صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
حمایت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
ماه رمضان که فرا می رسد ، حال و هوای دیگری پیدا میکنی و خودت را بیش از هر وقت دیگر، برای ساخته شدن و پیرایش از عیب ها و ناپاکی ها ، آماده می یابی و هر آن چیز که تو را در این مسیر یاری کند ، برایت جذاب است.ما هم این فرصت را غنیمت دانستیم و مطالبی را در ذیل بیان نمودیم، باشد که چراغ راه شما دوستان در این ضیافت چند روزه و در تمامی ساعات و لحظات زندگی تان باشد.

واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معانی بارانی است که اول پاییز می بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان، پاک می کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است.

ماده رمض در هر وزن و باب از اوزان زبان عربی بکار می رود، معنایی از گرما و سوزاندن در آن وجود دارد اما درباره این که چرا این نام بر یکی از ماه های سال گذاشته شده، اقوال مختلفی مطرح شده که برخی عبارتند از :

1- هنگامی که ماه ها را نامگذاری کرده ، از زبان های قدیمی به عربی بر می گرداندند، این ماه با ایام گرمای سوزان مطابق شد؛ بنابراین رمضان نامیده شد.

2- ارماض به معنای احراق و سوزاندن است و چون در ماه رمضان گناهان بندگان با اعمال نیک و شایسته سوزانده می شوند، این ماه رمضان نامیده شد.

3- دل های روزه داران در این ماه، حرارتی از موعظه و تفکر در امر آخرت به خود می گیرد؛ چنان که ماسه و سنگ حرارت خورشید را به خود می گیرند، از این رو ، این ماه، رمضان نامگذاری شد.

4- گویا عرب ها به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگی و تشنگی و چشیدن سختی، این نام را بر این ماه نهاده اند.

علت های دیگری نیز برای نام گذاری این ماه به رمضان در کتاب های حدیثی و تفسیری آمده است . در شماری از روایات، این نام گذاری به سبب نقشی دانسته اند که ماه رمضان در پاک سازی آیینۀ جان از آلودگی گناهان و پاک سازی روان از زنگار خطاها دارد.از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است :« إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛ این ماه را رمضان نامیده اند ؛ چون گناهان را می زداید»(1) همچنین در حدیثی آمده است که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: رمضان چیست؟ فرمود: خداوند در آن گناهان مومنان را می سوزاند و می آمرزد.(2)

از امام حسن بن علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است، كه فرمود : تنی چند از یهود به نزد رسول خدا صلّی اللهّ علیه و آله آمدند، پس دانشمندترین ایشان در باره مسائلی از آن حضرت سؤال كرد، و از جمله سؤالهایش این بود كه گفت: خدای عزّ و جلّ به چه منظور 30 روز روزه در ساعات روز را بر امّت تو واجب ساخته است و بر امّتهای دیگر بیش از این فرض فرموده است؟

رسول خدا(ص) فرمود : وقتی آدم علیه السلام از آن میوه درخت خورد ، سی روز اثر آن در شكم او باقی ماند، از این جهت خدا سی روز گرسنگی و تشنگی را بر نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می خورند تفضّلی از جانب خدای عزّ و جلّ درباره ایشان است. و كار بر آدم نیز بر همین گونه بوده است، و از این رو خدا آن را بر امّت من واجب ساخته است. سپس این آیه سوره بقره را تلاوت فرمود : « كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ... » مرد یهودی گفت: راست گفتی یا محمّد، پس مزد كسی كه این ایام را روزه بدارد چیست؟

فرمود: هیچ مؤمنی نیست كه ماه رمضان را به قصد قربت روزه بدارد، مگر آنكه خدای تبارك و تعالی 7 خصلت را بر او واجب می سازد: نخست آنكه حرام را در بدنش ذوب می كند، و دوم آنكه او را به رحمت خدای تبارك و تعالی نزدیك می سازد، و سوم آنكه با این عمل خطای پدرش آدم را جبران می كند، و چهارم آنكه فشارهای بی هوش كننده جان دادن را بر او آسا ن می سازد، و پنجم آنكه او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد، و ششم آنكه خدا برات آزادی از آتش جهنّم را به او عطا می كند، و هفتم آنكه خدای عزّوجلّ او را ازغذاهای پاكیزه بهشت اطعام می نماید. گفت: راست گفتی، یا محمّد.

علت روزه دارى
همچنین هشام بن حكم از امام صادق علیه السلام در باره علت روزه گرفتن سؤال كرد. آن حضرت فرمود: همانا كه خدای عزّ و جلّ روزه را از آن رو واجب ساخت كه غنی و فقیر به وسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنی چنان نبود كه اثر گرسنگی را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنی هر زمان كه چیزی می خواست بر آن قادر بود، از این رو خدای عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوی برقرار سازد، و رنج گرسنگی و درد را به غنی بچشاند، تا نسبت به ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد.(3)



پی نوشت:

م.حسرتی
1- ماه خدا ، حدیث 34
2- سیوطی ، الدرالمنثور، ج1،ص444
3- من لایحضر هالفقیه، ج 2، ص، 387





نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :
سه شنبه 17 بهمن 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
من غرور زمان را در هم خواهم کوبید، جنون چلچله ها را زندانی خواهم کرد و ریشه هایم را به دست تیشه ی مبهوتی می سپارم که می دانم هیچ گاه زخمی نخواهد گشت. من واژه ها را اسیر مهربانی ات، کوچه ها را آذین از نرگس ها، شب را چراغانی از تمام گلبوتهی ستاره خواهم کرد.

در پشت نگین واره ی اشک های جانسوز، انعکاسی از انتظار آمدنت موج می زند آنجاست که دل در سینه ام چونان گنجشکی مانده در بند بالا و پایین می شود. به یاد آن روزم که دست های سردم را با شعله های عشق تو گرم خواهم نمود.


آنروز می دانم همین نزدیکی ست. مثل خدای نور و صلابت و مهر، مثل شکوه شب پره هایی که پشت شیشه های باران زده اشک را تلاوت می کنند. من آن روز اذان نیایش را از حنجره ی سرخ لاله ای خواهم شنید که زیر آواره ترین عشق مدفون شده بود.

من آن روز تمام بی کسی و بی پناهی ام را در ظهرترین نماز کرب و بلا فریاد می زنم و برای آمدنت ثانیه ها را با گرمای عشقت آب می کنم تا زود بیایی .

تو روزی  پا بر سنگفرش حقیقت خواهی گذاشت. فرشی از گلهای رازقی، بابونه، اطلسی هایی که عطر دل آویزشان هر کوی و برزنی را مست می کند. می دانم آن روز آفتابگردان ها تا ابد رو به سمت تو می گردانند و نور می گیرند و مهربانی سر بر آستان مقدست فرود می آورد، تو در هم می شکنی رعشه های ترس و گمراهی را، پلیدی و سیاهیِ شبهای بی ستاره را.

اندوه جانکاهی در چشم هایم لانه کرده است آقا! بغض، گلوگاه سربی ام را می تراشد و می سوزاند عمق وجود بی وجودم را. با که بگویم غریبی شبهایی که یتیم وار بر سرِ دردهایم دست نوازشی از ترحم و منت می کشیدند دشمنان دوست نما؟

با که بگویم رازِ مخوف تنهایی مبهمی که تا سالها با من بود و بی تو بیشتر و بیشتر؟ با که بگویم از دست هایی که هر غروب آدینه زیر چانه های فراق در پشت کوچه های این شهر آلوده ی زنگاری بی تاب تر می شود؟ از کدامین خامه بگویمت که لحظه لحظه از نوشتن از تو وا می ماند و هر بار هجوم افکار بی تو بودن، مأمن احساسم را شکنجه گاهی کرده است؟

با تو می گویم از تمام تلخکامی ها و خودکامگی هایم تمام سرودهای نخوانده ام و چشمهای ندیده ام از شعرهای که سروده نشد.

مرا در انتظار دیدن خود حل کن...ای سپید ترین غزلواره عدالت و عشق ...




م.حسرتی




نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :
پنجشنبه 5 بهمن 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
سال ها آرزویش دیدار امام غایب بود، تااین که تصمیم گرفت با پیش گرفتن یه دوره چهل روزه تهذیب  روزه تهذیب اخلاقی و سیر و سلوک معنوی، شرایط احتمالی دیدار را فراهم سازد. صفای باطن و اثر معنوی ادعیه و آیات قرآنی اثر خودش را گذاشت و برایش قرار ملاقات تعیین شد، ولی محل آن به جای مسجد و بیابان، گوشه ای از بازار آن هم در مغازه رنگ و رو رفته پیرمردی قفل ساز بود.

روز موعود، به سرعت خود را به در مغازه رساند، مغازه ای کوچک و ساده بود. پیرمرد قفل ساز کنار امامی زیبا و نورانی بود. گویا کس دیگری ایشان را نمی دید. با شگفتی به مغازه نزدیک شد. هیبت امام او را گرفت، سلام کرد و جوابی بسیار زیبا و دل نشین شنید. خواست بپرسد، آخر شما چرا این جا، ولی امام متوجه سوال ذهنی او شد و فرمود: بنشین تا بفهمی.

زمانی نگذشت تا اینکه خانمی آمد و قفلی نو و جدید را که خراب شده بود، به پیرمرد نشان داد و درباره تعمیر یا فروش آن پرسید. پیرمرد نگاهی به قفل انداخت، سپس به او گفت : این قفل خوب و گران قیمت است.اگر درست شود، قیمت بالایی دارد.

آن زن از سخن پیرمرد شگفت زده شد،چرا که تمام مغازه ها قصد خرید ارزان قفل را داشتند، ولی پیرمرد قصد دیگری داشت. زن قفل را گرفت و رفت تا فکرهایش را بکند. پس از رفتن او، امام رو به منتظر علاقه مند به دیدار خود کرد و فرمود : « مثل این پیرمرد باشید، من به سراغ شما خواهم آمد».

امروزه دین گریزی، تکلیف و شریعت (فقه) گریزی، عرفی گریزی، عدالت گریزی و اخلاق گریزی، در جامعه ما بیداد می کند. به جای آن رفاه زدگی و دنیاگرایی و روش های حرام و گناه در کسب معیشت و طراحی نظام زندگی، معیار و مبنای زندگی قرار گرفته است. بدیهی است تا زندگی های ما از جهت مدل و ساختار و روابط و نوع شکل آنها و اجزا و عناصر آن، بر اساس کپی های ناقص از بازار مشترک و وارداتی غربی و شرقی باشد، نباید توقع زندگی مهدوی را داشت.

در زندگی مهدوی، ابتدا باید در جستجوی سبک و ساختار بود و گرایش های فطری را معیار و مبنای برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها و سازمان دهی های جسمی و فیزیکی و حسی قرار داد. برای این کار باید هر فرد زیز نظر استاد راهنما، ابتدا در حوزه فردی و آن گاه اجتماعی، به نگاه جامع برسد و در مقام جزء اعمال و رفتار خود بتواند تمام نسبت ها و رابطه ها را لحاظ کند.

انسان های موفق در عرصه دین و دنیا کسانی همانند سلمان فارسی هستند که از علم بدون معنویت یا از علم بدون عدالت یا علم بدون زیبایی وحشت دارند یا زندگی آن ها دقیقاً بر اساس مناسک و شریعت دینی می باشد، تا دچار خطا و لغزش شوند، چرا که بازتابش لغزش و خطاهای بسیاری است که به تعداد خطاها برای انسان مسئولیت آور است.

مرد منتظر کسی است که هوشیار و آگاه است و از محافظه کاری و مصلحت بینی های منفعت طلبانه دنیوی، با هدف کسب آرامش ظاهری شغلی و اقتصادی به دور است، بلکه با معیار قرار دادن فطرت خداجوی، ضمن سعی و تلاش حداکثری، از فسیل یا استحاله شدن یا بردگی مدرن و رها کردن استعدادها در ساختارهای ادرای یا ماشینی دوری می جوید و اگر هم به جبر محیط، ناچار به این امر شد، این واقعیت تحمیلی را مبنا و توجیه زندگی خود قرار نمی دهد و در فراغت های دیگر زندگی، به کمال یابی جامع خود می پردازد.

امید است با بکارگیری و مطالعه بیشتر در برنامه ریزی های زندگی خود از معبر تفکر انسانی ، به باور و زندگی مهدوی دست یابیم..انشاء الله



م.حسرتی




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها :

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: