس روایت بعدى را مطالعه كن. خداوند به من و تو احسان فرماید.

پی نوشت ها :
1- فروع كافى، 312/4، باب حج به نیابت، ح 2

2- من لایحضره الفقیه، 223- 222/2، ح 9
3- فروع كافى، 316/4
4- فروع كافى، 317/4.
5- فروع كافى، 317/4
6- فروع كافى، 315/4
7- وسائل الشیعه، 147/8، باب 34، التهذیب، 40/8، باب 3 ح 40
8- فروع كافى، 314/4
9- الخرائج و الجرائح، قطب راوندى/73 .


درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :