تبلیغات
آفتاب پنهان - آینده جهان و نظریه پردازان
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
آینده جهان و نظریه پردازان
امروزه در اثر تحولاتى كه در آخرین دهه قرن بیستم رخ داده است، خصوصاً فروپاشى شوروى وپایان رسمى جنگ سرد، اندیشه حكومت جهانى به محور پیش بینى نویسندگان معاصر عمدتاً آمریكاییان درباره آینده جهان تبدیل شده است.

دیدگاه مشترك نویسندگان غربى، توسعه خطى تحولات ورسیدن حتمى به حكومت جهانى دموكراسى لیبرال است. لذا "مسؤولیت " رهبران عرب براى رسیدن به آن موقعیت و بى فایده بودن مقاومت مردم و رهبران غیرغربى در برابر این سیر محتوم وقایع جهان را متذكر مى شوند. اما هر یك از آن ها براى مقصود خویش راهى جداگانه را برگزیده اند. به تعدادى از این نظریات یا پیش بینى ها، بدون نقد آن، اشاره می كنیم.

الف ) فرانسیس فوکویاما : معاون ژاپنى الاصل بخش برنامه ریزى سیاسى وزارت امور خارجه آمریكا- تابستان 1989با پردازشى نو از اندیشه هگل درباره آخر الزمان، چنین مى اندیشد كه جریان حقیقى تاریخ، در سال 1806 كمال معنوى پیدا كرده است وپس از ظهور وشكست محتوم فاشیسم وماركسیسم، سرانجام به سیطره دموكراسى لیبرال مى انجامد وبه كمال مادى هم دست مى یابد . او تنها الترناتیو جایگزین واقعى ومعتبر لیبرالیسم را فاشیسم وكمونیسم مى داند كه فروپاشیده اند، ولى معتقد نیست كه دیگر هیچ اندیشه اى وجود ندارد. بلكه به نظر او در پایان تاریخ برخى جوامع به صورت جوامع لیبرال موفق در آمده وبقیه هم از ادعاى خود مبنى بر ارایه اشكال والگوهاى متفاوت و برتر درباره ساماندهى انسانى چشم مى پوشند. در واقع لیبرالیسم از آن رو بر جهان مسلط مى شود كه در برابرش، ایدئولوژى بسیج كننده اى براى رویارویى با آن وجود ندارد. این به منزله نقطه پایان تحول ایدئولوژیكى بشریت و جهانى شدن دموكراسى غربى به عنوان شكل نهایى حكومت با لوازم آن یعنى شیوه زندگى سرمایه دارى ومیل دستیابى به جامعه مصرفى كه به لیبرالیسم اقتصادى وسیاسى منجر مى شود است.

او این ركود برخورد وتكاپوى اندیشه ها را پایان تاریخ مى نامد دورانى كه در آن شور و شوق ها از بین رفته و سده هاى ملالت بارى در پیش خواهد بود. او درباره جهان سوم معتقد است كه هنوز در تاریخ فرو رفته است، و آن را تحقیر می کند ومی گوید كه جهان سوم در تحول ایدئولوژیكى جهان نقشى ندارد . از نظر او تعارض شمال و جنوب به جاى شرق و غرب بیدارى جهان اسلام، رشد ملی گرایى، شكست سیاست هاى توسعه، گسترش تروریسم، بحران سیستم پولى بین المللى، بى ثباتى بازارهاى جهانى، قدرتمند شدن متزاید هند وبرزیل، همگى فرعى بوده وتناقض بنیادین با لیبرالیسم ندارند . بلكه میراث مشترك ایدئولوژیكى بشریت اهمیت دارد. این میراث مشترك، همان لیبرالیسم اقتصادى و سیاسى است.

ب) مارشال مک لوهان نیز همین نظر را با دیدگاه دیگرى بیان می کند. دیدگاه او مبتنى بر انقلاب در عملیات با اطلاعات است كه جهان كنونى را به یك دهكده تبدیل كرده است وحتى ارتباطات در جهان فعلى از ارتباط افراد یك دهكده سریع تر و راحت تر شده است. در همه دنیا یك دریاى واحد اطلاعاتى هست كه سرچشمه ومنبع آن غرب است . این تحول در اطلاعات سبب تماس نزدیك فرهنگهاى بومى غیر غربى با فرهنگ غربى دموكراسى لیبرال شده است ودر این تماس طبعاً فرهنگ قوى وغالب، فرهنگهاى دیگر را جذب وهضم می کند وتفكرلیبرالیسم در سراسر جهان رواج مى یابد. فرهنگها یك كاسه مى شوند و عناصركلیدى ساختار اجتماعى اقتصاد، سیاست، فرهنگ و غیره همه به سوى یكسان شدن پیشرفته و نهایتاً مقتضى ایجاد یك حكومت جهانى كه فرهنگ وساختار اجتماعى دهكده جهانى هویت آن را تعیین می کند، خواهد بود. با این مقدمات ضرورتاً حكومت واحد جهانى با فرهنگ دموكراسى لیبرال تشكیل مى شود .

ج) آلون تافلر دیدگاهى دارد كه نه مبناى فلسفى دارد و نه روش جامعه شناختى استدلال و برهان نهایى ارایه نمى دهد بلكه همواره ازیك نقطه شروع كرده و با ارایه مثال و نمونه به نقطه دیگرى عزیمت می کند. او مشكل آینده جهان را بر اساس نوع قدرت و تقسیم آن ترسیم می کند وقدرت را مهم ترین یا تنها عامل موثر سیاسى جهان وساختار اجتماعى بشر مى داند . او معتقد است كه سه گونه تمدن در جهان وجود دارد كه هر یك نظام خاصى براى تولید ثروت دارد: تمدن كشاورزى موج اول تمدن صنعتى موج دوم تمدن علمى و اطلاعاتى موج سوم كه راه آینده جهان در نتیجه برخورد آن ها با هم ایجاد ومشخص خواهد شد.در این تمدن ها اگر چه عناصرى از مذهب، فرهنگ و قومیت وجود دارند، ولى این پیوندها توسط نیروهاى صنعتى ضعیف شده اند، لذا در تمدن موج سوم تأثیر این عناصر بسیار اندك و در تمدن كشاورزى در بالاترین حد است.

او هر یك از این تمدن ها را- چون جوامعى با مذاهب، فرهنگها وقومیت هاى متفاوتى را در بر می گیرد- یك ابر تمدن مى نامد كه با مفهوم رایج تمدن چندان سازگار نیست. به نظر تافلر جنگ به شیوه موج سوم، جنگى با ابزار وتسلیحات هوشمندانه الكترو- لیزرى است، كه دقت بسیار و آسیب پذیرى كم دارد و جنگى بهداشتى وپاكیزه است. [1]

د) پال کندی از استادان مشهور انگلیسى دانشگاه هاى آمریكا، نظراتى واقع بینانه تر دارد. البته نظریات وى جنبه پیش بینى ندارد، بلكه بررسى مشكلات واقعى است كه به ترتیب ایالات متحده آمریكا، غرب وبالاخره تمام انسان ها با آن مواجه هستند و خواهند بود. بنابراین مى توانیم نظریات او را در دو قسمت بیان كنیم:

1. افول نسبى ایالات متحده آمریكا: كه به تعبیر وى به عارضه گستردگى بیش از اندازه امپراتورى دچار شده است . یعنى مجموع منافع وتكالیف جهانى اَن، امروزه بسیار بزرگتر از قدرت آن براى دفاع همزمان از همه آن هاست. وهمچنین با امكان نابودى هسته اى كه ماهیت سیاست قدرتمندانه بین المللى را كاملا دگرگون كرده است روبرو است . به نظر وى به دلیل امكان نابودى كامل طرفین در یك جنگ تمام عیار هسته اى، آن ها به گسترش نیروهاى سنتى خود كه هزینه بسیار بیشترى دارد، رو آورده اند. مجموع این خصوصیات سبب شده است كه اگر روزى كشورهاى مهم درگیرجنگ غیرهسته اى شوند، وضعیت استراتژیکى ایالات متحده آمریکا سبب شود مثل اسپانیایى امبراتورى یا بریتانیاى دورآن ادوارد هفتم، مخاطراتى عظیم متوجه منافع این كشور در خارج از آن شود واین كشور هم به تنهایى قادر به دفاع همزمان از آن ها نخواهد بود وترك هر یك از آن ها هم خطرات بزرگ دیگرى دارد.

2. مشكلات آینده جهان خصوصاجهان غرب: پاول كندى برخى از مسایل را كه مشكلاتى مشترك البته از وجوه مختلف در انتهاى قرن بیستم براى بشر مى آفریند، بررسى می كند: انفجار جمعیت، انقلاب بیولوژى ونتیجه بیكارى، فقر ونگرانى میلیون ها كشاورز، پشرفت ارتباطات و...

او نتایج این مشكلات و راهای مبارزه با آن با تقویت آن را نیز بررس می كند. روى هم رفته كار پاول كندى عمدتا بررسی واقعیت است نه پیش بینی آینده البته نویسندگان دیگرى هم در این مورد نظراتى دارند . مثلا دكتر احمد سیف معتقد است كه دموكراسى هاى غربى ازجهان سوم دشمنانی دیو هیبت واهریمنی نشان مى دهند از نظر رقابت ایدئولوژیک، از نظر احتمال مهاجرت گسترده جنوب به شمال، واز نظر تهدید نظامى وغیره تا خود موفق شوند به حالت بربریت برگردند .

هـ ) ساموئل هانتین گتون استاد دانشگاه هاروارد آمریکا كه نظریه معروف برخورد رویاروى تمدن ها را پرداخته است ، خلاصه اندیشه وى از این قرار است:

1. نقطه اصلى برخورد در جهان آینده نه ایدئولوژیکی است ونه اقتصادى، بلكله فرهنگى است وبین تمدن ها صورت می گیرد

2. حتى ممكن است در درون یك تمدن نزاع ها وبرخوردهای هم پدید آید ولى سرنوشت جهان را برخورد تمدن ها تعیین خواهد كرد.

3. تمدن، بزرگترین واحد عرصه بین الملل است ودرجهان كنونی هفت یا هشت تمدن بزرگ وجود دارد: تمدن غربی، تمدن كنفوسیوسى، تمدن ژاپنى، تمدن اسلامى، تمدن هندو، تمدن اسلاوى- ارتدوكس، تمدن آمریكاى لاتین و احتمالا تمدن آفریقایى. این تمدن ما وجوه اختلاف اساسی دارند: تاریخ، زبان، فرهنگ، سنت، واز همه مهم تر مذهب البته اختلاف لزوما به معنی درگیرى ودرگیرى مترادت باخشونت نیست. هر چند اقلب، طولانى ترین وخشونت آمیزترین برخوردها بین تمدن ها بوده است.

4. جهان در حال کونش و واکنش ، بین ملت هاى وابسته به تمدن های مختلف درحال افزایش، و درنتیجه هوشیاری تمدنی وآگاهی به وجوه اختلاف بین تمدن ها ووجوه اشتراك در درون هر تمدن در حال شدت یافتن است خودآگاهی تمدنى.

5. مذهب وفرهنگ، هویت واقعی افراد را تشکیل مى دهد وحل مسایل مربوط به آن از حل مسایل اقتصادى وسیاسی دشوارتر است وتمایزات مربوط به آن واقعی وغیر قابل تعویض یا معامله است.

6. تمدن هاى كنفوسیوسى واسلامى در حال ارتباط وهمكارى با هم در برابر تمدن غرب براى برخورد با منافع، ارزش ها وقدرت آن هستند. موضوعات همكارى وارتباط این دو با هم، سلاح هاى هسته اى شیمیایى وبیولوژیكى، موشك هاى بالستیك و ابزار پیشرفته پرتاب آن ها، قابلیت هاى راهبرى واطلاعاتى و دیگر امكانات الكترونیكى در این زمینه است و غرب می كوشد در قالب كنترل تسلیحات با آن مقابله كند .

این امر احتمالاً موجب درگیری بین غرب وچند كشور اسلا مى- كنفوسیوسى در آینده بسیار نزدیك خواهد شد . در انتها وی به غرب اندرزهایى از قبیل همكارى ووحدت بیشتركشورهاى غربى با هم، افزایش قدرت خود وسازش با تمدن هاى دیگر وادامه رابطه با روسیه و ژاپن، استفاده از تعارض هاى درون تمدن هاى دیگر و حمایت ازگروه هاى غربگرا در تمدن هاى دیگر و درك عمیق تر از ارزش ها و باورهاى تمدن هاى دیگر و شناخت عناصر مشترك بین تمدن غربى وسایر تمدن ها و نیز تقویت نهادهاى بین المللى تحت سلطه اش مى نماید.

7. از نظر هانتین گتون جهان معاصر پس ازجنگ سرد دو خصیصه دارد:

1. درگذشته یك نظام بین المللى چند قطبى پس از شكست ناپلئون مبتنى بر چارچوب غرب واروپا وجود داشت، اكنون براى اولین بار در تاریخ، سیاست هاى جهانى هم چند قطبى است وهم چند تمدنى هر یك یا چند قدرت بزرگ متعلق به یك تمدن هستند.

2. درجهان چند قطبى- چند تمدنى، بى تردید غرب همچنان به صورت فائقه خواهد ماند، ولى قدرت وجذابیت تمدن هاى دیگر در حال افزایش وعكس العمل بر ضد غرب هم در حال شكل گیرى است. ولى در دراز مدت قدرت غرب نسبت به دیگر تمدن ها در حال كاهش است.

8. مهم ترین منابع بى ثباتى درجهان معاصر عبارتند از:

الف: درجهان چند ملیتى- چند تمدنى، بروز درگیرى هاى قومى و قبیله اى در درون كشورها و جوامع امرى كاملا بدیهى است .

ب: پویایى موجود درجهان اسلام در زمینه تجدید حیات اسلام كه بنیادگرایى اسلامى صرفاً بخش كوچكى از آن است. احیاى اسلام واكنشى است به مشكلات ناشی از نوسازى وتحول اجتماعی ، افزایش جمعیت، شهرى شدن مردم و از خود بیگانگى گسستن از سنت هاى بومى و نیز واكنشى است علیه قدرت غرب.

ج: تحولات ژرف جارى در آسیاى شرقى كه پویاترین منطقه اقتصادى جهان است و چرخش قدرت از غرب به سمت كشورهاىآسیایی بسیار بدیهى است وچین بازیگر اصلى درآسیاست ودر آینده این كشور پس از رشد اقتصادى سریع گستاخ تر وتوسعه طلب تر و مهاجم تر وامپریالیست تر خواهد شد.

9. هانتین گتون جریان هاى دموكراسى شدن درجهان معاصر و آخرین مراحل آن وتغییر ساختارهاى حكومتى مختلف در نقاط متفاوت جهان وهمچنین تغییرات نهادها وسازمان هاى تشكیل دهنده هر یك ومیزان سازگارى آیین كنفوسیوس واسلام با دموكراسى را بررسى می کند ورهنمودهایى را نیز براى دموكرات شدن ذكر می کند وعلل میزان پیشرفت دموكراسى در جوامع را مورد تحقیق قرار مى دهد.

واما از دیدگاه قرآن؛ قرآن كریم درباره سرانجام بشر، دیدگاهى خوش بینانه دارد و در آن پایان دنیا، پایانى روشن و سعادت آمیز دانسته شده است . عبودیت الهى در سطوح گوناگون فردى و اجتماعی آن، براساس برنامه ریزى خداوند و در چارچوب اصل اختیار واقع شده و غالب انسان ها از آن بهره مند مى شوند.

آیات ناظر به آینده جهان، بر عنصر خوش بینى در جریان كلى نظام طبیعت و طرد عنصر بدبینى درباره، پایان كار بشر تأكید ورزیده، به نوعی فلسفه تاریخ بر اساس سیرعمودى و تكاملى آن اشاره دارد.

از نگاه اسلام، دین با پشت سرگذاشتن مراحل مختلف، دركامل ترین شكل خود به بشر عرضه شده است و تمام نبوت ها و شرایع پیشین، مقدمه شریعت ختمیه اند. در مجموع مى توان نتیجه گرفت كه دوره اسلامى، همان دوره آخرالزمان است كه تحقَق كامل دیدگاه مثبت اسلام، درباره پایان تاریخ، در عصر ظهور امام مهدى ارواحنا له الفداء به وقوع خواهد پیوست.

آیه 55 سوره نور وَعَدَ آللهُ آلذِین أمنوا مِنكُنم وَعَمِلوا ألصالحا ت لیستخلفنهم فی الأرضِ کما استخلف الذین من قبلهمَ وَلیمکن لهم دینهم لهم دینهم الذیی ارتضی لهم ولیبلنهم من بعد خوفهم امنا یعبودوننی لا یشرکون بی شیئا.

دلالت بر پایانى خوش براى جهان دارد .

پی نوشت :
[1] نشریه موعود شماره 10 ص 76.


درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :