آفتاب پنهان اینجا آسمان ابری ست آنجا را نمی دانم اینجا هوایش بهاری نیست آنجا را نمی دانم اینجا عاشقا تنهایند آنجا را نمی دانم اینجا دل برای تو تنگ است آنجا را نمی دانم... http://hidden-sun.mihanblog.com 2018-12-19T12:04:18+01:00 text/html 2018-12-19T07:41:33+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن شش تذکر لازم برای استغاثه به امام زمان(عج) http://hidden-sun.mihanblog.com/post/193 <div align="justify"><font color="#3333FF"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/03154915.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">از این دعای پر برکت در حق امام زمان هیچ گاه غفلت نکنید </font><br>یکی از دعاهائی که در حال نشست و برخاست بلکه در همه حالات و در تمام ماه ها و در هر کجا که انسان متذکر شد بعد از ستایش خداوند مانند الحمد لله رب العالمین گفتن و صلوات بر پیغمبر صلی الله علیه و آله فرستادن سزاوار است بخواند این دعاست: <font color="#009900">اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا</font>. مخفی نماند که این دعا را محمد بن عیسی بسند خود از دو امام علیهما السلام نقل کرده (مفاتیح اعمال شب بیست و سوم، و وقایع الایام محدث قمی ص 47 و منهاج العارفین ملا محمد حسن الحسینی السمنانی ص 273 و... نیز نقل نموده اند. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">شش تذکر لازم برای استغاثه به امام زمان </font><br><br><font color="#FF0000">1 -</font> همان طوری که خداوند بر همه جا احاطه دارد، خلیفه او هم که در این عصر حجه بن الحسن عجل الله تعالی - له الفرج است نیز، بر همه اشیاء احاطه دارد لذا هر کجا که شخص مضطر آن حضرت را بخواند آن بزرگوار با اراده الهیه خود و مصلحت، از او فریاد رسی می فرماید.</div><div align="justify"><font color="#FF0000"><br></font></div><div align="justify"><font color="#FF0000">2 -</font> شخص مضطر و مستغیث نیز باید از قعر دریاها گرفته تا اوج آسمانها که قرار گیرد در مقان استغاثه خود را در حضور آن حضرت بداند و ببیند.</div><div align="justify"><font color="#FF0000"><br></font></div><div align="justify"><font color="#FF0000">3 - </font>شخص مستغیث از همه قدرتها چشم پوشی کرده و نگاه امیدش فقط بدست الهی و کف پر قدرت و با کفایت آن حضرت باشد و بس.</div><div align="justify"><font color="#FF0000"><br></font></div><div align="justify"><font color="#FF0000">4 -</font> بداند که آن حضرت مظهر قدرت نامحدود الهی است و قادر است که هر حاجت شرعی که داشته با بر آورد.</div><div align="justify"><font color="#FF0000"><br></font></div><div align="justify"><font color="#FF0000">5 - </font>یقین داشته باشد که آن مولا از پدر هم نسبت بما مهربانتر بوده و زودتر از این پدر و مادر جسمانی، با مصلحت غم و غصه و گرفتاری شیعیانش را برطرف می کند.</div><div align="justify"><font color="#FF0000"><br></font></div><div align="justify"><font color="#FF0000">6 - </font>اگر شخص مضطر شده ولی بین او و آن حضرت موانعی مثل قضای عبادات و حق مردم و امثال اینها می داند که موجود دارد، باید فورا و قبل از استغاثه عهد کند که آن موانع را برطرف نماید مثلا قضای عبادات را بجا آورده و حق مردم را رد کند و سپس بان حضرت استغاثه نماید.<br><br>ناگفته نماند که شخص در مقام توسل و استغاثه بساحت اقدس وجود آن حضرت، هر طور و با هر زبان که می تواند ممکن است متوسل شده و با آن بزرگوار راز و نیاز نماید اما بعض ادعیه و موارد دیگر هست که بد نیست انسان از آنها آگاه باشد... <br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">منبع :</font> توسل به امام زمان ، محمد باقر شریعت پناه اصفهانی.</font></div> text/html 2018-12-14T07:22:44+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن زمانی که یار باز آید http://hidden-sun.mihanblog.com/post/192 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/hiddensun.ir639.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در سکوتی سخت، بارها صدایت کردم، می دانم که حرف هایم را می شنوی، آری، با تو بسیار سخن گفته ام، ولی این بار صدایت نمی زنم، فریاد می زنم، فریاد می زنم:<br><br>آیا امروزمان به فردایی متصل می گردد که کامیاب گردیم؟(1)<br><br>آیا خزان دل هایمان بهاری خواهد شد؟ آیا چشمان گناهکارمان جمال زیبایت را خواهد دید؟<br><br>آقاجان! یا<font color="#009900"> صاحب الزمان</font>!<br><br>بیا، بیا که آرزوی سلامی گرم، از تو بر دلمان مهر خورده، بیا که نگاهمان به جمعه خیره ماند و آبشار اشک از گونه هایمان بر زمین جاری است. بیا که یاس های امید و نسترن های شوق چشم به راه گل نرگسند، بیا و طراوت بهار را به روحمان ببخش.<br><br>ای امیر ظهور و قیام! ای مولای آب و آیینه! ای امیر نهان از دیده! بیا و ما را از آرزویی که در هوای تو داریم ناامید مکن که گفته هایمان بوی عشق تو را دارند و نوشته هایمان تو را حکایت می کنند.<br><br>آقاجان! تو را به آبروی مادرت سوگند که بر گنهکاران رحمی کنی و آینة جمالت را به تماشای دیده هایمان راهی دهی و ما را از قطره های زلال اشک، بی نصیب نسازی.<br><br>مولای من! با همة تلخی ها و سختی های زندگی، با همة گناه ها و معصیت ها، بازهم به تو پناه می آورم و در مرز آشنای نگاهت، بیت الاحزان دلم را بر پا می کنم و هر صبحِ آدینه با عشق ظهورت از خواب سرد خاموشی بر می خیزم و در کرانة ایمان، با دو رکعت نماز عشق به استقبال باران ندبه ات می روم و بازهم زمزمة «این بقیه الله التی لاتخلوا ...»<br><br>مولای من! دیری است که در محراب عبادت دست هایم را به بال فرشتگان گره می زنم و می خواهم که صدای ضجه های مرا به گوش دل تو برسانند، تا شاید آدینه ای بیایی و ...<br><br></div><div align="justify">یابن الحسن! در فراق و جدایی تو نه تنها من، بلکه امتی یعقوب وار خون می گرییم و فقط با تماشای تو، کلبة احزان دلمان گلستان خواهد شد و می دانیم که خواهی آمد، خواهی آمد و به پایت اشک شوق خواهیم ریخت و نماز جماعت را به قامت سبز درختان، به اقتدای حضور <font color="#009900">سبزت</font>، برپا خواهیم ساخت.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font size="1" color="#666666">پی نوشت :</font></div><div align="justify"><font size="1" color="#666666">1. فرازی از دعای ندبه</font></div> text/html 2018-12-11T06:39:48+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن شیخ صدوق و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف http://hidden-sun.mihanblog.com/post/191 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/index.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">یکی از بزرگان و علمایی که مشرف به دیدار حضرت حجة بن الحسن(علیه السلام) شده است جناب <font color="#3333FF">شیخ صدوق</font> رحمه الله می باشد که البته این تشرف موجب برکاتی بوده است که نه تنها خود ایشان که جامعه تشیّع نیز از او بهره مند شده اند. و داستان این تشرّف به این شکل است که خود ایشان نقل می کنند: برای زیارت حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) به مشهد مقدّس مشرّف شده بودم. و زمانیکه مدّت زیارتم تمام شد در راه بازگشت چند روزی در نیشابور اقامت نمودم.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">در آن شهر شیعیان برای دیدن به محل اقامت من می آمدند. در این رفت و آمدها متوجه شدم که مسأله غیبت حضرت ولی عصر عجل الله فرجه شیعیان را متحیّر کرده و ایشان را به شک و تردید انداخته است. به طوری که از راه و روش صحیح منحرف شده و به نظرات و قیاس های باطل روی آورده اند. پس سعی نمودم تا ایشان را به اعتقاد حق هدایت نمایم و آنها را به وسیله احادیثی که از پیامبر و ائمه(علیهم السلام) در این زمینه وارد شده است به راه صحیح باز گردانم. در همین ایام بود که از شهر بخارا مردی فاضل و عالم که از اهالی قم بود به دیدار من آمد که مدتها آرزوی دیدن او را داشتم و مشتاق مشاهده ی آیین و روش و نظرات محکم او بودم.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">آن مرد شیخ نجم الدّین ابو سعید محمد بن حسن بن محمد بن احمد بن علی بن صلت قمی ـ رحمه الله ـ بود که پدرم از مرحوم جدّ او محمد بن احمد بن علی بن صلت قمی حدیث نقل می کرد و از علم، عمل، زهد، فضل و عبادت او تعریف می نمود.لذا از آنجا که خداوند تبارک و تعالی دیدار این عالم که از این خاندان بزرگ بود را برای من ممکن ساخت شکر او را به جا آوردم. در یکی از روزها که آن عالم برای من صحبت می کرد بیان نمود که مردی از بزرگان فلسفه و منطق، اشکالی در ارتباط با حضرت قائم(علیه السلام) ایراد نموده است که این عالم بزرگ را به سبب طولانی شدن غیبت آن حضرت و منقطع شدن اخبار ایشان به شکّ و تردید انداخته است.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">پس در مورد وجود امام زمان(علیه السلام) و طولانی شدن غیبت آن حضرت روایاتی را از حضرت پیامبر اسلام و ائمه(علیهم السلام) برای او بیان کردم که قلب او آرامش یافت و آنچه از شک و تردید برایش ایجاد شده بود، زدوده شد.به همین جهت از من درخواست نمود در این زمینه کتابی بنویسم و من هم به او وعده دادم زمانیکه به وطن خود یعنی ری بازگشتم چنین کنم. در همین ایام بود که شبی در فکر اهل و عیال و برادران خود بودم که خواب بر من غلبه کرد.</div> text/html 2018-12-07T05:23:53+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن چگونه انتظار بکشیم؟ http://hidden-sun.mihanblog.com/post/190 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/valiasr256.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">این سوالی است که پیش از هر پرسش دیگری ذهن هر مسلمانی را به خود جلب می کند. چگونه باید انتظار کشید؟ ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام چه وظیفه ای داریم؟ چه باید بکنیم که امام زمان علیه السلام از ما خشنود گردند؟ و.... آشنائی با وظائف منتظر در زمان غیبت ما را یاری خواهد نمود که هر چه نیکوتر انتظار قیام آن بزرگوار را بکشیم. در اینجا ما اندکی از آن وظائف را بر شما عزیزان یاد آور می گردیم: <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">1 -</font> شناخت حضرت<font color="#009900"><b> مهدی</b></font> علیه السلام: یکی از مهمترین وظائف ما در زمان غیبت شناسائی آن بزرگوار است و باید بدانیم که مقصود از این شناسائی تنها آشنائی علمی و یا تاریخی با آن حضرت نیست، بلکه باید به مقامات معنوی آن بزرگوار عرفان پیدا کنیم و امید است در مرحله بعد به آن حضرت قلبا محبت داشته باشیم. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">2 -</font> باید بدانیم که اگر از امام زمان خود دوریم، اگر حضرت مهدی علیه السلام غائب است، اگر رنج می کشیم همه و همه نتیجه اعمال زشت خود ماست. پس باید خود را بسازیم، باید اعمالمان را اصلاح نمائیم، گویی همواره در مقابل مولایمان امام زمان علیه السلام قرار داریم. حضرت مهدی علیه السلام نیز به این نکته نظر دارند، آنجا که می فرمایند: فلیعمل کل امری‏ء منکم ما یقرب به من محبتنا و لیتجنب من کراهتنا و سخطنا.<font size="1"> [1]&nbsp;</font> هر یک از شما باید به آنچه که به وسیله آن به دوستی ما نزدیک می گردد، عمل کند و باید از آنچه که به وسیله آن به ناخشنودی و خشم ما می رسد، بپرهیزد.<br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF"><font color="#000000"><font color="#3333FF">3-</font> <font color="#666666">پس از آن که حضرت مهدی علیه السلام را شناختیم</font></font> </font>و اعمال صالح پیشه کردیم، باید به دگرسازی و شناساندن آن بزرگوار به دیگران بپردازیم و این وظیفه ای بس مهم و عظیم است.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"> <font color="#3333FF">4 -</font> دعا: برای آن حضرت دعا کنیم و ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهیم که خود او فرمود: اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج و ان ذلک فرجکم. <font size="1">[2]&nbsp;</font> برای فرج بسیار دعا کنید که به راستی گشایش خود شما نیز در آن است. دعای عهد <font size="1">[3]&nbsp;</font> را صبحها بعد از نماز حتما بخوانیم. در قنوتهای نماز دعای فرج <font size="1">[4]&nbsp; </font>را فراموش نکنیم و به یاد داشته باشیم که دعا کردن برای آن حضرت از حقوقی است که آن بزرگوار به گردن ما دارند. و نیز دعای ندبه را که زبان حال یک فرد منتظر و شیدای شیعی و سرشار از معانی جالب و ژرف است، در روزهای عید و هر جمعه صبح بخوانیم. <br></div> text/html 2018-12-04T07:09:19+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن مدعیان دروغین مهدویت http://hidden-sun.mihanblog.com/post/189 <div align="justify"><font color="#CC6600"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/40451.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">یک درد دیرینه!</font><br>دفتر تاریخ را که ورق بزنی، خواهی دید همواره دروغ پردازان نابکاری بوده اند که خودشان را رهبر حقیقی معرفی می کردند تا سیر واقعی هدایت را منحرف کنند و انسان ها را به سوی پرتگاه های مخوف ظلالت و گمراهی ببرند. این افراد عَلم جهالت بر دوش می نهادند تا خلق را به سوی پس کوچه های ظلمت رهنمون شوند. همان گونه که هدایت گران راستین در زندگی انسان ها بسیار لازم و مفیدند، به همان اندازه جاهلان فریب کاری که به قصد تخریب عقاید حقه، حجابی می شوند در برابر خورشید هدایت، وجودشان خطرناک و گمراه کننده است.<br><br>زمانی که امام عصر رخت غیبت طولانی را به تن کرد، هوشمندانه سخن از مسأله اخلال در رهبری به میان آورد و مشت دروغ گویان افترازن را باز کرد که خود را به جای امام و نماینده او معرفی می کردند. طنین دل نشین سخنان مولا از پشت این واژه ها گوش را می نوازد: و به زودی برای شیعیانم کسانی ظاهر خواهند شد که ادعای مشاهدة مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بنماید، مسلما دروغ گو و افترا زننده است.<br><br><font color="#CC6600">از نیابت تا نبوت</font><br>روزها و شب های غیبت کبری دروغ گویان بسیاری را به خود دیده است. کسانی که به طمع مال و جاه و یا با حمایت بیگانگان و استعمارگران غرب، ادعای قائمیت کردند. یکی از آنها «علی محمد» فرزند میرزا رضای بزاز و بنیان گذار فرقه بابیت بود.<br><br>160 سال پیش زمانی که 25ساله بود ادعای بابیت امام عصر را کرد و نمونه بارزی شد برای کلام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه). او می گفت بنده ای از بندگان و نماینده ای از نمایندگان امام عصر است. بعدها که زمینه را مساعد دید در گوشه و کنار آثارش ادعای عجیبی کرد. کم کم ادعا را علنی مطرح کرد و با بانگ بلند گفت: من همان قائم هستم که انتظار او را می کشید!<br><br><font color="#CC6600">مهدویت بانان استعمار</font><br>حمایت های بی دریغ بیگانگان و استعمار سبب شد که این مرام در فراموش خانه تاریخ راه نابودی را نپیماید و این صدای کریه بعدها از حلقوم افراد دیگری خارج شود. منجی آخرالزمان تنها به محمدعلی باب خلاصه نشد. پس از او افرادی بودند که به منظور فریب مردم ساده دل به ناموس الهی یعنی دین خدا خیانت کردند و خود را فرستاده خدا نامیدند آنها عده ای ساده لوح را به گرد خود جمع کردند و بافته های ذهنی و تحلیلات مهمل خویش را به نام وحی الهی به خورد عوام دادند. چهره هایی مانند میرزا حسین علی نوری موسس فرقه بهائیت، فرزندش عباس افندی و نوه دختریش شوقی افندی، قادیانی، مهتدی سودانی و ده ها تن دیگر که مقام امامت به کامشان شیرین آمد و یکی پس از دیگری امام زمان شدند!</div> text/html 2018-11-30T07:31:38+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن دعوت به فهم نشانه های ظهور http://hidden-sun.mihanblog.com/post/188 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/hiddensun.ir269.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">پیامبر اکرم<font size="1">(ص)</font> فرمود: هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.<br><br>این حدیث از جمله احادیث صحیح و متواتر و حتمی به شمار می رود که تمامی فرقه های اسلامی، صحت آن را پذیرفته اند.<br><br>در دعایی که از امام صادق<font size="1">(ع)</font> روایت شده، آمده است: خداوندا خودت را به من بشناسان، زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، رسول و فرستاده ات را نمی شناسم. خداوندا، فرستاده ات را به من بشناسان چه اگر فرستاده ات را به من نشناسانی، حجتت تو را نخواهم شناخت، خداوندا حجت را به من بشناسان و اگر حجتت را به من نشناسانی، بی شک در دین خود گمراه خواهم شد.<br><br>ما از این دعا، ضرورت شناخت امام زمان<font size="1">(ع) </font>را درک می کنیم. رسول اکرم<font size="1">(ص)</font> و امامان اطهار<font size="1">(ع)</font>، همگی ما را تشویق به ضرورت شناسایی امام زمان<font size="1">(ع) </font>در هر وقت و زمانی می کنند. در این جا این سؤال پیش می آید که آیا تنها دانستن نام و نسبت ایشان کفایت می کند؟ آیا دانستن تاریخ ولادت و مکان رشد ایشان و ... برای ما کافی است؟<br><br>از این جا اهمیت فرهنگ مهدویت و تمام زیرمجموعه ها، فصل ها، اسباب، انگیزه ها، مقتضیات، تاریخ، شاخه ها و نشانه های آن را، در تمامی ابعاد، چه از نظر عقیدتی و اصولی و چه فکری و فرهنگی، یا سیاسی و اجتماعی حس می کنیم. از همین رو برداشتن نقاب و حجاب نشانه های ظهور و چشم داشت به آن روز موعود، ضرورت دارد تا بدین وسیله مؤمنان در کوران رویدادهای بزرگ و فتنه های کشنده، دقت، احتیاط و دوراندیشی داشته باشند. با گذر روزها و شدت یافتن حوادث، نشانه های ظهور جایگاه مهمی در فرهنگ اسلامی پیدا کرده اند و به همین جهت است که امام صادق<font size="1">(ع) </font>فرمودند:</div> text/html 2018-11-25T04:26:50+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن رسول مهر http://hidden-sun.mihanblog.com/post/187 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/71.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">روزها، لحظه لحظه تیره ‏تر و سایه ظلمت، دم به دم فراگیرتر.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">گل‏ های ایمان، در شوره ‏زار دل‏های سرد، پژمرده و زرد و روزگار، آکنده از غربت و جهل و درد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">کاروان ـ کاروان، کفر و کدورت بود و دریا ـ دریا، شرک و شیطنت.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">نه آبشاری که عطش دیرینه «جزیرة العرب» را فرو بنشاند و نه توفانی که تومار «جاهلیت» را در هم پیچاند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">نوری نبود تا حجم غلیظ تاریکی را روشن گرداند و حرارت خورشید را بر صحن دل‏ها بتاباند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">گورهای سرد و خاموش، دهان گشوده بودند و معصومیت دخترکان را می‏ربودند. هیچ‏کس در بازار شلوغ مکه، آوای توحید نمی‏ سرود و کعبه را از ازدحام ناخدایان «لات» و «منات» و «عزی» نمی ‏زدود.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">هیچ‏کس، نشانی از خدا نمی‏دانست و کسی به آدمی نمی ‏مانست!</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">باید کسی می‏ آمد تا بهار را بسراید و شب کاینات را به فروغ وحی بیاراید... و ناگهان پایه ‏های قصر «قیصر»ها لرزید؛ آتش فتنه فتنه‏ انگیزان به خاموشی گرایید و خدا، «<font color="#009900"><b>محمد</b></font>» را آفرید.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">ستون کاخ «کسری»ها شکست؛ گرد و غبار جهل و کفر، فرو نشست و چهره جمال محمدی در آیینه روزگاران، نقش بست.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">جلوه تمامت عشق درخشید؛ فراتر از ستارگان از راه رسید؛ بهترین هدیه بهاری خدا، پدیدار گردید و آسمان، تمام ستاره‏ هایش را به چشم‏های آفتابی «مصطفی» بخشید.</div> text/html 2018-11-23T07:28:19+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن بصیرت‏ http://hidden-sun.mihanblog.com/post/186 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/q6hk.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">فتنه ‏ها، همان طور که در دل، «غفلت و تعلّق» می ‏آورند، در ذهن هم «شبهه» سبز می‏ کنند و تو می‏مانی که با این همه قدرت، چه گونه می‏توان بر خورد کرد و با این همه ضعف و تشتّت، چه گونه می‏توان بر پا ایستاد و نظم نوین جهانی را، به زیر پا گرفت. ولی نکته، همین است که اگر منتظران، اقدامی نکردند و تقدیر و تدبیر و تشکّل و تربیتی را نیاوردند و باری بر نداشتند، آن وقت، ظلم مملوّ، خود، زمینه ساز قسط کامل است، که سیاهی، زمینه ساز نور است و در دل تاریکی، چراغ‏ها بارور می‏شوند. <font size="1">[1]&nbsp;</font> در سوره‏ی یوسف می‏خوانیم:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«قل هذه سبیلی أدعوا الی الله علی بصیرة أنا و من اتبعنی»<font size="1"> [2] .</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">بگو راه من این است که دعوت به سوی خدا می‏کنم، بر اساس بصیرت، من و پیروان من، چنین هستند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">با بصیرت بخشی است که می‏توان شیعیان منتظر را از طوفان فتنه ‏ها و شبهه‏ ها رهایی بخشید و تواصی به حق کرد و توضیح داد که از مدار حق و صاحب زمان غفلت نورزند و جدا نشوند.این جا است که امام هادی ‏علیه السلام می‏فرماید: اگر پس از غیبت قائم شما، از دانشمدان کسانی نباشند که مردم را به سوی امام زمان‏ علیه السلام بخوانند و به جانب او راهنمایی کنند و با برهان‏ های خدایی، از دین اش پاسداری کنند و بندگان ضعیف خدا را از شبکه‏ های ابلیس و یاران او، و از دام‏ های دشمنان اهل‏بیت‏ علیه السلام که زمام دل ضعیفان شیعه را گرفته ‏اند، همچون که سکّان کشتی را رهایی بخشند، کسی به جای نمی‏ماند، مگر این که از دین خدا بر گردد. چنین دانشمندانی، نزد خداوند، از گروه برتران به شمار می‏ آیند. <font size="1">[3] .</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">و این گونه باید دانشمندان، مهندسی اجتماعی خود را در جهت حفظ و بقای شیعه و زمینه ‏سازی ظهور به جریان اندازند و راه را بر شیاطین ببندند و از بصیرتی برتر و جلوتر از آنان بهره‏مند باشند:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«و بصّرنا علی ما نکائده به» [4] .</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">خدایا بصیرتی بر ما عنایت کن که شیطان را کید و نیرنگ کنیم.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">انتظار راهبردی است برای دوران غیبت که با «فرج»، تنیدگی و پیوستگی دارد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"> امام سجادعلیه السلام می‏فرماید:</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">«انتظار الفرج من أعظم الفرج»<font size="1"> [5] .</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">انتظار فرج، خود، بزرگ‏ترین فرج است.</div> text/html 2018-11-17T04:06:59+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن عطر دل آرای خدا ، آغاز امامت حضرت مهدی(عج) http://hidden-sun.mihanblog.com/post/185 <a target="_blank" href="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/hiddensun.ir12.jpg" class="glr"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/hiddensun.ir120.jpg" style="padding:5px;" align="left"></a><div align="justify"> دوازدهمین پیشوای معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدی در نیمه شعبان سال 255 ه. ق در شهر سامرا دیده به جهان گشود. او هم نام پیامبر اسلام و هم کینه آن حضرت (ابوالقاسم) است. از القاب ایشان: حجت، اقئم، خلف صالح، صاحب الزمان، بقیه اللّه ، و مشهورترین آن <font color="#009900"><b>مهدی</b></font> است. پدرش امام حسن عسگری علیه السلام و مادرش بانوی گرامی نرجس است که به نام ریحانه و سوسن نیز از او یاد شده است.<br><br>آن حضرت دو غیبت داشتند یکی کوتاه مدت(صغری) و دیگری بلند مدت (کبری) اولی از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت خاصه و دومی از پایان دوره نخست آغاز و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت به طول می انجامد.<br><br><font color="#3333FF">شروع امامت</font><br>امام حسن عسگری علیه السلام پنج سال بعد از ولادت حضرت مهدی<font size="1">(عج) </font>در سال 260 ه. ق توسط «معتمد» یکی از خلفای بنی عباس مسموم و به شهادت رسید و امامت به جانشین بعدی آن حضرت یعنی امام مهدی<font size="1">(عج) </font>منتقل شد و حضرتش رهبری جامعه اسلامی را به عهده گرفت.<br><br><font color="#3333FF">نماز بر پدر</font><br>پس از شهادت امام حسن عسگری علیه السلام عده ای از دوستان آن حضرت به تصور این که جعفر بن علی برادر امام عسگری علیه السلام امام و پیشوای مسلمانان است شهادت آن حضرت را به وی تسلیت و پیشوایی اش را تبریک گفتند؛ اما وقتی جعفر بن علی خواست به جنازه امام نماز بخواند ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: عمو کنار برو من باید بر پدرم نماز بخوانم، جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود کنار رفت و حضرت مهدی در سن 5 سالگی بر پدرش نماز خواند. آن حضرت را در کنار قبر پدرش امام هادی دفن کردند.<br><br><font color="#3333FF">تلاش جعفر کذّاب</font><br>«ابوالادیان» یکی از خدمت گزاران امام عسگری علیه السلام می گوید: روزی حضرت، نامه هایی به من دادند و فرمودند: این ها را به مدائن می بری. 15 روز در سامراء نخواهی بود، روز پانزدهم که به شهر می آیی، از خانه من صدای ناله و شیون بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشته اند؟ گفتم: سرورم! اگر چنین شود امام بعد از شما کیست؟ فرمود: هر کس بر جنازه من نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری؟ فرمودند: هر کس از آن چه در میان همیان است خبر دهد، امام بعد از من است. روز پانزدهم به سامرا برگشتم. از خانه امام صدای گریه بلند بود و مردمان را دیدم که به جعفر، برادر امام تسلیت و امامتش را تبریک می گفتند من که فساد اخلاقی او را دیده بودم بسیار تعجب کردم...؛ اما وقتی در هنگام نماز، کودکی را دیدم که جعفر را کنار زد و بر پیکر پدرش نماز خواند و بعد از آن نیز از چیزهایی که داخل همیان بود به من خبر داد، دانستم که جانشین امام عسگری علیه السلام ، همین کودک است.</div> text/html 2018-11-15T05:43:28+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن شهادت امام حسن عسگری(ع) http://hidden-sun.mihanblog.com/post/184 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/8944509_161.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی برای شهر سامرا بود؛ زیرا خبر شهادت <font color="#009900">امام عسکری</font> در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام، نهان می داشتند، امروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه امام حرکت کردند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">کرامت امام(ع)</font><br>علی بن زید گفت: من اسبی داشتم و بدان می نازیدم و در هر جا از او سخن می گفتم. یک روز خدمت ابومحمد علیه السلام رسیدم. به من فرمود اسبت چه شد؟ گفتم آن را دارم و هم اکنون بر در خانه شماست. فرمود: تا شب نرسیده، اگر خریداری پیدا شد آن را عوض کن و تأخیر مکن. در آن هنگام کسی بر ما وارد شد و رشته سخن را برید. من اندیشناک برخاستم و به خانه رفتم و به برادرم گزارش دادم. در پاسخ من گفت: من نمی دانم چه بگویم. از فروشش به مردم دریغم آمد. چون شب شد نوکری که آن اسب را تیمار می کرد آمد و گفت: ارباب! اسبت مرد. مرا غم فرا گرفت و دانستم امام از گفتار خود این را در نظر داشته است.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">گوشه ای از زندگی امام</font><br>یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسگری علیه السلام در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند. از آن جایی که امام حسن علیه السلام به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین القاب حضرت نقی و زکی و کنیه اش ابومحمد است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمر شریفش 28 سال بود و در سال 260 ه. ق به شهادت رسید و در خانه خود در شهر سامرا کنار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.</div>