صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
دوستان
شنبه 28 آذر 1388 :: نویسنده : بهانه بودن

عباسم... عزیزم!

عزیز دلم!

آمده ام تا بلندترین مثنوى عشق را برایت زمزمه كنم .

آمده ام تا حرف هاى نگفته ام را برایت بگویم .

آمده ام تا اشكهایم را بر تو ببارانم و سیرابت كنم .

آمده ام تا دل بى تابم را بى قرارتر كنم .

آمده ام تا سراغ مولایم را از تو بگیرم .

آمده ام تا از على و رضایت او بپرسم .

مى دانى، آنگاه كه پدرت به خواستگاریم آمد، تمام وجودم را شادمانى فرا گرفت. پس به چشمان با حیاى او نگریستم و گفتم به خدا سوگند من براى حسن و حسین ( ع) همچون مادرى دلسوز خواهم بود و تو امروز مرا نزد مولایم سرافراز كردى.

به دنیا كه آمدى على تو را با نام خدا و رسول و ولى او آشنا كرد و پرسید نامش را چه برگزیده اى؟ گفتم در هیچ امرى بر شما سبقت نمى گیرم و على نام عمویش را بر تو نهاد. تو در میان بنى هاشم زیباترین بودى  چون ماه و من نگران چشم حاسدان كه مبادا پسركم را آسیبى رسانند.   

هر چند كه مى دانستم تو مى مانى تا حسین بماند. تو مى مانى تا فدایى فرزند گرامى رسول الله باشى. تو مى مانى تا زهراى پیامبر را دلخوش كنى و این همه را از بوسه هاى على بر دست و بازوى تو دریافته بودم.

یادت مى آید! تو تازه زبان گشوده بودى، على تو را كنار خود نشاند و فرمود:

بگو یك، تو گفتى یك. بعد فرمود: بگو دو، توخوددارى كردى و گفتى شرم دارم به زبانى كه خدا را به یگانگى خوانده ام، دو بگویم و باز لبان مقدس على بود و پیشانى بلند تو ! جز این هم انتظار نمى رفت. على خود معلم تو بود و پس از او جان و دل زهرا، حسن و آقایمان حسین باب هاى علم را بر توگشودند و تو شدى موحدى بزرگوار با شجاعت و ایثار على، صبر و كرم حسن و شهامت و جهادگرى حسین و چه كسى براى یارى اباعبدالله شایسته تر از تو؟

چه خوب مى دانست على! آنگاه كه هنگام شهادتش فرمود: جز فرزندان زهرا كسى در اتاق نماند و تو با دل شكسته و كوله بارى از حسرت پشت در به انتظار ماندى. چیزى نگذشت . زینب آمد و پیغام داد على تو را به درون خوانده. تو نیز در كنار فرزندان زهرا جاى گرفتى و على دست حسینش را در دستان تو گذاشت. نگاهت كرد و گریست و سفارش حسینش را به تو كرد که« مبادا تنهایش بگذاری » .

مرحبا بر تو! كه حسین را آنگونه كه باید شناختى. شنیدم كه در غربت نینوا به برادرانت گفتى: در نثار جان هایتان تقصیر نكنید  و گمان مبرید كه حسین برادر ماست نه چنان است آن بزرگوار امام و سید و بزرگ و پیشواى ما بوده و حجت خداوند عالمیان در روى زمین و فرزند فاطمه زهرا و نور دیده و رسول خداست.

آرى تو همیشه حسین را آقا و مولای مى خواندى و من از ادب تو خرسند مى شدم. تنها یك بار - آخرین بار - او را  برادر خواندى. گفتند فریاد « یا اخا ادرك اخاك »تو دل حسین را سخت لرزاند.  برادر « خود را به تو رساند و سرت را » در دامان مادرش فاطمه دید و دانست راز برادر گفتنت چیست.

عباسم !

وفاداریت زبانزد ملكوتیان است. خدا نكند تو شرمگین زینب باشى .

 نمى دانم آن پلید مرد دورخى چگونه جرأت كرد برایت امان نامه بفرستد !

مظلومم !

نه فرات كه جاى جاى عالم تا قیامت كبرى مظلوم تر از مولایت حسین و مظلوم تر از تو نخواهد دید.

چه سعادتى براى تو بالاتر از آنكه سجاد ( ع) به دست خود تو را دفن كرد. آرى تو را، و البته پدرش حسین را.

سقاى كربلا !

علمدار حسین !

ابوفضائلم !

ابا قربة !

قسم به ظهر عاشورا

قسم به ركعت هاى خونین عشق،

قسم به آفتاب،فسم به آب ،

قسم به آب ،

تو امروز سیراب تر از هزار دریایى و خوشبوتر از هزار گلاب ناب.

مباركت باد بال هاى سبز بهشتى ات.

سلام خدا و فرشتگان و پیامبران بر تو باد .

سلام بندگان صالح و شهدا و راستگویان بر تو باد.

همه سلام هاى پاكیزه به هنگام بامداد و شام بر تو باد.





نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :