تبلیغات
آفتاب پنهان - عهد محبت ؛ بیعت اطاعت
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
جمعه 22 بهمن 1389 :: نویسنده : بهانه بودن

یوم‌ اللّه‌ نهم‌ ربیع‌ الاول ، سال‌ روز آغاز امامت‌ قائم‌ آل‌ محمد ، خاتم‌ الاوصیاء، بقیة اللّه‌ الاعظم‌ (عج) و روز تجدید میثاق‌ با آن‌ امام‌ هُمام‌ و اهداف‌ و آرمان‌های‌ بلند اوست.(1) روزی‌ كه‌ در امتداد غدیر و بلكه‌ خود غدیری‌ دیگر است.(2)

شایسته‌ است‌ عاشقان‌ مهدوی‌ و منتظران‌ منجی‌ بشریت ، در هر كجا هستند به‌ ویژه‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و بالاخص‌ در این‌ مرز و بوم‌ كه‌ شیعه‌ خانة‌ امام‌ زمان(عج) است، با مراسمی‌ ویژه‌ به‌ پاسداشت‌ این‌ روز بزرگ‌ و عیداللّه‌ الاكبر همت‌ گمارند.

باید در این‌ روز با امام‌ زمانِ خود، تجدید پیمان‌ كرده‌ و بر مفاد عهد و میثاق‌ خود  كه‌ به‌ آن‌ها در روایات‌ و دعاها به‌ ویژه‌ دعای‌ عهد اشاره‌ شده‌ مروری‌ دوباره‌ داشته‌ باشیم‌ و به‌ بازشناسی‌ و بازخوانی‌ حقوق‌ و تعهداتی‌ كه‌ نسبت‌ به‌ آن‌ امام‌ نور و گنجینة عهد الهی‌ و امید همهِ‌ مستضعفان‌ عالم‌ بر عهده‌ داریم، بپردازیم‌ كه‌؛همانا عهد در نزد خداوند، پذیرش‌ ولایت‌ امیرالمؤ‌منین(ع) و امامان‌ بعد از اوست.(3)

روایتی‌ دیگر چنین‌ می‌فرماید:
ما همان‌ پیمان‌ و عهد خداییم، هر كس‌ به‌ عهد ما وفا كند، به‌ عهد الهی‌ وفا كرده‌ است‌ و هر كس‌ با ما پیمان‌ بشكند، با خداوند پیمان‌ شكسته‌ است.(4) در این‌ جا به‌ برخی‌ عهدها و پیمان‌های‌ خود نسبت‌ به‌ امام‌ زمان(عج)، همچنین‌ به‌ زمینه‌ها و ریشه‌های‌ آن‌ (معرفت‌ و محبت) و جایگاه‌ و پی‌آمدهای‌ آن‌ (تبعیت‌ و اطاعت) اشاره‌ای‌ كوتاه‌ خواهیم‌ داشت‌ و به‌ ترتیب‌ از معرفت، محبت، ولایت، عهد و اطاعت، گفت‌وگو خواهیم‌ كرد، شاید بتوانیم‌ با استعانت‌ از ذات‌ ربوبی (5) به‌ انجام‌ آن‌ها موفق‌ شویم.

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید.

1. معرفت‌ امام‌
شناخت‌ امام، درك‌ اضطرار به‌ او و آگاهی‌ به‌ حق‌ ولایت‌ اوست؛ ‹‹عارفاً بحقه››(6) زیرا امام‌ از ما به‌ ما و مصالحمان‌ آگاه‌تر و نسبت‌ به‌ ما از خودِ ما مهربان‌تر است؛ چرا كه‌ آگاهی‌ او شهودی‌ و وجودی‌ است‌ و محبت‌ او غریزی‌ و محدود نیست، بلكه‌ ربوبی‌ و محیط‌ است. امام‌ از همة كشش‌های‌ نفسانی‌ آزاد است. او به‌ راه‌های‌ آسمان‌ آگاه‌تر ازراه‌های‌ زمین‌ است. تلفیق‌ این‌ آگاهی‌ و آزادی‌ می‌شود عصمت‌ و همین‌ زیربنا و رمز پذیرش‌ ولایت‌ و سرپرستی‌ آن‌ها و تسلیم‌ در برابر آن‌هاست؛ مردم‌ به‌ سه‌ تكلیف‌ مكلفند: معرفت‌ امامان، تسلیم‌ در برابر ایشان‌ و واگذاری‌ امور به‌ ایشان‌ در اموری‌ كه‌ اختلاف‌ پیش‌ می‌آید.(7)

ناآگاهی‌ از حق‌ ولایت‌ امام‌ و جهل‌ در تشخیص‌ و مصداق‌ این‌ چنین‌ امامی‌ آثار زیانباری‌ همچون‌ چشم‌پوشی‌ از همه‌ دستاوردهای‌ وحی، مرگ‌ جاهلی، گمراهی‌ و هلاكت‌ و... را در پی‌ دارد: كسی‌ كه‌ در چهار چیز شك‌ كند، به‌ همهِ‌ آن‌ چه‌ كه‌ خداوند آن‌ را نازل‌ فرموده‌ كافر شده‌ است؛ یكی‌ از آن‌ها شناختن‌ امام‌ در هر عصر و زمان‌ است‌ كه‌ شخص‌ امام‌ را با صفاتی‌ كه‌ داراست‌، بشناسد.(8)

كسی‌ كه‌ بمیرد و امام‌ زمان‌ خود را نشناسد به‌ مرگ‌ جاهلیت‌ مرده‌ است.(9)
بارالها! حجت‌ خود را به‌ من‌ بشناسان‌ وگرنه‌ از دین‌ خود گمراه‌ خواهم‌ شد.(10)
سلام‌ بر تو ای‌ راه‌ خدا ! كه‌ هر كس‌ غیر آن‌ را رود، هلاك‌ می‌شود.
(11)

كسانی‌ كه‌ اضطرار به‌ ولی‌ را این‌ گونه‌ احساس‌ كرده‌اند، می‌توانند به‌ محبت‌ و ولایت‌ و اطاعت‌ امام‌ برسند و از تقدم‌ و تأ‌خّر نجات‌ یابند، كه: ‹‹ المتقدم‌ لهم‌ مارق‌ والمتأ‌خر عنهم‌ زاهق››(12)، « فمعكم‌ معكم‌ لامع‌ غیركم»(13) و از جان‌ و مال‌ خود در راه‌ این‌ حق‌ عظیم‌ و پیمان‌ الهی‌ بگذرند و هستی‌ خود را فدای‌ امام‌ كنند؛ ‹‹ الذین‌ بذلوا مهجهم‌ دون‌ الحسین(ع)›› .(14)

2. محبت‌
محبت، ادامة معرفت‌ است.(15) با درك‌ اضطرار به‌ امام‌ و آگاهی‌ از حق‌ ولایت‌ او، محبت‌ امام‌ در دل‌ می‌نشیند و عشق‌ به‌ او كه‌ عشق‌ به‌ همة خوبی‌ها و زیبایی‌هاست‌ در قلب‌ آدمی‌ ریشه‌ می‌گستراند. بدون‌ این‌ معرفت، عشق‌ را دوامی‌ نیست. آن‌ چه‌ كه‌ می‌تواند بر این‌ محبت‌ بیفزاید، درك این‌ نكته‌ است‌ كه‌ این‌ محبت‌ یك‌ طرفه‌ نیست، بلكه‌ دو سویه‌ و طرفینی‌ است. این‌گونه‌ نیست‌ كه‌ فقط‌ من‌ امام‌ را دوست‌ داشته‌ باشم، بلكه‌ او هم‌ به‌ من‌ محبت‌ دارد و حتی‌ از من‌ به‌ من‌ مهربان‌تر است؛ چون‌ همان‌ طور كه‌ اشاره‌ شد، علاقةِ‌ من‌ به‌ خودم‌ غریزی‌ است، ولی‌ علاقه‌ امام‌ به‌ من‌ غریزی‌ و محدود نیست‌ كه‌ ربوبی‌ و محیط‌ است‌ و بر اساس‌ سعة‌ وجودی‌ او و برخاسته‌ از معرفت‌ شهودی‌ و وجودی‌ اوست. همین‌ است‌ كه‌ امام‌ صادق(ع) می‌فرماید: به‌ خدا سوگند! كه‌ من‌ نسبت‌ به‌ شما از خود شما مهربان‌ترم.(16) آن‌ها در شادی‌ ما شاد و در اندوه‌ ما اندوه ناكند.(17)

سید بن‌ طاووس‌ نقل‌ می‌كند: سحرگاهی‌ در سرداب‌ مقدس‌ بودم، ناگاه‌ صدای‌ مولایم‌ را شنیدم‌ كه‌ برای‌ شیعیان‌ خود چنین‌ دعا می‌كرد:

بارالها! شیعیان‌ ما از شعاع‌ نور ما و باقی‌ماندةِ‌ سرشت‌ ما خلق‌ شده‌اند. آن‌ها گناهان‌ زیادی‌ با اتّكای‌ بر محبّت‌ به‌ ما و ولایت‌ ما انجام‌ داده‌اند. اگر گناهان‌ آن‌ها گناهی‌ است‌ كه‌ در ارتباط‌ با توست، از آن‌ها بگذر كه‌ ما راضی‌ شدیم و آن‌چه‌ از گناهان‌ آن‌ها در ارتباط‌ با خودشان‌ هست، خودت‌ بین‌ آن‌ها را اصلاح‌ كن‌ و از خمسی‌ كه‌ حقّ ماست‌ به‌ آن‌ها بده‌ تا راضی‌ شوند و آن‌ها را داخل‌ بهشت‌ بگردان‌ و از آتش‌ جهنّم‌ نجات‌ بده‌ و با دشمنان‌ ما در غضب‌ خود جمع‌ مفرما. (17)

باری! بارقة‌ چنین‌ عشقی‌ است‌ كه‌ انسان‌ را به‌ طلب‌ و دعا و اُنس‌ و نجوای‌ با امام‌ می‌خواند و به‌ تولّی‌ و تبرّی‌ می‌كشاند و او را وا می‌دارد كه‌ داعی‌ باشد و دیگران‌ را به‌ امام‌ دعوت‌ كند و در این‌ راه‌ استقامت‌ داشته‌ و از هیچ‌ نهراسد.

3. ولایت‌
با معرفت‌ و محبت‌ امام‌ به‌ ولایت‌ و سرپرستی‌ او می‌رسیم. ولایت‌ نه‌ به‌ معنای‌ محبت‌ كه‌ به‌ معنای‌ سرپرستی‌ و تولیت‌ در امور و امامت‌ و پیشوایی‌ است؛ یعنی‌ سرپرستی‌ و حاكمیت‌ امام‌ بر فرد و جامعه؛ بر فكر و احساس‌ و عمل‌ فرد و خانه‌ و مدرسه‌ و جای‌ جای‌ زندگی‌ و متن‌ جامعه.این‌ ولایت‌ است‌ كه‌ ركن‌ ركین، اساس‌ دین، كلید و گشایش‌گر و راهنمای‌ همة‌ ابعاد دین‌ است‌ و آن‌ قدر كه‌ به‌ آن، دعوت‌ و سفارش‌ شده‌ به‌ هیچ‌ یك‌ از دیگر ابعاد و اركان‌ دین‌ دعوت‌ نشده‌ است.(18)

این ولایت ‌ است‌ كه اگر كسی‌ تمام‌ شب‌ها به‌ نماز بایستد، همه‌ روزها روزه‌ باشد، همة اموالش‌ را صدقه‌ بدهد و همة‌ عمر حج‌ بگزارد، اما ولیّ زمانه‌ خود را نشناسد و اعمالش‌ را به‌ سرپرستی‌ و ولایت‌ او انجام‌ ندهد، از اعمالش‌ هیچ‌ بهره‌ای‌ نمی‌برد و از اهل‌ ایمان‌ نخواهد بود.(19) باید تنها ولایت‌ و سرپرستی‌ او را پذیرفت‌ و از او خط‌ گرفت:

ای‌ مولای‌ من! راضی‌ و خوشنودم‌ به‌ پیشوایی‌ و هدایت‌ و سرپرستی‌ و راهبری‌ تو و به‌ جای‌ تو احدی‌ را نمی‌خواهم‌ و جز تو كسی‌ را ولی‌ و سرپرست‌ خود نخواهم‌ گرفت.(20)

البته این‌ معنای‌ از ولایت، نه‌ نفی‌ و مسخ‌ انسان‌ است‌ و نه‌ با هویت‌ و انسانیت‌ او در تعارض‌ كه‌ با انتخاب‌ انسان‌ همراه‌ است؛ زیرا به‌ آگاهی‌ بیش‌تر و به‌ رحمت‌ واسع‌ حق‌ و محبت‌ و عنایت‌ او دست‌ یافته‌ است. به‌ راستی‌ كسانی‌ كه‌ هوس‌ها و رؤِ‌یاهای‌ خود را حاكم‌ كرده‌اند و از پشتوانه‌های‌ معرفت‌ و محبت‌ برخوردار نیستند و یا در كورة‌ بلا و امتحان‌ آبدیده‌ نشده‌اند، تحمل‌ ولایت‌ و حاكمیت‌ امام‌ را ندارند.

4. عهد
معرفت‌ امام‌ و محبت‌ و ولایت‌ او، زمینه‌ساز عهد و پیمان‌ و بیعت‌ با امام‌ می‌شود؛ زیرا عشق‌ و ولایت‌ بدون‌ عهده‌داری‌ و مسؤولیت‌پذیری، هوسی‌ بیش‌ نیست؛‌ كه عشق‌ آسان نمود اول، ولی‌ افتاد مشكل‌ها. عهد، التزام‌ خاص‌ و نوعی‌ تعهدپذیری‌ در مقابل‌ شخص‌ یا كاری‌ است.(21) باید خود را به‌ وظایفی‌ كه‌ نسبت‌ به‌ امام‌ داریم‌، ملتزم‌ سازیم‌ و با او برای‌ انجام‌ خواسته‌ها و آرمان‌هایش‌ عهد ببندیم‌ (عهداً) و آن‌ عهد را با اسباب‌ و وسایلی‌ محكم‌ كنیم‌ (عقداً) و در نهایت‌ با او بیعت‌ كرده‌ و دست‌ در دست‌ او نهاده‌ و دل‌ و سر به‌ او بسپاریم‌ (بیعه). (22)

عهد و عقد و بیعت‌ سه‌ مرتبه‌ از یك‌ حقیقتند كه‌ در شدت‌ و ضعف‌ با یكدیگر تفاوت‌ دارند. باید با بازخوانی‌ و تجدید عهد در هر پگاه‌ و بیعتی‌ تا همیشه، هم‌اراده‌ و انگیزة‌ خود را قوی‌ كرد و افزایش‌ داد و هم‌ از غفلت‌ها و سستی‌ها جدا شد و فاصله‌ گرفت.

پیامبر(ص) و امیرمؤ‌منان(ع) در بحران‌ها و مواقع‌ حساس‌ با یاران‌ خود تجدید عهد كرده‌ و از آنان‌ بیعتی‌ دوباره‌ می‌گرفتند، امام‌ مهدی(ع) نیز در عصر ظهور به‌ خاطر شرایط‌ سختی‌ كه‌ یارانش‌ پیش‌ رو دارند از آن ها چنین‌ بیعت‌ می‌گیرد:

...مسلمانی‌ را دشنام‌ ندهند،... حریمی‌ را هتك‌ نكنند، به‌ خانه‌ای‌ هجوم‌ نبرند، كسی‌ را به‌ ناحق‌ نزنند، طلا و نقره‌ و گندم‌ و جو انباشت‌ نكنند، مال‌ یتیمان‌ را نخورند،... لباس‌ خز و حریر(لباس‌های‌ فاخر و اشرافی) نپوشند،... در زندگی‌ به‌ اندك‌ بسنده‌ كنند،... امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منكر كنند و در راه‌ خدا به‌ شایستگی‌ جهاد نمایند.(23)

گفتنی‌ است، كسانی‌ می‌توانند در عصر ظهور به‌ این‌ عهدها عمل‌ كنند كه‌ در عصر غیبت‌ به‌ عهد و پیمان‌های‌ خود با امام(عج) این‌ گنجینه‌ عهد الهی‌ و خزانه‌ و جایگاه‌ پیمانی‌ كه‌ خداوند بر عهدهِ‌ بندگانش‌ نهاده‌ است‌ عمل‌ كرده‌ باشند. اهمیّت‌ این‌ پیمان‌ها در عصر غیبت‌ تا آن‌ جا است‌ كه‌ در روایتی‌ از حضرت‌ سجّاد(ع)، همانا تنها راه‌ نجات‌ از فتنه‌ها شمرده‌ شده‌ است:

ای‌ اباخالد! فتنه‌هایی ‌چون‌ شب‌ تار فرا خواهد رسید. تنها كسانی‌ از آن‌ فتنه‌ها نجات‌ خواهند یافت‌ كه‌ خداوند از آنان‌ پیمان‌ گرفته‌ باشد. آنان‌ چراغ‌های‌ هدایت‌ و چشمه‌های‌ علم‌ هستند و خداوند آن‌ها را از هر فتنه‌ تاریكی‌ نجات‌ خواهد داد.(24)

عهدنامه
افزایش‌ و تحكیم‌ معرفت‌ و محبت‌ بیش‌تر و عمیق‌تر نسبت‌ به‌ امام(ع):

اعرف‌ امامك، فانّك‌ اذا عرفت‌ لم‌ یضرّك تقدم‌ هذا الامر او تأ‌خّر.(25)

بازكاوی‌ و شناسایی‌ وظایف‌ و تكالیف‌ خود نسبت‌ به‌ حضرت‌ و عهد و پیمان‌ بر انجام‌ آن‌ها.یاد حضرت‌ و حضور در مجالس‌ و مكان‌های‌ منتسب‌ به‌ آن‌ حضرت‌ و توسل‌ به‌ او.

دعا برای‌ فرج‌ حضرت:
اكثروا الدعاء بتعجیل‌ الفرج‌ فان‌ ذلك‌ فرجكم.(26)
و چون‌ عذاب‌ بر بنی‌ اسرائیل‌ شدّت‌ گرفت‌ و طولانی‌ شد، آنان‌ چهل‌ روز، ضجّه‌ زدند و ناله‌ كردند. اشك‌ها ریختند و به‌ درگاه‌ خدا تضرّع‌ كردند، تا آن‌ كه‌ خداوند، موسی‌ و هارون‌ را برای‌ خلاصی‌ و نجات‌ آنان‌ فرستاد و آنان‌ را از چنگال‌ فرعون‌ رهانید. این، در حالی‌ بود كه‌ خداوند، به‌ مدّت‌ صد و هفتاد سال، به‌ آنان‌ تخفیف‌ داده‌ بود. اگر شما هم‌ این‌ گونه‌ به‌ درگاه‌ خدا ضجّه‌ و ناله‌ كنید و همانند آنان‌ در این‌ امر جدی‌ و كوشا باشید، هر آینه‌ خداوند، برای‌ ما، فرج‌ و گشایش‌ خواهد داد و اگر این‌ گونه‌ نباشید، همانا، (امر) و مسأله‌ فرج‌ و حكومت‌ آل‌ محمّد(ص)، به‌ سر حدّ نهایت‌ خود، به‌ تأ‌خیر خواهد افتاد، تا آن‌ جا كه‌ خداوند مصلحت‌ بداند و مشیّت‌ او تعلّق‌ گیرد.(27) تنها ولایت‌ و سرپرستی‌ او را پذیرفتن‌ و دل‌ و سر به‌ او سپردن:هیچ‌ جایگزین‌ و سرپرستی‌ غیر تو نمی‌جویم‌ و نمی‌خواهم.(28)

او تنها سرپرست‌ و مولای‌ بی‌جایگزین‌ است. باید نه‌ دل‌ كه‌ سر به‌ او سپرد؛ كه‌ مقام‌ امینی‌ جز او نیست.(29) دعوت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ و تبلیغ‌ و ترویج‌ فرهنگ‌ مهدویت‌ و انتظار با بیان‌ و قلم‌ و هنر:
با توجه‌ به‌ اهمیت‌ مهدویت‌ و روایات‌ فراوانی‌ كه‌ در این‌ باره‌ داریم‌ و نیز روایات‌ ‹‹احیای‌ امر›› (30) ضرورت‌ تبلیغ‌ و ترویج‌ فرهنگ‌ مهدویت‌ كاملاً آشكار است.روشن‌ است‌ كه‌ در انجام‌ این‌ پیمان، وظیفة سنگینی‌ بر دوش‌ افراد و دولت‌ و نهادها به‌ ویژه‌ حوزه‌ها، دانشگاه‌ها، مطبوعات، هنرمندان‌ و صدا و سیما است.

دوری‌ از گناهان‌ و آراستگی‌ به‌ اخلاق‌ نیكو:
كسی‌ كه‌ دوست‌ دارد از یاران‌ قائم‌ باشد، باید منتظر ظهور باشد و در همان‌ حال‌ از گناهان‌ دوری‌ كند و به‌ اخلاق‌ نیكو آراسته‌ باشد.(31)
پس‌ باید هر یك‌ از شما كارهایی‌ را انجام‌ دهد كه‌ وی‌ را به‌ محبت‌ و دوستی‌ ما نزدیك‌ می‌نماید و از آن‌ چه‌ موجب‌ ناراحتی‌ و ناخرسندی‌ ما می‌شود، دوری‌ گزیند.(32)

بذل‌ جان‌ و مال‌ و هر آن‌چه‌ كه‌ داریم‌ در راه‌ امام:
و آن‌ عهد و پیمان‌ من‌ با توست... پس‌ جان‌ و مال‌ و فرزندان‌ و خویشان‌ و هر آن‌چه‌ كه‌ پروردگارم‌ به‌ من‌ داده‌ به‌ پیشگاهت‌ و در راه‌ تو و آرمان‌ها و فرامینت، تقدیم‌ می‌كنم.
(33)

انتظار:
انتظار، آماده‌ باش‌ و تحصیل‌ آمادگی‌های‌ لازم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ و خواسته‌های‌ مورد نظر است. انتظار، تنها یك‌ حالت‌ روحی‌ نیست، بلكه‌ با توجه‌ به‌ روایاتی‌ كه‌ آن‌ را « افضل‌الاعمال» و یا « احب‌ الاعمال » می‌داند، یك‌ حالت‌ روحی‌ جریان‌ یافته‌ و شكل‌ گرفته‌ای‌ است‌ كه‌ از معرفت‌ برخاسته‌ و به‌ اقدام‌ و عمل‌ می‌انجامد كه‌ بدون‌ این‌ جزء اخیر حقیقت‌ آن‌ تحقق‌ نمی‌یابد. همین‌ است‌ كه‌ می‌گوییم: انتظار، آمادگیِ آدمی‌ در سه‌ بُعد شناخت، عاطفه‌ و رفتار و تحوّلی‌ در سه‌ حوزة وجودی‌ او؛ بینش‌ و گرایش‌ و عمل‌ است.

اقتدا:
خوشا به‌ حال‌ كسی‌ كه‌ قائم‌ از اهل‌ بیت‌ مرا درك‌ كند و قبل‌ از قیامش‌ به‌ او اقتدا و تأ‌سی‌ نماید. (34) امام(ع) الگو و مقتدای‌ منتظران‌ و سالكان‌ است. باید مهدی‌ زیست‌ بود و از عدالت‌ خواهی‌ و بسط‌ و گسترش‌ آن‌ گرفته‌ تا خوراك‌ و پوشاك و سلوك‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و جای‌ جای‌ زندگی‌ به‌ او تأ‌سی‌ كرد.

زمینه‌ سازی‌ برای‌ ظهور:
گروهی‌ از مشرق‌ به‌ پا می‌خیزند و زمینه‌ساز حكومت‌ مهدی(عج) می‌شوند.
(35)

یاری‌ و دفاع‌ از حضرت:
در فرازی‌ از دعای‌ عهد چنین‌ آمده‌ است:

« اللهم‌ اجعلنی‌ من‌ انصاره ›› نصرت‌ و یاری‌ او؛
« واعوانه›› اعانت‌ و یاوری‌ او؛
« والذّابین‌ عنه›› دفاع‌ و حمایت‌ از او؛
« والمسارعین‌ الیه‌ فی‌ قضاء حوائجه›› شتاب‌ به‌ سوی‌ او در برآوردن‌ حاجاتش؛
« والممتثلین‌ لاوامره›› اطاعت‌ از فرامین‌ و دستورهایش؛
« والمحامین‌ عنه›› حمایت‌ بی‌ دریغ‌ از او؛
« والسابقین‌ الی‌ ارادته››پیشی‌ گرفتن‌ به‌ خواست‌ و اراده‌اش؛
« والمستشهدین‌ بین‌ یدیه›› شهادت‌ در پیشگاه‌ و حضور نازنینش.

پیروی‌ از ولی‌ فقیه:
در رخدادهای‌ تازه، به‌ راویان‌ حدیث‌ ما (فقها) رجوع‌ كنید كه‌ ایشان‌ حجت‌ من‌ بر شما و من‌ حجت‌ خدا بر شما هستم.(36) این‌ها و جز این‌ها برخی‌ از عهدهایی‌ است‌ كه‌ ما با امام‌ خود داریم؛ عهدهایی‌ كه‌ با انجام‌ آن‌ها امید است‌ چشم‌ ما به‌ جمالش‌ روشن‌ شود و شاهد ظهور موفورالسرورش‌ باشیم، كه‌ حضرتش‌ در نامه‌ به‌ شیخ‌ مفید فرموده‌ است:

اگر شیعیان‌ ما كه‌ خداوند آن‌ها را به‌ طاعت‌ و بندگی‌ خویش‌ موفق‌ بدارد در وفای‌ عهد و پیمانی‌ كه‌ بر عهده‌ دارند، همدل‌ و متحد می‌شدند، سعادت‌ دیدار ما به‌ تأ‌خیر نمی‌افتاد و این‌ توفیق‌ زودتر نصیب‌ آنان‌ می‌شد.(37)

در پایان، این‌ هشدار قرآن‌ و پیامبر(ص) را نیز از یاد نبریم:
فبما نقضهم‌ میثاقهم‌ لعنّاهم‌ و جعلنا قلوبهم‌ قاسیه(38)
به واسطة نقض پیمانشان آنها را دور نمودیم و قلبهایشان شقاوت گرفت.
اذا نقضوا العهد سلّط‌ اللّه‌ علیهم‌ عدوّهم.(39)
هرگاه‌ مردم‌ عهدشكنی‌ كنند، خداوند دشمنانشان‌ را بر آنان‌ مسلّط‌ گرداند.

5. اطاعت‌
با معرفت‌ و محبت‌ و ولایت‌ امام، به‌ عهد و پیمان‌ با او و آن‌گاه‌ تبعیت‌ و اطاعت‌ او می‌رسیم. عهد و اطاعت، تجلی‌ و نمود عشق‌ و محبت‌ است. هر چه‌ عاشق‌تر، متعهدتر و مطیع‌تر.

امام‌ باقر(ع) به‌ جابر می‌فرماید:
به‌ خدا قسم! تنها با عمل‌ است‌ كه‌ می‌توان‌ به‌ ولایت‌ ما رسید.
در روایت‌ دیگری‌ از حضرتش‌ سؤ‌ال‌ شد: حق‌ امام‌ بر مردم‌ چیست؟
حضرت‌ فرمود: حق‌ امام‌ بر مردم‌ این‌ است‌ كه‌ سخنش‌ را بشنوند و اطاعت‌ كنند.(42)

امام‌ صادق(ع) نیز می‌فرماید:
جماعتی‌ گمان‌ می‌كنند كه‌ من‌ امام‌ و پیشوای‌ آنانم؛ در حالی‌ كه‌ به‌ خدا سوگند، من‌ هرگز امام‌ آنان‌ نیستم. خدا آنان‌ را لعنت‌ كند؛ آن‌ چه‌ من‌ آن‌ را مخفی‌ كردم، افشا كردند. [درست‌ نقطة‌ مخالف‌ اعمال‌ مرا انجام‌ می‌دهند]. من‌ می‌گویم‌ چه‌ و چه، آن‌ها می‌گویند: مقصود این‌ و این‌ است. [گفته‌های‌ مرا مطابق‌ میل‌ و هوای‌ نفس‌ خود تفسیر می‌كنند.] من‌ فقط امام‌ و رهبر آن‌ كسی‌ هستم‌ كه‌ از من‌ اطاعت‌ و تبعیت‌ كند.(43)

همین‌ است‌ كه‌ در روایتی‌ « حیّ علی‌ خیرالعمل » به‌ ولایت‌ اهل‌ بیت‌ تفسیر شده‌ است؛(45) چون‌ این‌ چنین‌ ولایتی‌ به‌ عمل‌ منجر می‌شود و آن‌ هم‌ بهترین‌ عمل. همین‌ اطاعت‌ و عمل‌ است‌ كه‌ رمز فرج‌ و گشایش‌ كارها، ظهور همه‌ زیبایی‌ها و خوبی‌ها، عامل‌ نصرت‌ خدا و بهره‌مندی‌ از همهِ‌ مواهب‌ و عنایات‌ الهی، شرط‌ محبوبیت‌ در نزد خدا، دریافت‌ امدادهای‌ غیبی‌ و دستیابی‌ به‌ بهشت‌ لقا و حضور اوست. اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ به‌ عهد و پیمان‌ها عمل‌ كردن؛ یعنی‌ بازخوانی‌ و مرور مستمر و همیشگی‌ میثاق‌ها و مراقبت‌ مدام‌ بر انجام‌ آن‌ها.اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ خود را وقف‌ امام‌ و خواسته‌های‌ او كردن‌ « رحم‌ اللّه‌ عبداً حبس‌ نفسه‌ علینا » (46) و همیشه‌ و همه‌ جا، یاور و مدافع‌ حریم‌ ولایت‌ بودن‌ و در جهت‌ تحقق‌ خواست‌ها و آرمان‌های‌ او كه‌ همان‌ خواسته‌های‌ خداست، گام‌ برداشتن.

اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ زمینة‌ ظهور او را فراهم‌ ساختن‌.
اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ بسط‌ عدالت‌ و فرهنگ‌ عدل‌ پذیری‌ در جامعه‌ و نهادینه‌ كردن‌ آن.
اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ تلاش‌ در جهت‌ اصلاح‌ خود و جامعه.
اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ حاكمیت‌ ولایت‌ معصوم‌ در فكر و اندیشه، عاطفه‌ و احساس، اقدام‌ و عمل.
اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ جلوه‌ خواست‌ امام‌ در جای‌ جای‌ زندگی‌ از خانه‌ و مدرسه‌ گرفته‌ تا كوچه‌ و بازار.
اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ برنامه‌ ریزی‌ راهبردی‌ نظام‌ در جهت‌ انتظار و اهداف‌ امام‌ و قرار گرفتن‌ همه‌ نهادها در همین‌ راستا از حوزه‌ و دانشگاه‌ گرفته‌ تا آموزش‌ و پرورش‌ و ارشاد و سازمان‌ تبلیغات‌ و صدا و سیما و... .
اطاعت‌ امام؛ یعنی‌ بسیج‌ همة‌ امكانات‌ و به‌كارگیری‌ تمام‌ توان‌ جامعه‌ برای‌ ایجاد شور و رغبت‌ اجتماعی‌ به‌ ظهور و دولت‌ كریمه‌ و زمینه‌ سازی‌ آن؛
اللهم‌ انّا نرغب‌ الیك فی‌ دوله كریمه تعزّبها الاسلام‌ و اهله‌ و تذلّ بها النفاق‌ و اهله‌ و تجعلنا فیها من‌ الدّعاه الی‌ طاعتك والقاده الی‌ سبیلك‌ و ترزقنا بها كرامه الدنیا والاخره.اللهمّ انّا نشكو الیك فقد نبیّنا صلواتك‌ علیه‌ و آله‌ و غیبه وَلیّنا و كثره عدوّنا و قلّه عددنا و شدّه الفتن‌ بنا و تظاهر الزمان‌ علینا.(47)

 

پی نوشت ها :


مسعود پورسید آقایی
1. هم‌ چنان‌ كه‌ جماعتی‌ از ایرانیان‌ (از قم‌ و جبال) نخستین‌ گروهی‌ بودند كه‌ پس‌ از شهادت‌ امام‌ عسكری(ع) در جستجوی‌ امام‌ زمان‌ خود بر آمده‌ و به‌ محضرش‌ بار یافتند و بدینسان‌ بیعت‌ خود را اعلام‌ نمودند. (كمال‌الدین، باب‌ 43، ص‌ 476، ح‌ 26) و نیز پس‌ از پیدایش‌ خوارج، شیعیان‌ علی(ع) با آن‌ حضرت‌ بیعتی‌ دوباره‌ كردند؛ تاریخ‌ طبری، ج‌ 4، ص‌ 326.
2. بحارالانوار، ج‌ 95، ص‌ 354.
3. تفسیر نورالثقلین ، ج‌ 3، ص‌ 362.
4. كافی، ج‌ 1، ص‌ 221 .
5 . ‹‹ و اعنّا علی‌ تأ‌دیه حقوقه‌ الیه›› ، دعای‌ ندبه.
6. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 10، صص‌ 293 و 294 و 318 و 319 .
7. وسائل‌ الشیعه` ، ج‌ 18، ص‌ 45. به‌ نقل‌ از امام‌ باقر(ع).
8. بحارالانوار، ج‌ 72، ص‌ 135.
9. بحارالانوار، ج‌ 23، ص‌ 300.
10. بحارالانوار، ج‌ 52، ص‌ 146.
11. مفاتیح، دعای‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر(عج) و این‌ یعنی‌ امام‌ نه‌ یك‌ راه‌ كه‌ تنها راه‌ است.
12. مصباح‌ المتهجد، ص‌ 361.
13. مفاتیح ، زیارت‌ جامعه.
14. مفاتیح ، زیارت‌ عاشورا.
15. الحبُّ فرع‌ المعرفه؛ مستدرك‌الوسائل ، ج‌ 12، ص‌ 168 .
16. بحارالانوار، ج‌ 47، ص‌ 78.
17. بحارالانوار، ج‌ 53، ص‌ 302؛ نجم‌ الثاقب ، ص‌ 455.
18. اصول‌ كافی، ج‌ 2، ص‌ 18.
19. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 18، ص‌ 44.
20. مفاتیح ، زیارت‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر(عج).
21. التحقیق‌ فی‌ كلمات‌ القرآن‌ الكریم.
22. مفاتیح ، دعای‌ عهد.
23. منتخب‌ الاثر، ص‌ 581.
24. منتخب‌ الاثر، ص‌ 386.
25. كافی، ج‌ 1، ص‌ 371.
26. احتجاج‌ طبرسی، ج‌ 2، ص‌ 469.
27. بحارالانوار، ج‌ 52، صص‌ 132 – 131.
28. مفاتیح، زیارت‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر(عج).
29. اشاره‌ به‌ زیارت‌ امین‌ اللّه.
30. ر.ك: كافی، ج‌ 8، صص‌ 80 – 81
31. نعمانی، غیبت‌، ص‌ 200.
32. احتجاج‌ طبرسی، ج‌ 2، ص‌ 599. (نامه‌ به‌ شیخ‌ مفید).
33. مفاتیح، زیارت‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر(عج).
34. بحارالانوار، ج‌ 52، ص‌ 130.
35. منتخب‌ الا‌ثر، ص‌ 375.
36. از توقیعات‌ امام‌ زمان(عج). الغیبه، شیخ‌ طوسی، ص‌ 291.
37. طبرسی، احتجاج‌، ج‌ 2، ص‌ 498.
38.‌ مائده /13.
39. بحارالانوار، ج‌ 100، ص‌ 46 .
40. سوره‌ آل‌ عمران / آیه‌ 31.
41. شیخ‌ طوسی، الامالی، ص‌ 97.
42. كافی، ج‌ 1، ص‌ 405.
43. بحارالانوار، ج‌ 2، ص‌ 80.
44. بحارالانوار، ج‌ 43، ص‌ 44.
45. بحارالانوار، ج‌ 52، ص‌ 126.
47. مفاتیح، دعای‌ افتتاح .





نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 


درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :